« فهرست دروس
درس رجال استاد سید محسن مرتضوی

1404/10/23

بسم الله الرحمن الرحیم

بررسی شاخه های مختلف علم حدیث /علم حدیث /علم رجال

 

موضوع: علم رجال/علم حدیث /بررسی شاخه های مختلف علم حدیث

 

شاخه های علم حدیث:

حدیث پژوهان در دسته بندی علوم حدیث انواع مختلفی را ذکر کرده اند برخی شمار این علوم را تا 65 نوع دانسته و برخی از صد دانش حدیثی سخن گفته اند برخی محققان نیز با اشاره به تنوع علوم حدیث آن را ذیل شش یا هشت عنوان اصلی قرار داده اند. سیوطی در این رابطه در تدریب الراوی می نویسد: اعلم أن انواع علوم الحدیث کثیره لاتعدّ...و قد ذکر ابن الصلاح منها و وتبعه المصنف خمسه وستین و قال: ولیس ذلک بآخر الممکن فی ذلک فإنّه قابل للتنویع الی ما لا یحصی: احوال رواه الحدیث و صفاتهم و احوال متون الحدیث و صفاتهم و ما من حاله منها و لا صفه الا و هی بصدد ان تفرد بالذکر فاذا هی نوع علی حیاله.[1]

بدان که انواع علوم حدیث بسیار است و به شمارش در نمی آید زیرا دانش حدیث به گرایش ها و زیرمجموعه های زیادی تقسیم می شود مانند حالات و صفات راویان حدیث چگونگی متون حدیثی و ویژگی های هر یک شایسته است هر یک از این حالات و صفات جداگانه بررسی شود بنابراین هر یک نوعی مستقل از انواع علوم حدیث است. صبحی صالح دانشمند معاصر اهل سنت و دکتر محمود طحان نیز علوم حدیث را به شش نوع تقسیم کرده اند علم جرح وتعدیل، علم رجال الحدیث، علم مختلف الحدیث، علم علل الحدیث، علم غریب الحدیث، علم ناسح الحدیث و منسوخه ولی به نظر می رسد مسائلی که پیرامون یک محور می چرخند و می توان علم مستقلی را تشکیل داد چندان زیاد نیستند و نمی توان هر کدام از مسائل خاص حدیثی را علم حدیثی مستقل به حساب آورد از این جهت ممکن است علوم حدیثی را به دو بخش نظری و کاربردی تقسیم کرد، بخش نظری آن شامل علوم: فلسفه علوم حدیث، تاریخ حدیث، درایه الحدیث، منبع شناسی یا علم المصادر، اصول رجال الحدیث و اصول فقه الحدیث دانست و علوم کاربردی آن را شامل روایت الحدیث، علم رجال و فقه الحدیث می باشد.

 

الف) علوم نظری حدیث

فلسفه علم حدیث: دانشی است که با نگاه بیرونی به شناسایی و تحلیل کل مجموعه علوم حدیث می پردازد مباحثی مانند اهمیت و جایگاه حدیث، رابطه قرآن و حدیث، حجیت سنت پیامبر و اهل بیت(ع)، تاثیرگذاری علم حدیث در ابعاد مختلف و...

تاریخ حدیث: علمی است که سرگذشت حدیث را از آغاز پیدایش تا زمان حاضر بررسی نموده و به تحولات آن در ادوار مختلف می پردازد.

درایه الحدیث: دانشی است که در آن از اصطلاحات مربوط به سند و متن و نیز شرایط انواع و احکام آن و چگونگی فراگیری و آداب نقل حدیث بحث می شود.

به تعبیر دیگر این علم از احوال و عوارض مربوط به سند و متن خبر بحث می کند. این دانش نام های متعددی همچون علم الحدیث، درایه الحدیث، مصطلح الحدیث یا قواعد الحدیث دارد.

شهید ثانی در تعریف علم درایه می گوید: هو علم یبحث فیه عن متن الحدیث و طرقه من صحیحها و سقیمها و علیلها و ما یحتاج الیه لیعرف المقبول منه و المردود.[2]

شیخ بهایی نیز می گوید: هو علم یبحث فیه عن سند الحدیث و متنه و کیفیه تحمله و آداب نقله.[3]

کتابهایی همچون بدایه الدرایه شهید ثانی،وصول الاخیار الی اصول الاخبار شیخ حسین بن عبدالصمد عاملی، الوجیزه فی علم الدرایه شیخ بهایی، الرواشح السماویه میرداماد، نهایه الدرایه علامه سید حسن صدر، درایه الحدیث استاد کاظم مدیر شانه چی، اصول الحدیث و احکامه تالیف آیت الله سبحانی و اصول الحدیث دکتر عبدالهادی فضلی در رابطه با علم درایه الحدیث نگاشته شده است.

منبع شناسی(علم مصادر): دانشی است که به بررسی و تحلیل روشمند مصادر و منابع حدیثی شیعه و اهل سنت می پردازد.

اصول فقه الحدیث: علمی است که با ارائه اصول و قواعد عمومی فهم متن به روش شناسی فهم حدیث و آسیب شناسی آن می پردازد.

اصول علم رجال: دانشی است که به بیان مقدمات، مبادی تصوری و تصدیقی و قواعد عامه علم رجال الحدیث می پردازد.

 

ب) علوم کاربردی حدیث

علم روایت الحدیث: علمی است که به روایت کردن و ضبط و نگارش گفتار، کردار، تقریر و نیز صفات پیامبر و ائمه معصومین(ع) می پردازد.

علم رجال: علمی است که در آن از حالات راویان خبر واحد از نظر برخورداری شرایط پذیرش خبر بحث می شود، این دانش خود گرایش هایی دارد مانند راوی شناسی،فهرست شناسی، طبقه شناسی، مشیخه شناسی، تراجم و شرح حال نگاری.

تفاوت علم رجال و تراجم در این است که موضوع علم تراجم بررسی شخصیت اجتماعی فرد است مانند مورخ یا شاعر بودن، فقیه بودن یا کلامی بودن اعم از اینکه به وثاقت و عدالت او ارتباط داشته باشد یا خیر؟

فقه الحدیث: علمی است که به بررسی دلالت های متن حدیث از جهت عام و خاص بودن، مجمل و مبین بودن، تعارض و شرح معنای الفاظ حدیث و مانند آن می پردازد که خود گرایش هایی دارد مانند غریب الحدیث، ناسخ الحدیث، مختلف الحدیث و...

شرح لغات حدیث را اصطلاحا غریب الحدیث می گویند، کتاب هایی مانند نهایه ابن اثیر، الفائق زمخشری مجمع البحرین علامه فخرالدین طریحی متکفل این موضوع است ولی فقه الحدیث اعم از این است و اختصاص به شرح لغت ندارد کتاب هایی مانند شروح صحیح بخاری(فتح الباری فی شرح البخاری، ارشاد الساری و عمده القاری) و صحیح مسلم،شروح اصول کافی و من لایحضره الفقیه در مقوله ی فقه الحدیث داخل است،کنابهایی همچون روضه المتقین علامه محمدتقی مجلسی لوامع صاحبقرانی علامه محمدتقی مجلسی مرأت العقول علامه محمدباقر مجلسی در شرح کافی، ملاذ الاخیار در شرح تهذیب، وافی ملا محسن فیض کاشانی از کتابهای فقه الحدیث در امامیه می باشد.

فقه الحدیث به شرح کلمات مفرده حدیث، بیان ترکیب نحوی آن و حاصل مطلبی که از آن استفاده می شود می پردازد. همچنین حل تعارض بین یک روایت و دیگر روایات، بیان قواعد فقهی، اصولی،کلامی و رجالی که از روایت استفاده می شود از مباحث فقه الحدیث است ولی در غریب الحدیث درصدد شرح لغات مشکل حدیث می باشد کلمات نامانوس را معنا می کند و اصلا کاری به دلالت حدیث صدر و ذیل آن و تعارض آن با دیگر احادیث ندارد.

به نظر از میان این دانش ها و علوم مختلف حدیثی، سه علم فقه الحدیث و علم رجال و علم درایه کاربرد و رواج بیشتری پیدا کرده است.

در تفاوت علم رجال و علم درایه این طور می توان گفت که غایت رجال شناخت وثاقت و میزان ضبط راوی و چه بسا عدالت اوست ولی غایت درایه شناخت اقسام و خصوصیات حدیث است در علم درایه از جرح و تعدیل افراد بحثی به میان نمی آید بلکه حاوی مباحث عامی است که در همه جا می توان از آن استفاده شود مثل اینکه بحث می شود خبر صحیح چه خبری است،خبر ضعیف چه خبری است و... موضوع علم درایه پرداختن به حدیث از حیث مقبول بودن یا مردود بودن است.

به تعبیر دیگر موضوع علم درایه راوی و مروی است،بخشی از علم درایه مربوط به سند حدیث می شود مثلا حدیثی که تمام راویان آن معتبر و شیعه و عدل امامی باشند صحیح است و بخشی از علم درایه نیز به متن حدیث ارتباط دارد مثلا حدیث از حیث صراحت در مقصود و اجمال اگر اجمال داشته باشد به آن مجمل می گویند به اصطلاح هدف علم درایه تشخیص روایت معتبر از غیر معتبر از مجموع سند و متن است در حالیکه هدف علم رجال تشخیص روایت معتبر و غیر معتبر فقط از طریق راویان حدیث است.


[1] تدریب الراوی ج1 ص53.
logo