« فهرست دروس
درس خارج اصول استاد سید محسن مرتضوی

1405/02/05

بسم الله الرحمن الرحیم

ادامه بحث استصحاب کلی قسم ثالث/أصالة الاستصحاب /الأصول العملية

 

موضوع: الأصول العملية/أصالة الاستصحاب /ادامه بحث استصحاب کلی قسم ثالث

 

به تفصیل مرحوم شیخ اشکال می شود که مورد بحث از قبیل موارد تردّد کلی بین دو فرد همانند قسم دوم نیست تا شک در استمرار وجود سابق باشد چون کلی در ضمن هر فردی وجودش مغایر با تحقق کلی در ضمن فرد دیگر است و در قسم ثالث کلی در ضمن فرد اول محقق شده و از بین رفته است و تحقق کلی در ضمن فرد دوم مشکوک است و کلی در ضمن فرد دوم نمی تواند استمرار و بقای کلی در ضمن فرد اول باشد مطلقا چه در صورت اول و چه در صورت دوم.

مرحوم آخوند در حاشیه رسائل اشکال نقضی نیز به کلام شیخ انصاری وارد می کنند به این تقریب که اگر ما قائل به جریان استصحاب در قسم ثالث باشیم لازمه آن این است که در دوران بین اقل و اکثر استقلالی هم احتیاط را به خاطر جریان استصحاب کلی واجب بدانیم، اگر شخص مردد است که یک نماز از او قضاء شده یا دو نماز، علم به کلی صلات داشت که در عهده او است که آن کلی نمی داند با اتیان فرد اول ساقط شده یا نه ؟ بعد از خواندن نماز اول، استصحاب بقای کلی را می کند و در نتیجه خواندن نماز دوم واجب می شود و لا اظنّ أن یلتزم به احد.

همچنین مرحوم نائینی فرموده: لازمه جریان استصحاب در قسم ثالث این است اگر شخصی از خواب بیدار شد و می داند حدث نوم داشته و احتمال جنابت را نیز می دهد، این شخص به وضو نمی تواند وارد نماز شود بلکه استصحاب کلی حدث(قسم ثالث) در حق او جاری شده و باید غسل کند و لا یتلزم به احدٌ.

سپس مرحوم شیخ انصاری از عدم جریان استصحاب کلی قسم ثالث، استثنایی می کنند که همان صورت سوم در صدر مسأله است، جایی که در کلی مشکک، مرتبه شدیده از بین رفته و شک در استمرار آن کلی به مرتبه ضعیفه آن داریم، سیاهی شدید از بین رفته و شک در بقای سیاهی به مرتبه ضعیف آن داریم استصحاب کلی سیاهی جاری شود و نتیجه می گیریم که مثلا سیاهی به مرتبه ضعیف آن همچنان باقی است. و یستثنى من عدم الجریان فی القسم الثانی، ما یتسامح فیه‌ العرف فیعدّون الفرد اللاحق مع الفرد السابق کالمستمرّ الواحد، مثل:ما لو علم السواد الشدید فی محلّ و شکّ فی تبدّله بالبیاض أو بسواد أضعف من الأوّل، فإنّه یستصحب السواد.[1]

در صورت سوم شیخ انصاری می‌فرمایند هیچ اشکالی ندارد و استصحاب کلی جاری می‌شود زیرا عرف آن فرد ضعیف را استمرار فرد قوی می‌داند.

مثلا فردی کثیر الشک است در هر نمازش ده شک می‌کند و نباید به شکش اعتنا نکند. روی وسواس خودش کار کرد و این ده شک تبدیل شد به شش شک. مرتبه قوی به ضعیف تبدیل شد. شک دارد حالا که در نمازش شش شک می‌کند آیا هنوز کثیر الشک است یا نه؟ فرد شدید که از بین رفته است فرد ضعیف نمی‌داند الان مصداق کثرت شک هست عرفا یا نه؟ ایشان می‌فرمایند استصحاب کلی در اینجا جاری است. کثیر الشک بود مسلما و الان شک دارد کثرت شک باقی است یا نه؟ استصحاب کثیر الشک بودن خود را می کند.

یا اینکه اگر شیئی واجب است و طلب شدیده دارد. بعد از ادله استفاده می‌کنیم شدت طلب زائل شده، شک داریم آیا طلب ضعیف باقی مانده است که استحباب باشد یا خیر؟ استصحاب طلب شدید که جاری نمی‌شود و یقینا از بین رفته. طلب ضعیف شک در حدوثش داریم لکن کلی طلب را می توان استصحاب کرد به این تقریب که یقینا ضمن وجوب، کلی طلب شکل گرفت. شک دارم با از بین رفتن طلب شدید، کلی طلب هم از بین رفت یا نه؟ استصحاب می‌کنم کلی طلب را و می‌گویم هنوز کلی طلب هست و اصل طلب رجحانی از بین نرفته است.

ولی تحقیق در مسأله این است که گرچه قبول داریم استصحاب در نظائر این مثالها جاری می شود ولی استصحاب در این امثله از قبیل استصحاب فرد است که حالات آن تغییر یافته است، مرتبه شدید و ضعیف دو حالت برای فرد است نه دو فرد و مصداق برای کلی.

مرحوم آیت الله خویی در این باره می گوید: أنّ جريان الاستصحاب في مثل الأمثلة المذكورة و إن كان مما لا إشكال فيه، إلّا أنّه لا يصح عدّه من القسم الثالث من استصحاب الكلي، فانّه بعد كون الفرد اللاحق هو الفرد السابق بنظر العرف و كون الشدة و الضعف من الحالات، يكون الاستصحاب من الاستصحاب الجاري في الفرد، أو القسم الأوّل من استصحاب الكلي.[2]

نتیجه: به نظر استصحاب کلی قسم ثالث در هیچ یک از صور آن جاری نخواهد بود چون ارکان استصحاب نسبت به کلی تمام نیست.


logo