« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد عباس مسلمی‌زاده

1404/10/03

بسم الله الرحمن الرحیم

نکاح/آیه 32 و 33 سوره نور/آیات الاحکام

 

موضوع: آیات الاحکام/آیه 32 و 33 سوره نور/نکاح

 

بیان حدیث صَقر بن ابی‌دُلَف و دیدار او با امام هادی (علیه‌السلام) (به مناسبت شهادت آن حضرت)

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَى بْنِ الْمُتَوَكِّلِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ‌ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ أَحْمَدَ الْمَوْصِلِيُّ عَنِ الصَّقْرِ بْنِ أَبِي دُلَفَ الْكَرْخِيِّ قَالَ: لَمَّا حَمَلَ الْمُتَوَكِّلُ سَيِّدَنَا أَبَا الْحَسَنِ الْعَسْكَرِيَّ عَلَيْهِ السَّلَامُ جِئْتُ أَسْأَلُ عَنْ خَبَرِهِ قَالَ فَنَظَرَ إِلَيَّ الرَّازِقِيُّ وَ كَانَ حَاجِباً لِلْمُتَوَكِّلِ فَأَمَرَ أَنْ أُدْخَلَ إِلَيْهِ فَأُدْخِلْتُ إِلَيْهِ فَقَالَ يَا صَقْرُ مَا شَأْنُكَ فَقُلْتُ خَيْرٌ أَيُّهَا الْأُسْتَاذُ فَقَالَ اقْعُدْ فَأَخَذَنِي مَا تَقَدَّمَ وَ مَا تَأَخَّرَ وَ قُلْتُ أَخْطَأْتُ فِي الْمَجِي‌ءِ قَالَ فَوَحَى النَّاسَ عَنْهُ ثُمَّ قَالَ لِي مَا شَأْنُكَ وَ فِيمَ جِئْتَ قُلْتُ لِخَيْرٍ مَا فَقَالَ لَعَلَّكَ تَسْأَلُ عَنْ خَبَرِ مَوْلَاكَ فَقُلْتُ لَهُ وَ مَنْ مَوْلَايَ مَوْلَايَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ فَقَالَ اسْكُتْ مَوْلَاكَ هُوَ الْحَقُّ فَلَا تَحْتَشِمْنِي فَإِنِّي عَلَى مَذْهَبِكَ فَقُلْتُ الْحَمْدُ لِلَّهِ قَالَ أَ تُحِبُّ أَنْ تَرَاهُ قُلْتُ نَعَمْ قَالَ اجْلِسْ حَتَّى يَخْرُجَ صَاحِبُ الْبَرِيدِ مِنْ عِنْدِهِ قَالَ فَجَلَسْتُ فَلَمَّا خَرَجَ قَالَ لِغُلَامٍ لَهُ خُذْ بِيَدِ الصَّقْرِ وَ أَدْخِلْهُ إِلَى الْحُجْرَةِ الَّتِي فِيهِ الْعَلَوِيُّ الْمَحْبُوسُ وَ خَلِّ بَيْنَهُ وَ بَيْنَهُ قَالَ فَأَدْخَلَنِي إِلَى الْحُجْرَةِ الَّتِي فِيهِ الْعَلَوِيُّ فَأَوْمَأَ إِلَى بَيْتٍ فَدَخَلْتُ فَإِذَا عَلَيْهِ السَّلَامُ جَالِسٌ عَلَى صَدْرِ حَصِيرٍ وَ بِحِذَاهُ قَبْرٌ مَحْفُورٌ قَالَ فَسَلَّمْتُ فَرَدَّ ثُمَّ أَمَرَنِي بِالْجُلُوسِ ثُمَّ قَالَ لِي يَا صَقْرُ مَا أَتَى بِكَ قُلْتُ يَا سَيِّدِي جِئْتُ أَتَعَرَّفُ خَبَرَكَ قَالَ ثُمَّ نَظَرْتُ إِلَى الْقَبْرِ فَبَكَيْتُ فَنَظَرَ إِلَيَّ فَقَالَ يَا صَقْرُ لَا عَلَيْكَ لَنْ يَصِلُوا إِلَيْنَا بِسُوءٍ الْآنَ فَقُلْتُ الْحَمْدُ لِلَّهِ ثُمَّ قُلْتُ يَا سَيِّدِي حَدِيثٌ يُرْوَى عَنِ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ لَا أَعْرِفُ مَعْنَاهُ قَالَ وَ مَا هُوَ فَقُلْتُ قَوْلُهُ لَا تُعَادُوا الْأَيَّامَ فَتُعَادِيَكُمْ مَا مَعْنَاهُ فَقَالَ نَعَمْ الْأَيَّامُ نَحْنُ مَا قَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ فَالسَّبْتُ اسْمُ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ الْأَحَدُ كِنَايَةٌ عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ وَ الْإِثْنَيْنِ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ وَ الثَّلَاثَاءُ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ وَ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ وَ الْأَرْبِعَاءُ مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ وَ عَلِيُّ بْنُ مُوسَى وَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ وَ أَنَا وَ الْخَمِيسُ ابْنِيَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ وَ الْجُمُعَةُ ابْنُ ابْنِي وَ إِلَيْهِ تَجْتَمِعُ عِصَابَةُ الْحَقِّ وَ هُوَ الَّذِي يَمْلَؤُهَا قِسْطاً وَ عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً فَهَذَا مَعْنَى الْأَيَّامِ فَلَا تُعَادُوهُمْ فِي الدُّنْيَا فَيُعَادُوكُمْ فِي الْآخِرَةِ ثُمَّ قَالَ عَلَيْهِ السَّلَامُ وَدِّعْ وَ اخْرُجْ فَلَا آمَنُ عَلَيْكَ.[1]

امام هادی (علیه‌السلام) اولین امامی است که به صورت رسمی تبعید و به سامرا آورده شدند. ابتدا ایشان را در خان الصعالیک اقامت دادند که محل زندگی افراد بی‌خانمان بود. سپس آن حضرت را در یک پادگان نظامی ساکن کردند. ایشان بسیار تحت مراقبت بود و چون افراد حق رفت و آمد به محل حضور ایشان نداشتند، شیعیان به سختی از احوال ایشان مطلع می‌شدند.

یکی از اراتمندان آن حضرت به نام «صقر بن ابی‌دلف» تصمیم گرفت که به دیدار امام (علیه‌السلام) برود و بدین جهت به نزد دربان متوکل به نام رازقی رفت. پس از آنکه همه‌ی افراد از آنجا رفتند، رازقی پرسید: برای چه کاری به اینجا آمده‌ای؟ صقر گفت: برای کار خیری آمده‌ام. رازقی گفت: تو آمده‌ای تا از مولای خود یعنی علی بن محمد الهادی (علیه‌السلام) خبر بگیری. صقر منکر شد و گفت: من امامی غیر از متوکل ندارم. رازقی گفت: نترس، من نیز همین اعتقاد را دارم. رازقی گفت: صبر کن تا نامه‌رسان برود. سپس رازقی غلام خود گفت که او صقر را به حجره‌ی امام هادی (علیه‌السلام) ببرد. صقر وارد آن حجره شد و دید که امام هادی (علیه‌السلام) بر روی حصیری نشسته و در مقابل آن حضرت نیز یک قبر حفر کرده‌اند. صقر می‌گوید: با دیدن این وضعیت، شروع به گریه کردم. امام هادی (علیه‌السلام) فرمود: نگران نباش، الآن از جانب این‌ها آسیبی به من نمی‌رسد.[2] سپس صقر از حضرت پرسید: معنای این حدیث رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) که فرموده با روزها دشمنی نکنید، چرا که آن‌ها نیز با شما دشمنی می‌کنند، چیست؟ امام (علیه‌السلام) فرمود: مراد از ایام، ما اهل‌بیت هستیم. شنبه روز رسول خداست، یکشنبه روز امیرالمؤمنین، دوشنبه امام حسن و امام حسین، سه‌شنبه امام سجاد، امام باقر و امام صادق، چهارشنبه امام کاظم، امام رضا، امام جواد و امام هادی، پنج‌شنبه امام عسکری و روز جمعه روز حضرت مهدی است. رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) فرموده که با اهل‌بیت (علیهم‌السلام) دشمنی نکنید، چرا که آن‌ها نیز در قیامت دشمن شما خواهند بود و در این دشمنی، شما خسارت می‌بینید.

***

آیات 32 و 33 سوره‌ی مبارکه‌ی نور

﴿وَ أَنْكِحُوا الْأَيٰامىٰ‌ مِنْكُمْ‌ وَ الصّٰالِحِينَ‌ مِنْ‌ عِبٰادِكُمْ‌ وَ إِمٰائِكُمْ‌ إِنْ‌ يَكُونُوا فُقَرٰاءَ‌ يُغْنِهِمُ‌ اللّٰهُ‌ مِنْ‌ فَضْلِهِ‌ وَ اللّٰهُ‌ وٰاسِعٌ‌ عَلِيمٌ‌ * وَ لْيَسْتَعْفِفِ‌ الَّذِينَ‌ لاٰ يَجِدُونَ‌ نِكٰاحاً حَتّٰى يُغْنِيَهُمُ‌ اللّٰهُ‌ مِنْ‌ فَضْلِهِ﴾[3]

﴿أَنْكِحُوا﴾ در باب افعال و متعدی است. نَکَحَ متعدی به یک مفعول است و در باب افعال متعدی به دو مفعول می‌شود. مثل «أَنکِح زیداً هنداً» یعنی به نکاح دربیاور برای زید هند را. ﴿أَنْكِحُوا﴾ یعنی به نکاح دربیاورید.

﴿الْأَيٰامىٰ﴾ جمع مکسر «أَیِّم» بر وزن قیّم است و به فرد عزب و بدون همسر گفته می‌شود، چه مرد باشد و چه زن. لازم هم نیست که تاکنون ازدواج نکرده باشد، بلکه به کسی که سابقه‌ی زوجیت داشته باشد و فی‌الحال همسری ندارد هم «أَیِّم» گفته می‌شود. پس مراد از ﴿الْأَيٰامىٰ﴾ مردان و زنان بی‌همسر هستند.

﴿وَ الصّٰالِحِينَ‌ مِنْ‌ عِبٰادِكُمْ‌ وَ إِمٰائِكُمْ‌﴾

یعنی علاوه بر اینکه ازدواج باید بین زنان و مردان آزاد و احرار باشد، باید بین عباد یعنی بردگان مرد و اماء یعنی بردگان زن نیز ازدواج صورت گیرد. پس این آیه مشروعیت ازدواج بین بردگان را نیز بیان کرده است.

این آیه تأکید شدید بر ازدواج دارد و بیان می‌کند که این ازدواج هم بین آزاده‌ها و هم بین بردگان صورت گیرد. پس در واقع تقدیر این آیه‌ی شریفه بدین صورت است: أنكحوا الذكور الأحرار و الإناث الحرائر و أنكحوا العبيد الصالحين و الإماء الصالحات.

﴿إِنْ‌ يَكُونُوا فُقَرٰاءَ‌ يُغْنِهِمُ‌ اللّٰهُ‌ مِنْ‌ فَضْلِهِ‌﴾

این فراز از آیه‌ی شریفه بیان می‌کند که خوف فقر نباید مانع از ازدواج شود، چرا که خداوند روزی بندگان را می‌دهد و اگر فقیر باشند، خدای متعال آن‌ها را با فضل و رحمت خود بی‌نیاز می‌کند.


[2] قبل از شهادت امام هادی (علیه‌السلام)، متوکل به دست فرزندش کشته شد.
logo