1404/07/23
بسم الله الرحمن الرحیم
تیمم/آیه 6 سوره مائده/آیات الاحکام
موضوع: آیات الاحکام/آیه 6 سوره مائده/تیمم
بحث پیرامون آیهی طهارت بود که آیهی ششم از سورهی مبارکهی مائده است. خدای متعال در این آیهی شریفه انواع طهارات سهگانه را بیان کرده است؛ ابتدا وضو، بعد غسل و سپس تیمم. وضو و غسل را قبلاً بیان کردیم و اکنون به مسئلهی تیمم میپردازیم:
﴿وَ إِنْ كُنْتُمْ مَرْضىٰ أَوْ عَلىٰ سَفَرٍ أَوْ جٰاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغٰائِطِ أَوْ لاٰمَسْتُمُ النِّسٰاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مٰاءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباً فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَ أَيْدِيكُمْ مِنْهُ﴾[1]
اموری در این فراز از آیه بیان شده که باید در هنگام این امور تیمم نمود:
1. ﴿إِنْ كُنْتُمْ مَرْضىٰ﴾
اولین نفر مریضی است که با استفاده از آب مرضش شدت مییابد یا درمان او به تأخیر میافتد یا آب در دسترس او نیست و به دست آوردن آب برای او مشقت زیاد دارد.
2. ﴿أَوْ عَلىٰ سَفَرٍ﴾
دومین مورد، مسافری است که در سفر آب پیدا نمیکند.
کلمهی ﴿عَلىٰ﴾ در این آیهی شریفه مفید حال است، یعنی «حالَ سفرکم»؛ مثل «زُرتُ فلاناً عَلىٰ شدَّتِه» یعنی در حال شدت و گرفتاری او را ملاقات کردم.
چرا در آیهی شریفه فقط سفر ذکر شده است؟ این بیان به خاطر اغلبیت است، زیرا انسان اغلب در حال سفر آب پیدا نمیکند نه اینکه این حکم فقط مختص به حال سفر باشد، بلکه اگر در حضر نیز آب نداشتیم، مجوزی برای تیمم است. پس این بیان از باب اغلبیت است، نه اختصاص.
اما شافعی میگوید: اگر در حضر آب پیدا نشد، باید با تیمم نماز خواند و بعد از دسترسی به آب، باید نماز را اعاده کرد.[2]
زفر نیز میگوید: در حضر باید صبر کرد تا آب پیدا شود[3] ؛ او قائل به جواز بدار نیست، یعنی فرد اجازه ندارد از همان ابتدا تیمم کند و نماز بخواند.
نکته: چهار حالتی که خدای متعال در این آیهی شریفه بیان کرده و در آنها امر به تیمم نموده است، بر یک اساس واحد نیستند. دو حالت اول یعنی مریض و مسافر بنفسه موجب حدث نیستند، برخلاف دو مورد بعدی که حدث هستند. در دو مورد اول در حقیقت حدث نوم است؛ همانگونه که در ابتدای آیه دربارهی وضو فرمود ﴿إِذٰا قُمْتُمْ﴾ یعنی «إذا قُمتُم مِن النَّوم». دو مورد بعدی نیز متفاوت هستند و یکی حدث اصغر است و دیگری حدث اکبر به شمار میرود.
نکتهی دیگر: نظر امامیه آن است که صرف مریض شدن مجوز تیمم نیست، بلکه مشروط به آن است که آب برای او ضرر داشته باشد یا به واسطهی مریضی توان تهیهی آب را نداشته باشد. اما فخررازی در تفسیر کبیر مرض را بنفسه مبیح تیمم میداند و عدم وجدان آب را تنها شرط مسافر و دو حالت بعدی آن دانسته است.[4]
3. ﴿أَوْ جٰاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغٰائِطِ﴾
«غائط» عبارت است از هر مکان پست و منخفض و گودی. در آیه میفرماید یکی از شما از غائط بیاید؛ زیرا در قدیم قضای حاجت را در مکانی پست و گود انجام میدادند و این عبارت کنایه از قضای حاجت است.
4. ﴿أَوْ لاٰمَسْتُمُ النِّسٰاءَ﴾
این تعبیر کنایه از نزدیکی و جماع است؛ اما برخی از عامه آن را به معنای حقیقی لمس دانستهاند و آن را موجب وضو میدانند و گفتهاند که در صورت وقوع لمس و با نبود آب، باید تیمم کند.
شافعی میگوید: در غیرمحارم صرف تماس پوست، موجب وضو است.[5]
مالک نیز گفته است: اگر تماس از روی شهوت باشد، وضو باطل میشود.[6]
دیدگاه ابوحنیفه هم آن است که ملامسهی بدنی در صورتی که سبب انتشار عضو شود، موجب بطلان وضو میشود.[7]
در قرائت کسائی «لَمَسْتُم» خوانده شده است؛ البته ﴿لاٰمَسْتُم﴾ با کنایه از جماع تناسب بیشتری دارد، چون بیانگر ارتباط طرفینی است.
در حدیثی از امام باقر (علیهالسلام) سؤال شده که برخی از افراد صرف لمس را مقصود از ملامسه در آیهی شریفه میدانند و حضرت در پاسخ فرمودند: خدای متعال قصد نکرده مگر مواقعه در فرج و جماع را:
• بِهَذَا الْإِسْنَادِ[8] عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي مَرْيَمَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ السَّلَامُ مَا تَقُولُ فِي الرَّجُلِ يَتَوَضَّأُ ثُمَّ يَدْعُو جَارِيَتَهُ فَتَأْخُذُ بِيَدِهِ حَتَّى يَنْتَهِيَ إِلَى الْمَسْجِدِ فَإِنَّ مَنْ عِنْدَنَا يَزْعُمُونَ أَنَّهَا الْمُلَامَسَةُ فَقَالَ لَا وَ اللَّهِ مَا بِذَلِكَ بَأْسٌ وَ رُبَّمَا فَعَلْتُهُ وَ مَا يَعْنِي بِهَذَا ﴿أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ﴾ إِلَّا الْمُوَاقَعَةَ فِي الْفَرْجِ.[9]
فاضل مقداد بیان میکند که صورت تقسیم در آیهی شریفه بدین شکل است: کسی که جواز تیمم دارد یا محدث به حدث اصغر است یا جنب یعنی محدث به حدث اکبر است؛ محدث یا جنب نیز یا در حال مرض است و یا در سفر. پس در مجموع چهار حالت حاصل میشود. بر این اساس، معنای آیهی شریفه آن است که اگر محدث یا جنب یا مریض و یا در سفر هستید و آب نیافتید، میتوانید تیمم کنید.[10]
﴿فَلَمْ تَجِدُوا مٰاءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباً﴾
فاء در ﴿فَلَمْ تَجِدُوا﴾ عاطفه است و عطف بر ﴿كُنْتُمْ مَرْضىٰ﴾ میباشد. ﴿فَتَيَمَّمُوا﴾ جواب شرط است.
«صَعید» یعنی وجه الارض یا چیزی از روی زمین مثل خاک، سنگ، ریگ و کلوخ. ﴿فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً﴾ یعنی «تَيَمَّمُوا عَلَی صَعِیدٍ».
«طیّب» نیز به معنای طاهر و پاک است.
دیدگاه مشهور فقهای امامیه آن است که در تیمم اگر دست به سنگ سختی بزنیم و آن را به صورت بکشیم، کفایت میکند و لازم نیست چیزی از وجه الارض به دست بچسبد. اما شافعیه گفتهاند که باید چیزی به دست بچسبد و آن را به صورت بکشیم.[11]
نکته: اگر کسی تیمم کرد و تیمم او نقض نشد، آیا میتواند نماز دوم را نیز با همان تیمم بخواند؟ بله، میتواند بخواند، زیرا حدث دیگری برای او حاصل نشده است.