« فهرست دروس
درس اخلاق استاد سید کاظم مصطفوی

1405/07/22

بسم الله الرحمن الرحیم

کنترل عصبانیت/راه‌های اصلاح نفس /اصلاح نفس

 

موضوع: اصلاح نفس/راه‌های اصلاح نفس /کنترل عصبانیت

 

﴿وَ إِنَّكَ لَعَلى‌ خُلُقٍ عَظيم﴾[1] ‌

قال الامام الحسن علیه السلام «ان أحسن الحسن الخلق الحسن.»[2]

من ندیدیم در جهان جستجو هیچ چیزی بهتر از خلق نیکو

مقدمه:

در جلسه‌ی قبل یادآور شدم که خلق نیکو مقوّم انسانیت است. آدمی که از خلق محروم است، از انسانیت محروم است. ظاهرش انسان است و باطنش حیوان درنده، گاو، گوسفند و ... است. هر کسی تابع باطن خودش است. در مکاشفات گاهی دیده شده است که افراد به صورت حیوانات مختلف اند مثل گوسفند، اسب، گاو و ... هر کسی مطابق باطن خودش دیده شده است.

انسان یک موجودی است آسیب پذیر. یکی از آسیب‌های بسیار خطرناک که در یک قدمی انسان است، عصبانیت است. کسی که عصبانی شود کار دستش می‌دهد، اعصاب خودش را خراب می‌کند. در حقیقت عصبانیت خودزنی است که آخرش یا به افسردگی کشیده می‌شود یا به جنون یا زندگی اش متلاشی می‌شود؛ با آدم بد اخلاق کسی یار و یاور نمی‌شود. در مواردی که عصبانی شدید از اول تصمیم بگیریم که در حال عصبانیت تصمیم نگیریم.

آثار سوء عصبانیت:

عصبانیت معنویت آدم را آسیب وارد می‌کند. آدمی که هم عصبانیت داشته باشد و هم معنویت داشته باشد، قابل جمع نیست. از امام صادق علیه السلام نقل شده: «من كف غضبه ستر الله عورته.»[3] کسی که عصبانیت خودش را کنترل کند و آن را مهار نماید، خداوند عیب و نقص او را در بین مردم می‌پوشاند.

طریقه مهار عصبانیت: یکی این که قبل از هر حادثه و مسأله‌ی انسان خودش را آماده کند که عصبانی نشود. تصمیم پیشاپیش بگیرد. علاج واقعه را قبل از وقوع کند. تصمیم بگیرد که عصبانیت را به عنوان یک دشمن شناسایی کند. مؤمنان ﴿أَشِدَّاء عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاء بَيْنَهُمْ﴾[4] هسند. در برابر کفار سخت مقاومت می‌کند و سخت برخورد می‌کند و با مؤمنان مهربان است. گاهی گفته می‌شود با فلانی دشمنی داریم، این حرف اشتباه است، با مؤمنین دشمنی نداریم. دشمن یا داخلی است که نفس آدم است یا خارجی است که کفار و دشمنان دین انسان است. انسان وقتی تشخیص دهد که عصبانیت کار دست آدم می‌دهد، این خودش راه کنترل و مهار عصبانیت است. اگر آدم با خانواده، والدین عصبانیت به خرج دهد، از نظر معنویت سقوط می‌کند. اگر کسی با والدین وضعش به گونه‌ی است که برخوردی ندارد، اثر سوئی ندارد ولی اگر برخورد تند کند انسانیت ساقط شده است و دنیا و آخرتش را خراب کرده است.

راه علاج این است که انسان مراقبت داشته باشد. هر روز تصمیم بگیرد که عصبانی نشود قربة الی الله. این تصمیم گرفتن باعث به وجود آمدن یک حالتی در عمق روح انسان می‌شود.

نکته‌ی دوم در علاج عصبانیت ذکر اثر گذار کلی است و آن گفتن ده بار «لا حول و لا قوة الا بالله» بعد از نماز صبح و عشاء و ذکر اثر گذار موضعی است و آن گفتن «نستجیر بالله» است که یک ترمزی است فورا عصبانیت انسان را کنترل می‌کند. از لحاظ علمی به ذهن تان بسپارید که چند قدمی راه بروید. چیز نوشیدنی مثل آب میل کنید. بعد از آن یک خوشحالی به وجود می‌آید که وصف ناپذیر است و خودتان خدا را شکر می‌کند که اگر عصبانیت را کنترل نمی‌کردم فحش می‌دادم یا جنایت می‌کردم یا دل مادر یا همسر را می‌شکستم و ...

انسان دنبال آرامش است و باید عصبانی نشود. اگر انسان عصبانی شود شخصی را متأثر و ناراحت می‌کند. بعد از ناراحت کردن قطعا باید عذر خواهی شود که از علائم انسانی است. حیوانات اگر درگیری می‌کند عذرخواهی نمی‌کند. گفته می‌شود که اگر معذرت خواهی کنی قبول نمی‌کند شما کار نداشته باش، شما وظیفه ات را انجام دادی. طبق روایت فردی که عذرخواهی را قبول نمی‌کند مجرم است.

گاهی عصبانیت جبران نمی‌شود. حکایت معروفی است از استاد طریقت من که معصوم نبود ولی عملا گناه نمی‌کرد و اهل مکاشفه بود. حکایت این است که بهلول اول از اصحاب امام کاظم علیه السلام بود به امام نوشت با این وضعیت حکومت فاسد چه کار کنیم؟ حضرت در جواب فقط حرف جیم را نوشت. یکی از آن جلالت را فهمید دیگری جلای وطن را فهمید و بهلول گفت جیم جنون است و خود را به دیوانگی زد. یک وقتی از او عصبانیت سرزد و رفت به دنبال جبران و فکر کرد که چه کند؟ به کاروان سرایی رفت و تشخیص داد که رئیس یک کاروان آدم عصبانی است و او را اذیت کنم تا مرا بزند و خطایم جبران شود. وقتی به کاروان رسید رفت اسب او را باز کرد. رئیس کاروان آمد اسبش را بست دو باره رفت باز کرد. بار دیگر اسب را باز کرد و رئیس کاروان اسب را بست. بعد از بار سوم سراغ بهلول آمد و بهلول خوشحال که الآن مرا می‌زند و گفت آقای بهلول خودت گناه می‌کنی و می‌خواهی گردن من ‌اندازی. کشف شد که انسان اولا شناخته نمی‌شود و باید انسان را به عنوان این که انسان است احترام کرد. ثانیا یک خطایی که سرزند جبرانش سخت است و گاهی اصلا نمی‌شود جبران کرد.

بعد از آن که فهمیدیم اخلاق یعنی اصلاح نفس و اصلاح نفس یعنی بهره‌مندی از باطن انسانی که نتیجه اش انسان شدن، آرامش و بنده خدا شدن است. اگر آدم اخلاق ندارد، تندخو و بد اخلاق از عبادت و بندگی بهره‌ی نخواهد برد و زندگی اش آرامش ندارد؛ یعنی یک بیماری است که تا ابد همراه اوست و زندگی اش در هر دو دنیا جهنم است.

راه‌های اصلاح نفس:

برای اصلاح نفس و فراهم آوردن معنویت راه‌هایی وجود دارد که در ادامه مطرح خواهد شد:

1-اصلاح نفس فقط با دعا و توسل به ائمه اطهار علیهم السلام و توکل بر خداوند است.

2-معلم و استاد است. پیدا کردن استاد اخلاق کار بسیار مهمی است. اگر دنبال استاد اخلاق بروید یک استاد اخلاق برای انسان یک آب حیات است که نه تنها به آدم آرامش می‌دهد یک بیماری قطعی را علاج می‌کند. استاد اخلاق برای شاگرد خودش نکته‌ی که دستور می‌دهد نکته‌ی اول توکل بر خدا و توسل به اهل بیت علیهم السلام است. متأسفانه در جامعه‌ی که هستیم برخی کلاه بردارند و جادو و رمل دارند و تخدیر روحی می‌کنند و جوان‌ها را به دنبال خود می‌کشانند. انسان باید از این گونه استاد به جدّ اجتناب کند. جادو و جمبل کتاباً و سنتاً از اساس باطل و خرافات و کلاه برداری است. قرآن و روایات آن را باطل اعلام می‌کند. از زمان شیخ طوسی تا زمان فقهای معاصر تصریح دارند که جادو اساس ندارد. جادوگر کلاه بردار است.

استاد باید خودش مقید به واجبات و محرمات باشد؛ چنانکه در عرفان گفتیم شخص اول باید فقیه باشد بعد عارف شود. استاد اول باید یک آدم متدین و حد اقل عالم دین باشد. دیگر این که در جهت عبودیت و معنویت دعوت کند. سوم این که در جهت اصلاح دعوت کند. اگر استاد اخلاق و تربیت بگوید فلانی با شما دشمنی دارد خودش شیطان است.

از استاد نا اهل بپرهیزید که یک خطری است و انسان را گمراه می‌کند. امام کاظم علیه السلام می‌فرماید: «هَلَك مَنْ لَيْسَ لَهُ حَكيمٌ يُرْشِدُهُ.»[5] استاد باید حکیم و فرزانه باشد. هلاک شده است کسی که استاد حکیم و فرزانه ندارد.

3-عامل سوم برای اصلاح نفس بعد از استاد جلیس و هم نشین و دوست خوب است. مؤمنی که عاقل باشد و خرد مند باشد را به عنوان دوست انتخاب کنید. «رَأْيُ الْعَاقِلِ يُنْجِي؛ رَأْيُ الْجَاهِلِ يُرْدِي‌.»[6] اگر یک آدم عاقل و خردمند دوست شما است، یک نظری می‌دهد که شما را نجات می‌دهد اما دوست جاهل نظری می‌دهد که آدم را از قله به سمت ته دره پرت می‌کند. «المرء فی دین جلیسه» انسان در دین و فرهنگ جلیس و هم نشین خود است.

4-عامل چهارم که عامل اصلی است خود انسان است و باید بخواهد و تصمیم بگیرد که خودش را اصلاح کند.


هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo