« فهرست دروس
درس خارج اصول استاد سید محسن مرتضوی

1404/11/01

بسم الله الرحمن الرحیم

ادامه بررسی کلام آیت الله خویی /أصالة الاستصحاب /الأصول العملية

 

موضوع: الأصول العملية/أصالة الاستصحاب /ادامه بررسی کلام آیت الله خویی

 

بررسی کلام مرحوم آیت اله خویی

به کلام ایشان این اشکال وارد است که شرط جریان قاعده فراغ این است که مکلّف محکوم به عدم تحقّق شرط در حال نماز نباشد یا به تعبیر دیگر عمل مکلف محکوم به بطلان نباشد، لذا در فرع دوم بدین جهت قاعده فراغ جاری نمی شود.در نتیجه در تعیین حکم این دو فرع، جریان استصحاب دخالت دارد، چون درفرع دوم شخص با استصحاب حدث، محکوم به محدثیت است و شرط طهارت در حال نماز را به حکم استصحاب ندارد و پر واضح است که در این صورت قاعده فراغ جاری نخواهد شد. چون عمل حین اتیان محکوم به بطلان بوده است، لذا حکم به بطلان صلاه در این صورت اصلا کاری به مبانی در قاعده فراغ ندارد بلکه خود جریان استصحاب حدث در فرع دوم اثر دارد.

کلام محقق عراقی در مقام: ایشان می فرماید در محل نزاع این ثمره بار نمی‌شود بلکه بعد از نماز حتما قاعده فراغ جاری می‌شود هر چند قائل باشید که حین نماز استصحاب تقدیری جاری می شود یا قبل نماز استصحاب فعلی جاری است. ایشان می گوید که هر طریق و حجتی چه اصل عقلایی و چه اصل شرعی، وقتی اثر دارد که این طریق منعدم نشده باشد یعنی از حجیت ساقط نشده باشد.

به عبارت دیگر مجرد حدوث حجت در تنجز او کافی نیست بلکه باید بر حجیّت باقی هم باشد. لذا برای ترتب اثر بر یک حجت، بقای او بر حجیت لازم است. اگر حجتی از حجیت ساقط شد دیگر در ادامه و مرحله بقاء اثر تنجز و تعذر را ندارد و در این مسئله ما سه استصحاب فرض می‌شود:

استصحاب اول: استصحاب تقدیری قبل از نماز، بله با اینکه شخص غافل است ولی شک تقدیری دارد و استصحاب تقدیری فرض می‌شود. اثر این استصحاب بر فرض جریان این است که جایز نیست با حال حدث وارد نماز شود.

استصحاب دوم: استصحاب تقدیری حین الصلاه است، در حال نماز اگر غفلت نبود شک پیدا می‌کرد و نتیجه‌اش در آن زمان این است که محدث است و جایز است که نمازش را قطع کند.

استصحاب سوم: یک استصحاب فعلی هم داریم بعد از نماز، که وقتی غفلت تمام شد شک پیدا می‌کند. استصحاب بقای حدث را می کند.

محقق عراقی می‌فرماید استصحاب فعلی بعد از نماز که محکوم قاعده فراغ است و جاری نمی شود و دو استصحاب تقدیری قبل از نماز و حین نماز زمانشان تمام شده و منقضی شده است چون الان قاعده فراغ و حجت جدید داریم. اکنون که حجت جدید آمده است حجت قبلی اثر ندارد چون اثر آن دو حجت مربوط به هنگام دخول نماز و یا اثناء نماز بود ولی بعد از نماز که مکلف شک در اعاده و یا قضاء دارد فقط استصحاب فعلی بعد از نماز به دردش می خورد تا با جریان آن حکم به اعاده و قضا شود و زمان و مدت استصحاب های تقدیری و یا فعلی قبل از نماز تمام شده است و بعد از نماز هم که حجت وحیدو منحصر قاعده فراغ است که حکم به صحت نماز می کند، لذا ایشان در هر دو فرع می فرماید نماز به جهت قاعده فراغ صحیح است و شک فعلی یا تقدیری و جریان استصحاب قبل نماز اثری ندارد.

در نهایه الافکار آمده است: لوضوح ان کل طریق أو أصل معتبر عقلیا کان أو شرعیاً عند قیامه على شی‌ء انما یجب اتباعه و یترتب علیه الأثر من المنجزیه أو المعذریه فی ظرف وجوده و بقائه على حجیته، لا مطلقاً حتى فی ظرف انعدامه، أو خروجه عن الحجیه حتى فی مثل العلم الّذی هو من أقوى الحجج.(و لذا) لو شک فی صحه فعل أو فساده فعلا، لا یجدی العلم‌ السابق بصحته أو فساده لرفع هذا الشک، و لا لترتیب أثر الصحه أو الفساد علیه فعلا، بل لا بد من الرجوع إلى ما تقتضیه الأصول الجاریه فی المسأله(و على ذلک) نقول انه قبل الدخول فی العمل و ان کان یجری فی حقه استصحاب الحدث(و لکن) الأثر المترتب علیه انما هو عدم جواز الدخول فی الصلاه و بطلانها سابقا لو فرض دخوله فیها(و اما) وجوب الإعاده و القضاء فی ظرف بعد الفراغ، فلا یترتب على الاستصحاب المزبور(لأنه) من آثار الاستصحاب الجاری بعد الفراغ، لا من آثار الاستصحاب الجاری قبل الصلاه(فإذا کان) هذا الاستصحاب محکوماً بالقاعده، فمن حین الفراغ لا بد بمقتضى القاعده من الحکم بالصحّه حتى فی الوجه الثانی لا البطلان(لأنه) لا أثر للاستصحاب السابق بعد کون العمل محکوماً بالصحّه من حین الفراغ بمقتضى القاعده(و لا فرق) فی ذلک بین القول باعتبار الشک الفعلی فی الاستصحاب، و القول بکفایه الشک التقدیری أیضاً(فانه) على القولین لا قصور فی جریان القاعده فی الوجه الثانی أیضاً.[1]

ولی به کلام ایشان هم این اشکال وارد می شود که که شرط جریان قاعده فراغ این است که مکلّف محکوم به عدم تحقّق شرط در حال نماز نباشد یا به تعبیر دیگر عمل مکلف محکوم به بطلان نباشد، لذا در فرع دوم با جریان استصحاب حدث قبل نماز، عمل مکلف محکوم به فقدان شرط است و باطل خواهد بود لذا قاعده فراغ در حق او جاری نخواهد شد.

نتیجه: به نظر در حکم به صحت یا بطلان نماز در این دو فرع بحث شک فعلی و تقدیری و جریان استصحاب اثر دارد گرچه قاعده فراغ هم طبق برخی از مبانی و شروط می تواند در حکم مسأله اثر گذار باشد


logo