« فهرست دروس
درس خارج اصول استاد سید محسن مرتضوی

1405/02/02

بسم الله الرحمن الرحیم

ادامه بحث استصحاب قسم ثالث /أصالة الاستصحاب /الأصول العملية

 

 

موضوع: الأصول العملية/أصالة الاستصحاب /ادامه بحث استصحاب قسم ثالث

 

دیدگاه دوم: که استصحاب کلی قسم ثالث مطلقا جاری نمی شود قائلین به این نظریه جمعی از اصولیین از جمله مرحوم نائینی، محقق عراقی، محقق خویی و شهید صدر هستند. برای اثبات این نظریه این طور تقریب شده است که وجود کلی به وجود افراد است و وجود کلی در ضمن هر فردی غیر از وجود کل در ضمن فرد دیگر است، لذا آن کلی که یقین به حدوث آن داشتیم یقین به ارتفاع آن داریم و آنچه که احتمال بقای آن را می دهیم کلی در ضمن فرد دیگر است که اصل حدوث آن مشکوک است و یقین به آن نداریم.

در استصحاب کلی قسم سوم آنچه که ما یقین داریم به او کلی انسانیت در ضمن زید است. کلی ضمن زید که یقین به حدوثش داریم یقین به ارتفاعش هم داریم، حادث شد و از بین رفت و کلی انسانیّت در ضمن عمرو مشکوک الحدوث است. شیء‌ای که حدوثش احتمالی است چگونه استصحاب بقاء او جاری شود؟ لذا ارکان استصحاب نسبت به کلی قسم ثالث تمام نیست و این بر خلاف استصحاب کلی قسم دوم است که آنجا حقیقتا نسبت به کلی یقین به حدوث و شک در بقاء داشتیم.

به تعبیر دیگر در استصحاب کلی قسم سوم سوال می‌کنیم انسانی که متیقن شماست آیا انسان به شرط شیء است یا انسان لابشرط؟ اگر انسان بشرط شیء است انسان بشرط زیدیت آمد و نابود شد. انسان به شرط عمرویت مشکوک الحدوث است و انسان لابشرط هم که ندارید؛ دقت کنید فرق بین قسم دوم و قسم سوم همین است.

در استصحاب کلی قسم دوم شما یک انسان لابشرط دارید یا زید است یا عمرو است کلی مردد بین دو فرد است لذا گفته می شود انسان لابشرط یقینا وجود گرفت و الان در وجودش شک داریم و استصحاب بقاء همان کلی لابشرط را می‌کنیم ولکن در استصحاب کلی قسم سوم متیقن شما چیست؟ اگر کلی بشرط شیء و زیدیت است که از بین رفت و کلی بشرط عمرویت مشکوک الحدوث است و انسان لابشرط هم که یقین به حدوث آن نداریم، لذا ارکان استصحاب در کلی قسم ثالث بر خلاف کلی قسم ثانی تمام نیست.

اما دیدگاه سوم تفصیل مرحوم شیخ انصاری است خلاصه بیان ایشان این است که می‌فرمایند بین صورت اول و دوم تفصیل می دهیم و در صورت دوم که احتمال حدوث فرد دوم مقارن با حدوث فرد اول را می دهیم استصحاب کلی قسم سوم جاری است و صورت اول که احتمال حدوث فرد دوم مقارن با ارتفاع فرد اول می دهیم،استصحاب کلی جاری نیست؛ چون در صورت دوم در لحظه حدوث،کلی شکل می‌گیرد و تردید درست می‌شود، اینجا تصویر کلی متصور است یعنی لحظه اول که زید وارد این خانه شد، احتمال می‌دهد عمرو هم وارد شده باشد پس احتمال می‌دهد یک کلی مردد بین دو فرد شکل گرفته باشد، ضمن اینکه کلی مسلما ضمن زید وجود گرفته ولی ممکن است در آن لحظه ضمن عمرو هم وجود گرفته باشد. لذا گویا شیخ انصاری می‌فرمایند اینجا کلی انسان کاملا قابل تصویر است و بقای آن کلی را بعد از رفتن فرد اول می توان استصحاب کرد ولی اگر احتمال حدوث فرد جدید حین ارتفاع فرد اول بدهیم اینجا کلی تبدّل پیدا می کند و متعدّد می شود و استصحاب جاری نمی شود چون یقین دارید کلی در ضمن زید تحقق یافته و منعدم شده است و بعد شک دارید که کلی در ضمن عمرو وجود گرفته یا نه؟ که مشکوک الحدوث است لذا استصحاب جاری نخواهد شد. عبارت ایشان در رسائل این چنین است: أو التفصیل بین القسمین، فیجری فی الأوّل؛ لاحتمال کون الثابت فی الآن اللاحق هو عین الموجود سابقا، فیتردّد الکلّیّ المعلوم سابقا بین أن یکون وجوده الخارجیّ على نحو لا یرتفع بارتفاع‌ الفرد المعلوم ارتفاعه، و أن یکون على نحو یرتفع بارتفاع ذلک الفرد، فالشکّ حقیقه إنّما هو فی مقدار استعداد ذلک الکلّیّ، و بالجمله: فالعبره فی جریان الاستصحاب عدّ الموجود السابق مستمرّا إلى اللاحق، و لو کان الأمر اللاحق على تقدیر وجوده مغایرا بحسب الدقّه للفرد السابق.[1]


logo