1403/10/04
بسم الله الرحمن الرحیم
تکرار آیه در نماز/واجبات الصلاة /كتاب الصلاة
موضوع: كتاب الصلاة/واجبات الصلاة /تکرار آیه در نماز
بحث و تحقیق در بارهی مسأله شماره چهار:
سید یزدی فرمودند: يجوز تكرار الآية في الفريضة و غيرها و البكاء ففي الخبر: كان علي بن الحسين ع إذا قرأ مالك يوم الدين يكررها حتى يكاد أن يموت. في آخر: عن موسى بن جعفر (ع) عن الرجل يصلي له أن يقرأ في الفريضة فتمر الآية فيها التخويف فيبكي و يردد الآية. قال (ع) يردد القرآن ما شاء و إن جاءه البكاء فلا بأس.[1]
در این باره گفته شد که تکرار آیه اگر از حد متعارف بیشتر باشد، با صورت صلاتیه تطبیق نمیکند. همین طور اگر بکاء و حالت گریه اگر در حدی باشد که در حال نماز حِقْ حِقْ کند، حالت نمازی عرفا سلب میشود. اشک و تأثر و خضوع داشته باشد، نه در حدی که گریه در بدن اثر گذار باشد و طمأنینه را از بین ببرد.
گفته شده است که این اشکال وارد نیست؛ زیرا در تاریخ آمده که امام (ع) «ایاک نعبد» را هفتاد بار تکرار میکرده است و در نماز مسجد جمکران هم تکرار آیه آمده است. پس تکرار هم در عمل امام بوده و هم آیه قرآن است و بر اساس عمومات، تکرار قرآن موجب اشکال نمیشود. بنابراین اولا تکرار آیه در عمل معصوم آمده. ثانیا تکرار قرآن اشکال ندارد. ثالثا در حدیث مورد بحث هم آمده که آیه تکرار شده است.
در مورد بکاء اشکالی نداشته باشید؛ چون بکائی که حالت عادی را سلب کند کسی نمیتواند بگوید این نماز درست است؛ چنانکه نماز در حال غش درست نیست.
اما در مورد تکرار آیه، تحقیق این است که اولا بدانید که نماز صورت شرعیهی خاصی دارد و مخترع شرعی است. ثانیا این صورت شرعیه باید مورد عمل متشرعه باشد که تأیید شود. در عمل متشرعه تکراری وجود ندارد. اگر تکرار یک حالت شرعی کاملی در فریضه میداشت، آشکار میشد (لو کان لبان) و الآن بین متشرعه شیوع داشت. سیره مؤید بر این است که تکراری وجود ندارد. ثالثا قرائت یک سوره ظهورش در این است که آیات یک بار مرتب خوانده شود و اصل عدم جواز تکرار است. در روایت تعلیمیه (صحیحه حماد) چنین آمده که حماد نزد امام آمد و گفت نماز را برایم تعلیم کن. امام نماز را به او بدون تکرار تعلیم کرد و در آخر فرموده «یا حماد هکذا صل.»[2]
مؤیدات این مطلب در شرایع، ج1، ص82 بیان شده که محقق حلی فرموده در قرائت ترتیل رعایت شود. علاوه بر این که سید ابوالحسن اصفهانی در کتاب وسیلة النجاة که با اضافاتی تحریر الوسیله شده است، در بارهی مستحبات سور و قرائت در صلاة بحثی که دارد در نهایت میفرماید: اگر کسی شک کند که یک آیه را درست خوانده یا نه؟ اگر از محل تجاوز نکرده باشد، تکرار جایز است. از تکرار آیه در این کتاب چیزی دیده نمیشود.
با توجه به حدیث تعلیمی و مؤیدات و ظهور و اصل حد، اقل احوط لزومی این است که در قرائت تکرار آیه در حد زیادی صورت نگیرد.
در کتاب وسائل، باب 68، حدیثی آمده که سید یزدی آن را در متن ذکر کرده است. متن این حدیث به این صورت است:
مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْقَاسَانِيِّ جَمِيعاً عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ دَاوُدَ عَنْ سُفْيَانَ بْنِ عُيَيْنَةَ عَنِ الزُّهْرِيِّ فِي حَدِيثٍ قَالَ: كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ع إِذَا قَرَأَ مٰالِكِ يَوْمِ الدِّينِ- يُكَرِّرُهَا حَتَّى يَكَادَ أَنْ يَمُوتَ.[3]
اگر سند درست باشد، این حالت، حالت عادی نیست. برخی از روایات شبههی تصوف دارد. این گونه بیانها، بیانهای تصوّفی است. اصرارهای در حد حرج در تصوف است. اگر لحن تصوفی نباشد و برای یک فرد جایز باشد که «مالک یوم الدین» را تا دم مرگ تکرار کند، عسر است و عسر مطلوب شرع نیست. ثانیا بر فرضی که واقعیت داشته باشد، قانون دیگری داریم و آن این است که اگر اعمال عبادی از سوی ائمه (ع) در حدّ غیر طبیعی باشد و برای آدم عادی طبیعی نیست، آن اعمال از خصائص ائمه (ع) و پیامبر (ص) است. پس متصوفه برخی از اعمال را که از امیرالمؤمنین (ع) سرمشق میگیرند، طبق شرع نسیت. نقل شده که روزی ابی درداء در مدینه از کنار باغی عبور میکرد و دید امیرالمؤمنین (ع) در حال سجده است و خیلی طول کشید (حدود چند ساعت)؛ لذا یقین کرد که حضرت از دنیا رفته است و رفت به اهلبیت (ع) تسلیت گفت. اینها از خصائص است. آن اعمالی که برای افراد عادی در حدّ عسر و حرج است، اگر برای ائمه به ثبت رسیده، از خصائص آنان است.
نکتهی دیگر این است که اگر از کیفیت تصوف شود صرف نظر، حد اقل عمل است و عمل اطلاق ندارد. فقط مربوط به خود ائمه (ع) میشود.
روایت دومی که در متن آورده شده، در حقیقت مؤید قول ما است؛ زیرا در آن سؤال شده: «عن الرجل يصلي له أن يقرأ في الفريضة فتمر الآية فيها التخويف فيبكي و يردد الآية.»[4] یردد با یک بار و چند بار تطبیق میکند. کار این فرد درست است یا نه؟ امام (ع) میفرماید: جایز است. اگر گریه هم عارض شد اشکالی ندارد. قرآن بوده و اشکال ندارد.
مستند مسأله شماره سه:
کتاب وسائل، باب شش از ابواب قرائت در صلاة، حدیث 1 و 2:
مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُوسَى بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِيهِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يَقْرَأُ سُورَةً وَاحِدَةً- فِي الرَّكْعَتَيْنِ مِنَ الْفَرِيضَةِ وَ هُوَ يُحْسِنُ غَيْرَهَا- فَإِنْ فَعَلَ فَمَا عَلَيْهِ- قَالَ إِذَا أَحْسَنَ غَيْرَهَا فَلَا يَفْعَلْ- وَ إِنْ لَمْ يُحْسِنْ غَيْرَهَا فَلَا بَأْسَ.[5]
اگر کسی چند سوره بلد باشد، در یک نماز یک سوره را تکرار نکند و سور متعددی بخواند.
در باب هفت، روایت شماره یک چنین آمده:
مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ صَفْوَانَ الْجَمَّالِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ تُجْزِي فِي خَمْسِينَ صَلَاةً.[6]
این مستند برای تکرار سوره توحید در همهی رکعات است و روایت اول باب شش مستند عدم تکرار یک سوره در رکعات است. روایت اول باب هفت مستد جواز قرائت سوره توحید در همهی رکعات است.