1404/11/06
بسم الله الرحمن الرحیم
ادامه تنبیه دوم /أصالة الاستصحاب /الأصول العملية

موضوع: الأصول العملية/أصالة الاستصحاب /ادامه تنبیه دوم
مبنای جعل حکم مماثل در حجیّت در امارات
در رابطه با اینکه مقصود از جعل حکم ظاهری که با قیام امارات حادث می شود، چیست؟ احتمالاتی وجود دارد:
۱. جعل حکم مماثل یعنی اگر اماره قائم شود، شارع حکم ظاهری جعل می کند که ممکن است مطابق با واقع باشد یا غیر مطابق با آن، حکم ظاهری طبق اماره و مماثل با مؤدّای اماره مستقلا جعل می شود. معنای حکم ظاهری در مؤدای امارات این است که وقتی زراره خبر داد به وجوب نماز جمعه، یک وجوب نماز جمعه طبق گفته زراره جعل می شودچه در واقع چنین وجوبی باشد یا نباشد با حکم واقعی کاری نداریم.
2. حکم ظاهری وراء حکم واقعی جعل می شود، منتها اگر حکم ظاهری مصادف با حکم واقعی باشد، دو تا حکم وجود ندارد بلکه حکم ظاهری مندک در حکم واقعی می شود و اگر مطابق با واقع نباشد، دو حکم ظاهری و واقعی وجود دارد.
به تعبیر دیگر مؤدای اماره از دو حال خارج نیست یا مطابق حکم واقعی است یا مخالف حکم واقعی است. اگر مؤدای اماره مطابق حکم واقعی باشد همان حکم واقعی است و به تعبیر ایشان مندک در اوست و چیز جدیدی نیست. گویا زراره به لوح محفوظ اشاره میکند که من میگویم در لوح محفوظ نماز جمعه واجب است، اگر مخالف با حکم واقعی است، حکم ظاهری طبق مودای آن جعل می شود.
حال طبق این دو احتمال استصحاب در موارد قیام امارات جاری می شود یا خیر؟
گفته شده اگر احتمال اول را بگوئیم که در موارد قیام امارات حکم ظاهری جعل مستقل دارد،یقین به وجود حکم ظاهری داریم و لذا در ظرف شک استصحاب بقای حکم جاری خواهد شد ولی به این استصحاب اشکال شده که این استصحاب از قبیل استصحاب کلی قسم ثالث است که حجت نمی باشد، همانند استصحاب بقای کلی انسان در جایی که یقین به وجود زید در خانه و یقین به خروج آن داریم ولی احتمال می دهیم هم زمان با زید، عمرو هم داخل خانه شده باشد که در این موارد دوران بین فرد متیقن الحدوث و متیقن الارتفاع و فرد مشکوک الحدوث می باشد که مشهور می گویند استصحاب در اینجا حجت نمی باشد، در ورد بحث هم این چنین است چون در زمان قیام اماره جامع حکم در ضمن حکم ظاهری محقق شده است و نمی دانیم مقارن با وجود او، حکم واقعی هم وجود دارد که جامع در ضمن فرد دیگر محقّق شده باشد یا نه؟ اگر وجوب نماز جمعه، حکم ظاهری باشد متیقن الحدوث و متیقین الارتفاع است چون در عصر غیبت که دیگر خبر زراره وجود ندارد تا حکم ظاهری محقق باشد پس اگر حکم ظاهری باشد این قدر جامع شما متیقن الارتفاع است و نسبت به حکم واقعی هم که مشکوک الحدوث است و نمی دانیم اصلا در این مورد حکم واقعی وجود دارد یا خیر و لذا از قبیل استصحاب کلی قسم سوم خواهد شد که طبق نظر مشهور استصحاب کلی قسم ثالث جاری نیست.
و بنابر احتمال دوم مورد از موارد استصحاب کلی قسم ثانی می شود که نمی دانیم کلی در ضمن فرد قصیر محقق شده یا فرد طویل مثل استصحاب بقای کلی حیوان مردد بین فیل و پشه، در مورد بحث هم جامع و کلی حکم در ضمن حکم واقعی یا حکم ظاهری قطعا به وجود آمده است و الان شک در بقاء حکم داریم چون در اینجا این وجوب نماز جمعه که زراره گفته یا مطابق واقع هست و یا نیست، اگر مطابق با واقع باشد بعد از قیام اماره شما یک حکم واقعی دارید که می گوید نماز جمعه واجب است، اگر این وجوب مطابق با واقع نباشد، شما یک حکم ظاهری داریدکه وجوب نماز جمعه ظاهرا باشد، نتیجه این میشود شما یقین دارید کلی وجوب شکل گرفته است، با اخبار زراره یک وجوبی جعل شد یا واقعا و یا ظاهرا، الان در عصر غیبت شک در بقای حکم وجوب داریم اگر آن وجوب مجعول واقعی باشد وجوب واقعی استدامه دارد و میشود فرد طویل است و اگر وجوب شما حکم ظاهری باشد فرد قصیر است چون مختص به زمان حضور خواهد بود و در عصر غیبت آن حکم ظاهری وجود ندارد، اگر کلی شکل گرفت و دورانش بین فرد طویل باقی و فرد قصیر زائل بود، استصحاب جاری است و مشکلی ندارد.
نتیجه: بنابر مبنای جعل حکم مماثل در حجیت امارات طبق برخی از مبانی استصحاب جاری می شود و طبق برخی استصحاب جاری نخواهد شد ولی اشکال اصلی این است که اصل این مبنا در حجیت امارات قابل التزام نیست و موجب قول به تصویب در برخی صور و محاذیر دیگر خواهد شد که بحث مفصل آن در حجیّت امارات مطرح شده است.