« فهرست دروس
درس خارج اصول استاد سید محسن مرتضوی

1405/01/30

بسم الله الرحمن الرحیم

ادامه بحث شبهه عبائیه /أصالة الاستصحاب /الأصول العملية

 

موضوع: الأصول العملية/أصالة الاستصحاب /ادامه بحث شبهه عبائیه

 

جواب دوم: مرحوم نائینی در اجود التقریرات فرموده اند: استصحاب به مفاد کان ناقصه نسبت به عبا جاری نیست که مثلا بگوییم طرف راست عبا قبلا نجس بوده و الان هم نجاست آن باقی است و طرف چپ عبا قبلا نجس بوده و الان هم نجاست آن باقی است چون استصحاب در طرف راست بعد شستن آن یقین به ارتفاع اش داریم و در طرف چپ که شک در حدوث آن داریم و استصحاب به مفاد کان تامه نیز در مثال عبا جاری نمی شود تا بگوییم یقین داشتیم این عبا نجس بوده و الان بعد از شستن یک طرف آن،بازهم استصحاب بقای نجاست آن را کنیم و می گوییم آن نجاست کلی باقی است چون این استصحاب اثر شرعی ندارد و لذا استصحاب واجد شرائط نیست زیرا مقصود از اثر شرعی مورد نظر اگر نجاست ملاقی باشد، استصحاب جاری نمی شود چون نجاست ملاقی مرکّب از دو امر است یکی اینکه ملاقات احراز شود و دوم این ملاقا نجس باشد و در محل بحث استصحاب نجاست کلی که مرددّ بین دو طرف است اثبات نمی کند که ملاقات با امر نجس محقّق شده است مگر بنا بر اصل مثبت زیر ملاقات با شی نجس لازمه عقلیه بقاء نجاست کلی در عبا می باشد و با استصحاب کلی نجاست ثابت نمی شود.. أنّ الاستصحاب المدعى في المقام لا يمكن جريانه في مفاد كان الناقصة، بأن يشار إلى طرف معيّن من العباء و يقال: إنّ هذا الطرف كان نجساً و شك في بقائها، فالاستصحاب يقتضي نجاسته، و ذلك لأن أحد طرفي العباء مقطوع الطهارة و الطرف الآخر مشكوك النجاسة من أوّل الأمر، و ليس لنا يقين بنجاسة طرف معيّن يشك في بقائها ليجري الاستصحاب فيها.

نعم، يمكن إجراؤه في مفاد كان التامة بأن يقال: إنّ النجاسة في العباء كانت موجودة و شك في ارتفاعها فالآن كما كانت، إلّا أنّه لا تترتب نجاسة الملاقي على هذا الاستصحاب إلّا على القول بالأصل المثبت، لأنّ الحكم بنجاسة الملاقي يتوقف على نجاسة ما لاقاه و تحقق الملاقاة خارجاً، و من الظاهر أنّ استصحاب وجود النجاسة في العباء لا يثبت ملاقاة النجس إلّا على القول بالأصل المثبت، ضرورة أنّ الملاقاة ليست من الآثار الشرعية لبقاء النجاسة، بل من الآثار العقلية، وعليه فلا تثبت نجاسة الملاقي للعباء.[1]

می توان از این اشکال جواب داد که بله قبول داریم که نجاست ملاقی مرکّب از دو امر است: یکی احراز ملاقات و دیگری نجاست ملاقا، ولی در عین حال استصحاب به نحو مفاد کان ناقصه قابل جریان است چون اشاره می کنیم به موضع واقعی عبا که نجس شده بود و می گوییم: "هذا الموضع کان نجساً و نشکّ فی بقاء نجاسته" و با استصحاب نجاست موضع واقعی عبا احراز می شودو بعد از ملاقات شیء پاک با این عبا، صدق می کند "لاقی محلّاً نجساً" و نجاست ملاقی ثابت خواهد شد. ملاقات شیء با موضوع نجس واقعی محرز است به وجدان و استصحاب هم می گوید آن موضع واقعی به نجاستش باقی است.به تعبیر دیگر یکی از آثار شرعیه نجاست عبا این است که ملاقی با آن نیز نجس خواهد شد.

جواب سوم: مرحوم امام خمینی نیز در جواب شبهه عبائیه نکته ای فرمودند که در حقیقت به همان جواب مرحوم نائینی بر می گردد.

ایشان می فرمایند: هر چند ارکان استصحاب نسبت به نجاست عبا تمام است و بعد از تطهیر یکی از دو طرف عبا شک در نجاست وجدانا وجود دارد و می توان استصحاب بقای کلی نجاست را کرد ولی اثر ملاقات با نجس بر ملاقات با عبا بار نمی شود، زیرا استصاب بقای کلی نجاست ثابت نمی کند که ملاقات با اطراف، ملاقات با نجس است مگر با اصل مثبت، چرا که ملاقات با اطراف،عقلا ملاقات با نجس شمرده می شود نه شرعا یعنی عقل است که می گوید وقتی علم اجمالی به نجاست یکی از دو طرف عبا داریم و سپس یک طرف آن شسته شود اگر چیزی با هر دو طرف عبا ملاقات کند پس حتما با نجس ملاقات کرده است و این اصل مثبت است بله ملاقات با لباس امر وجدانی است ولی ملاقات با نجس لازمه عقلی آن واصل مثبت است لکن جواب از این اشکال هم واضح است که وقتی استصحاب کلی نجاست بگوید عبا نجس است یکی از آثار شرعیه نجاست عبا، این است که ملاقی با آن نیز نجس می شود همان طور که ملاقات با نجس وجدانی موجب نجاست می شود و اصل مثبت نخواهد شد.


logo