1404/10/07
بسم الله الرحمن الرحیم
ادله وجوب نماز آیات و اسباب آن/صلاة الآيات /كتاب الصلاة
موضوع: كتاب الصلاة/صلاة الآيات /ادله وجوب نماز آیات و اسباب آن
ادله وجوب نماز آیات و اسباب آن:
سید طباطبائی یزدی میفرماید: «فصل 41 في صلاة الآياتو هي واجبة على الرجال و النساء و الخناثى و سببها أمور- الأول و الثاني كسوف الشمس و خسوف القمر و لو بعضهما».[1]
نماز آیات واجب است بر مرد و زن و خنثی، بر اساس قاعده اشتراک که یک قاعدهی است در حد یک ضرورت فقهی و بیانگر این مطلب است که همهی مکلفین اعم از مرد و زن در احکام شرعی مشترک اند. علاوه بر آن روایت خاصی داریم که دلالت میکنند بر وجوب نماز آیات؛ از جمله در کتاب وسائل، ابواب صلاة الکسوف و الآیات، باب 3، روایت حمیری دلالت بر وجوب آن دارد:
عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ فِي قُرْبِ الْإِسْنَادِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِيهِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ النِّسَاءِ- هَلْ عَلَى مَنْ عَرَفَ مِنْهُنَّ صَلَاةَ النَّافِلَةِ- وَ صَلَاةَ اللَّيْلِ وَ الزَّوَالِ وَ الْكُسُوفِ مَا عَلَى الرِّجَالِ قَالَ نَعَمْ.[2] سند این حدیث اعتبار دارد و عبدالله بن الحسن امام زاده است و معتبر میباشد. در این ورایت در مقام دفع این توهم که آیا بر زنان هم نماز هست؟ امام فرمود بلی نماز آیات برای بانوان هم هست.
فاضل هندی در کتاب کشف اللثام، ج4، ص364 میفرمایند: نماز کسوفین واجب است در نزد ما. شیخ طوسی فرموده که در همهی این اسباب (خسوف، کسوف و زلزله) نماز واجب است اجماعاً و علامه حلی آن را در کسوفین اجماعی دانسته است، پس از لحاظ اجماع بحثی نداریم؛ اما نسبت به نصوص روایت اولی که در این رابطه مطلب را نسبت به وجوب نماز به علت کسوف شمس بیان میکند، در باب یک از ابواب صلاة آیات آمده است: مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ: وَقْتُ صَلَاةِ الْكُسُوفِ إِلَى أَنْ قَالَ وَ هِيَ فَرِيضَةٌ.[3] سند این روایت صحیح است.
روایت دوم این باب نیز از طریق جمیل نقل شده است: مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قَالَ: صَلَاةُ الْعِيدَيْنِ فَرِيضَةٌ وَ صَلَاةُ الْكُسُوفِ فَرِيضَةٌ.[4]
در این باب روایات دیگری که دال بر مطلوب اند نیز وجود دارد؛ از جمله روایت شماره ده: مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ مُوسَى ع يَقُولُ إِنَّهُ لَمَّا قُبِضَ إِبْرَاهِيمُ بْنُ رَسُولِ اللَّهِ ص- جَرَتْ فِيهِ ثَلَاثُ سُنَنٍ أَمَّا وَاحِدَةٌ- فَإِنَّهُ لَمَّا مَاتَ انْكَسَفَتِ الشَّمْسُ- فَقَالَ النَّاسُ انْكَسَفَتِ الشَّمْسُ لِفَقْدِ ابْنِ رَسُولِ اللَّهِ ص- فَصَعِدَ رَسُولُ اللَّهِ ص الْمِنْبَرَ- فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ ثُمَّ قَالَ يَا أَيُّهَا النَّاسُ- إِنَّ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ آيَتَانِ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ- يَجْرِيَانِ بِأَمْرِهِ مُطِيعَانِ لَهُ- لَا يَنْكَسِفَانِ لِمَوْتِ أَحَدٍ وَ لَا لِحَيَاتِهِ- فَإِذَا انْكَسَفَتَا أَوْ وَاحِدَةٌ مِنْهُمَا فَصَلُّوا- ثُمَّ نَزَلَ فَصَلَّى بِالنَّاسِ صَلَاةَ الْكُسُوفِ.[5]
این روایت از چند جهت اعتبار دارد؛ اولا از لحاظ قواعد رجالی مشکلی ندارد و روات آن ثقات دیده میشوند. ثانیا این روایت در حقیقت یک حکایت معروف بین الفریقین و جزء حکایاتی است که در مورد حضرت رسول به ثبت رسیده است. اما از نظر دلالت فرموده وقتی شمس و قمر یا یکی از آن دو گرفته شود و حائلی از کواکب بین آن دو قرار گیرد، نماز واجب است.
در ادامه سید یزدی فرموده: تمام خورشید گرفته شود یا قسمتی از آن فرق نمیکند؛ برای این که اطلاق دلیل شامل گرفتگی به صورت تمام و بعضی از آن هر دو میشود و در این جهت فرقی وجود ندارد. فاضل هندی در کتاب کشف اللثام، ج4، ص364 میفرماید: در بارهی حائل قرار گرفتن یا انخفاء فرق نمیکند که تمام کره خورشید در استتار قرار گیرد یا بعضی از آن.
صاحب جواهر در کتاب جواهر، ج11، ص504 میفرماید: آنچه صاحب کشف اللثام (استاد صاحب جواهر) گفته است جید است که در صورت گرفتگی بعض از آن، باز کسوف صدق میکند.
در بعضی از نصوص آمده که نماز آیات در کسوف و خسوف وقتی است که خوفی صورت گیرد از جمله روایت شماره 3 باب یک است: وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ الرِّضَا ع قَالَ: إِنَّمَا جُعِلَتْ لِلْكُسُوفِ صَلَاةٌ لِأَنَّهُ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ- لَا يُدْرَى أَ لِرَحْمَةٍ ظَهَرَتْ أَمْ لِعَذَابٍ- فَأَحَبَّ النَّبِيُّ ص- أَنْ تَفْزَعَ أُمَّتُهُ إِلَى خَالِقِهَا وَ رَاحِمِهَا عِنْدَ ذَلِكَ- لِيَصْرِفَ عَنْهُمْ شَرَّهَا وَ يَقِيَهُمْ مَكْرُوهَهَا- كَمَا صَرَفَ عَنْ قَوْمِ يُونُسَ ع- حِينَ تَضَرَّعُوا إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ الْحَدِيثَ.[6] از این حدیث استفاده میشود که نماز آیات در اثر آیتی از آیات خدا در صورتی که متضمن خوف باشد، واجب میشود.
سید یزدی میفرماید اقوا این است که هر چند خوفی صورت نگیرد باید نماز انجام شود. جواب از این حدیث این است که خوف مذکور در آن علت نیست بلکه حکمت است. در صورتی که حکمت باشد، لازم نیست که در تمامی موارد حکم دائر مدار آن باشد. اگر علت باشد حکم دائر مدار آن است.
سبب سوم از اسباب وجوب نماز آیات:
«الثالث الزلزلة و هي أيضا سبب لها مطلقا و إن لم يحصل بها خوف على الأقوی».[7] زلزله هم سبب است برای نماز آیات هر چند که از آن خوفی ایجاد نشود. اما توهم خوف به دلیل روایت فضل بن شاذان بود که توجیه آن بیان شد. سیدنا الاستاد میفرماید: دلیل بر وجوب نماز آیات به سبب زلزله اجماع است.
شیخ طوسی در کتاب خلاف، ج1، ص668 و علامه حلی و فاضل هندی در کشف اللثام میفرمایند زلزله هم مورد اجماع است که علامه حلی و شیخ در این رابطه اجماع اعلام کرده اند.
صاحب جواهر میفرماید خود محقق حلی هم مطلب را مطلق بیان کرده و طبق این بیان زلزله هم از اسباب نماز آیات باشد.
از لحاظ مستند در بارهی مستند روایی وجوب صلاة برای زلزله در کتاب وسائل، باب دو از ابواب صلاة آیات، حدیث 3 چنین است: وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ سُلَيْمَانَ الدَّيْلَمِيِّ أَنَّهُ سَأَلَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الزَّلْزَلَةِ مَا هِيَ- فَقَالَ آيَةٌ ثُمَّ ذَكَرَ سَبَبَهَا إِلَى أَنْ قَالَ- قُلْتُ فَإِذَا كَانَ ذَلِكَ فَمَا أَصْنَعُ- قَالَ صَلِّ صَلَاةَ الْكُسُوفِ الْحَدِيثَ.[8] سند این ورایت هر چند که مرسل است ولی صاحب جواهر در کتاب جواهر، ج11، ص505 میفرماید مستند این حکم خبر دیلمی است که منجبر است و به وسیلهی اجماع ضعفش جبران شده است.
روایت دوم در کتاب مجالس (امالی) است: وَ فِي الْمَجَالِسِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ الْقَطَّانِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ السُّكَّرِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زَكَرِيَّا الْبَصْرِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عُمَارَةَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الصَّادِقِ عَنْ أَبِيهِ ع قَالَ: إِنَّ الزَّلَازِلَ وَ الْكُسُوفَيْنِ وَ الرِّيَاحَ الْهَائِلَةَ- مِنْ عَلَامَاتِ السَّاعَةِ- فَإِذَا رَأَيْتُمْ شَيْئاً مِنْ ذَلِكَ فَتَذَكَّرُوا قِيَامَ السَّاعَةِ- وَ افْزَعُوا إِلَى مَسَاجِدِكُمْ.[9] در این روایت، زلزله به عنوان سبب نماز آیات در کنار کسوفین آمده و فرموده: وقتی این آیات را دیدید به سوی مساجد و نماز بشتابید. دلالت آن بر وجوب نماز آیات در حد ظهور است. از قرار دادن زلزله را در کنار کسوف، نص بر آیت بودن زلزله فهمیده میشود.
علاوه بر این که شیخ طوسی در کتاب مبسوط، میفرماید: «صلاة كسوف الشمس و خسوف القمر فرض واجب، كذلك عند الزلازل و الرياح المخوفة و الظلمة الشديدة يجب مثل ذلك».[10]
در تکمیل این مطلب، فرمایش شهید در کتاب ذکری، ج4، ص199 در بارهی زلزال ظاهرش این گونه است که میفرماید زلزال هم مثل کسوفین نماز دارد. صاحب جواهر که به رأی سید بحر العلوم خیلی احترام قائل است میگوید در منظومه ایشان آمده که زلزله موجب صلاة آیات است.
نکتهی قابل توجه در مورد اجماع این است که نقل اجماع قدما در زمان ما، اجماع منقول است و اجماع متأخرین در زمان ما اجماع منقول ندارد. پس شیخ طوسی وقتی اجماع میگوید، اجماع محصل است و صاحب کشف اللثام وقتی آن را نقل میکند، اجماع منقول است. نقل اجماع هم از طریق کتابت و نوشتار است و هم از طریق روایت و گفتار.
سیدنا الاستاد نسبت به روایات اشکال سندی و دلالی دارد و در نهایت میفرماید مستند وجوب نماز آیات به جهت زلزله اجماع است و روایات مربوطه ضعیف اند. اجماع، ممکن است اجماع مدرکی باشد، پس احتیاط این است که نماز آیات به خاطر زلزله انجام گیرد.