1404/07/09
بسم الله الرحمن الرحیم
غسل/آیه 6 سوره مائده/آیات الاحکام
موضوع: آیات الاحکام/آیه 6 سوره مائده/غسل
در باب آیات الاحکام آیهی ششم از سورهی مبارکهی مائده موضوع بحث بود:
﴿يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذٰا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاٰةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرٰافِقِ وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ وَ إِنْ كُنْتُمْ جُنُباً فَاطَّهَّرُوا وَ إِنْ كُنْتُمْ مَرْضىٰ أَوْ عَلىٰ سَفَرٍ أَوْ جٰاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغٰائِطِ أَوْ لاٰمَسْتُمُ النِّسٰاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مٰاءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباً فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَ أَيْدِيكُمْ مِنْهُ مٰا يُرِيدُ اللّٰهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ وَ لٰكِنْ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ وَ لِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ﴾[1]
بخشی از این آیه مربوط به احکام وضو و کیفیت وضو است، بخش دیگری مربوط به غسل و قسمت دیگری مربوط به تیمم است. بیشترین مباحث آن مربوط به وضوست که قبلاً مفصل بحث شد و بیان شد که این آیهی شریفه، معرکهی آراء بین عامه و خاصه در باب وضو است.
از جمله مواردی که پیشتر بیان شد، اختلاف بین عامه و خاصه در این مواضع بود:
در ﴿فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرٰافِقِ﴾ عامه «إِلَى» را انتهای غایت دانستند و لذا دست خود را از پایین به بالا میشویند.
در فراز ﴿فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرٰافِقِ وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ﴾ عامه «أَرْجُلَ» را عطف بر «أَيْدِيَكُمْ» گرفتهاند و بدین جهت، پاهای خود را میشویند.
بحث دیگر دربارهی تحدید کعب در ﴿إِلَى الْكَعْبَيْنِ﴾ بود که منظور از آن چیست.
همچنین بیان شد که نسبت به ترتیب بین اعضاء و موالات بین افعال وضو، دلالتی در آیه وجود ندارد.
امر به تطهّر در هنگام جنابت
﴿وَ إِنْ كُنْتُمْ جُنُباً فَاطَّهَّرُوا﴾
اگر جنب بودید، طهارت کسب کنید.
در اینجا امر به تطهّر کرده، اما در آیهی 43 سورهی نساء به اغتسال امر شده است: ﴿وَ لاٰ جُنُباً إِلاّٰ عٰابِرِي سَبِيلٍ حَتَّىٰ تَغْتَسِلُوا﴾[2] .
قرآن کریم میفرماید اگر جنب بودید، وضو حدث شما را مرتفع نمیکند، بلکه حتماً باید تطهری انجام دهید که عبارت است از غسل کردن.
اما آیهی شریفه کیفیت غسل کردن را بیان نفرموده است و کیفیت انجام آن، از روایات استفاده میشود.
از عدم اضافهی تطهّر به اعضای مشخص، میتوان نتیجه گرفت که این عملیات تطهّر برای تمام بدن است و اگر مختص بخشی از اعضاء بود، باید ذکر میشد.
وجوب نفسی یا غیری غسل
چنانکه قبل از این، دربارهی وضو مطرح بود، دربارهی غسل نیز این مسئله وجود دارد که آیا وجوب آن غیری است یا نفسی؟
اگر جملهی ﴿وَ إِنْ كُنْتُمْ جُنُباً فَاطَّهَّرُوا﴾ بر خود ﴿إِذٰا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاٰةِ﴾ عطف شود، در این صورت وجوب نفسی است؛ یعنی ای کسانی که ایمان آوردهاید، اگر جنب بودید طهارت کسب کنید؛ و این امر ارتباطی به نماز ندارد، بلکه قسمت اول آیه یعنی وضو مربوط به نماز است.
اما اگر عطف بر شرط مقدری باشد که از شرط ابتدای آیه میفهمیم، در این صورت وجوب غیری خواهد بود؛ در این حالت معنای آیه اینگونه است: «يا أيّها الذين آمنوا إذا قمتم إلى الصلاة فاغسلوا ... ان كنتم محدثين بغير الجنابة و ان كنتم محدثين بالجنابة فاطّهروا». یعنی آیهی شریفه دو مسئله را بیان کرده است: اگر حدث شما به غیرجنابت بود، وضو بگیرید و اگر حدث شما جنابت بود، غسل کنید.
علامه حلی[3] و ابن حمزه[4] نفسی بودن را پذیرفتهاند و دیدگاه مرحوم محقق اردبیلی در زبدةالبیان[5] و مرحوم فاضل مقداد در کنزالعرفان[6] نیز همین است. البته نظر مشهور فقهاء آن است که غسل جنابت واجب غیری است.
ظاهر بعضی از روایات مؤید وجوب نفسی است:
• عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ قَالَ: سَأَلْتُ الرِّضَا عَلَيْهِ السَّلَامُ عَنِ الرَّجُلِ يُجَامِعُ الْمَرْأَةَ قَرِيباً مِنَ الْفَرْجِ فَلَا يُنْزِلَانِ مَتَى يَجِبُ الْغُسْلُ فَقَالَ إِذَا الْتَقَى الْخِتَانَانِ فَقَدْ وَجَبَ الْغُسْلُ فَقُلْتُ الْتِقَاءُ الْخِتَانَيْنِ هُوَ غَيْبُوبَةُ الْحَشَفَةِ قَالَ نَعَمْ.[7]
در اینجا صحبت از نماز نیست، بلکه به صرف التقاء ختانان غسل واجب است.
حال اگر وجوب غسل نفسی شد، وجوب آن مضیّق نیست، بلکه موسّع است. البته اگر مشروطٌ به (یعنی آن چیزی که مشروط به غسل است مثل نماز) تضیّق پیدا کرد، غسل نیز مضیّق میشود و الّا ماهیت غسل یک واجب موسّع است.
ثمرهی وجوب نفسی و غیری در مثل نیت ظاهر میشود؛ اگر نفسی باشد، میتوانیم هر زمان که خواستیم غسل انجام دهیم، نیت وجوب کنیم، حتی اگر قبل از وقت مشروطٌ به باشد.
اینکه فقهاء دربارهی وضو میگویند باید در آستانهی نماز باشد، به دلیل آن است که وجوب غیری دارد؛ البته منظور وضویی است که به قصد نماز گرفته میشود. اما دربارهی وضویی که به قصد مطلق طهارت است دلیل خاص داریم که میتوان با آن نماز نیز خواند.