« فهرست دروس
درس خارج اصول استاد سید محسن مرتضوی

1404/11/05

بسم الله الرحمن الرحیم

بررسی کلام مرحوم آخوند/أصالة الاستصحاب /الأصول العملية

 

موضوع: الأصول العملية/أصالة الاستصحاب /بررسی کلام مرحوم آخوند

 

مرحوم آخوند در جواب از این اشکال و توضیح جریان استصحاب حتی بر مبنای جعل منجزیت و معذریت در محل بحث فرموده اند آنچه در استصحاب مهم است تعبد به بقاء است اینکه حدوث و کیفیت آن چگونه و به چه طریق بوده است را ما کار نداریم.

به عبارت دیگر ایشان می‌فرماید کار استصحاب ایجاد ملازمه بین حدوث و بقاست، استصحاب می‌گوید هر چیزی که حادث شد به همان کیفیتی که حادث شد باقی است و در اثبات ملازمه وجود فعلی طرفین لازم نیست، می‌توانید اینگونه بگویید اگر الان روز هست خورشید طلوع کرده است یا اگر الان خورشید طلوع کرده روز است؛ ملازمه بین طلوع خورشید و روز بودن ثابت است هر چند طرف ملازمه وجود نداشته باشد.

استصحاب مفادش چنین است که می‌گوید بین حدوث به هر کیفیتی و بین بقاء او ملازمه است. وقتی این معنا تحلیل استصحاب بود ما کاری نداریم که مؤدای امارات چیست؟ یقین فعلی هست یا نه، بلکه چنین می‌گوییم اگر مؤدای امارات حکم واقعی بوده است بقائاً موجود است یا اگر حکم ظاهری بوده بقائاً موجود است،اگر حجیت و جعل منجزیت و معذریت بوده، بقاء آن حجت باقی است.

به بیان دیگر بقاء علی تقدیر الحدوث کافی است و یقین به حدوث موضوعیت ندارد بلکه یقین در اخبار استصحاب به معنای حجت است و حجت بر حدوث شیء می تواند یقین وجدانی باشد یا اماره باشد و یا حتی اصل باشد.

با این بیان ایشان مدعی هستند که جریان استصحاب در مؤدای امارات هیچ مشکلی ندارد. يمكن أن يذب عما في استصحاب الأحكام التي قامت الأمارات المعتبرة على مجرد ثبوتها و قد شك في بقائها على تقدير ثبوتها من الإشكال بأنه لا يقين بالحكم الواقعي و لا يكون هناك حكم آخر فعلي بناء على ما هو التحقيق من أن قضية حجية الأمارة ليست إلا تنجز التكاليف مع الإصابة و العذر مع المخالفة كما هو قضية الحجة المعتبرة عقلا كالقطع و الظن في حال الانسداد على الحكومة لا إنشاء أحكام فعلية شرعية ظاهرية كما هو ظاهر الأصحاب.و وجه الذب بذلك أن الحكم الواقعي الذي هو مؤدى الطريق حينئذ محكوم بالبقاء فتكون الحجة على ثبوته حجة على بقائه تعبدا للملازمة بينه و بين ثبوته واقعا.[1]

این کلام ایشان هم از طرف خود ایشان و هم از طرف اعلام اصولی مورد مناقشه قرار گرفته است:

خود مرحوم آخوند در بحث اجتهاد و تقلید در این بحث که آیا می‌شود با استصحاب بقای رای مجتهد، حجیت رای مجتهدی که فوت کرده را ثابت کنیم یا نه؟ می‌فرمایند: اگر حجیت را به معنای جعل حکم مماثل بگیریم اشکالی ندارد،حکم ظاهری با رای قبلی مجتهد جعل شد و شک در بقای این حکم داریم و استصحاب، بقای این حکم را ثابت می کند. اما اگر حجیت را به معنای منجزیت و معذریت بگیریم،جریان استصحاب مشکل دارد.

اعلام اصولی هم اشکالاتی به مرحوم آخوند کرده اند:

اشکال اول: اینکه شما در تنبیه اول گفتید در استصحاب یقین و شک باید فعلی باشد و الان می‌گویید ما به طرف ملازمه کاری نداریم که یثبوت شیء چگونه حاصل شده و این دو حرف منافات دارد.

اشکال دوم: مرحوم آقای تبریزی فرموده آن که آنچه مرحوم آخوند در اینجا فرموده با آنچه که در ردّ شیخ انصاری در تفصیل بین مقتضی و رافع گفته، سازگاری ندارد، آنجا مرحوم آخوند فرمود که نقض به یقین تعلّق گرفته، نه متیقّن و جعل یقین کنایه از متیقن خلاف ظاهر است، چون خود یقین قابلیت اسناد نقض را دارد، چون که یقین امر مبرم و مستحکم است ولی در اینجا فرموده یقین بما هو مرآة و طریق اخذ شده است و یقین موضوعیت ندارد بلکه مراد متیقن است لذا این دو کلام ایشان با هم جمع نمی شود.

اشکال سوم: مرحوم ایروانی در تعلیقه فرموده: کلام مرحوم آخوند در این تنبیه با کلام ایشان در تنبیه هشتم تنافی دارد، در تنبیه هشتم فرموده مفاد ادله استصحاب اگر مستصحب حکم شرعی باشد، جعل حکم مماثل است و اگر مستصحب موضوع باشد، جعل حکم مماثل با حکم آن موضوع است ولی در اینجا فرموده دلیل استصحاب دلیل بر ملازمه است.

اشکال چهارم: در منتقی الاصول آمده است که ملازمه قابل جعل شرعی نیست و امر واقعی است، مثل سببیت که قابل جعل نیست پس چطور مرحوم آخوند فرموده مفاد ادله استصحاب جعل ملازمه است؟

اشکال پنجم: اینکه در ادله استصحاب عنوان یقین و شک اخذ شده است و ظاهر اخذ هر عنوان در خطاب موضوعیت داشتن آن است و حمل بر اینکه کنایه از مطلق حجت باشد خلاف ظاهر است.


logo