1404/10/29
بسم الله الرحمن الرحیم
تنبیه اول /أصالة الاستصحاب /الأصول العملية

موضوع: الأصول العملية/أصالة الاستصحاب /تنبیه اول
بررسی اشکالات به اعتبار شک فعلی در جریان استصحاب
نسبت به اشکال اول می توان اینطور گفت که آیا در باب استصحاب دو حکم تعبدی شرعی فرض میکنید؟ یعنی شارع دو جعل دارد یکی "لاتنقض الیقین بالشک" و یک قاعده شرعی تعبدی دوم هم داریم که شارع ما را به این معنا متعبد میکند نقض کن یقینت را فقط با یقین دیگر که مفهومش چنین شود پس با شک و ظن نقض نکن چه تقدیری و چه فعلی باشد؟ یعنی دو تعبد جداگانه است؟ روشن است که چنین نیست.
در استصحاب یک حکم تعبدی بیشتر نداریم و اینکه یقین است که یقین مخالف را نقض میکند این حکم تعبدی نیست بلکه اشاره به امر عقلایی است که همه قبول دارند، یقین را یقین مخالف جدید نقض میکند. روشن است که این حکم تعبدی نیست و اشاره به امری عقلایی دارد.
پس حکم تعبدی ما همان "لا تنقض الیقین بالشک" است، لذا در سایر روایات ببینید مثلا در صحیحه سوم زراره آمده "لا ینقض الیقین بالشک، لایدخل الشک فی الیقین، لا یخلط احدهما بالآخر، لکنه ینقض الشک بالیقین. روشن است که حکم تعبدی در باب استصحاب عدم نقض یقین به شک است. اینکه یقین نقض نشود مگر با یقین دیگر این یک امر عقلایی است که ذیل روایت به آن اشاره کرده است.
نتیجه آن که از ادله استصحاب استفاده میکنیم موضوع تعبدی ما عدم نقض یقین به شک است. شک هم ظهور در فعلیت دارد و مقصود شک فعلی است.
و نسبت به اشکال دوم آقای صدر که مناسبت حکم و موضوع این است که یقیم چون امر مبرم و مستحکم است با امر سست و ضعیف همانند شک نقض نمی شود چه شک فعلی و چه شک تقدیری ولی می توان جواب داد که در موارد شک تقدیری گرچه ملاک استحکام یقین و سست بودن شک، اگرچه وجود دارد ولی در محل که فرض غفلت است، همان طور که شک تقدیری، یقین هم تقدیری است و شخص التفات به آن ندارد، لذا یقین بالفعل وجود ندارد تا امر مستحکم وجود داشته باشد و با شک نقض نشود لذا در موارد غفلا استصحاب جاری نمی شود چون التفات به یقین و شک هیچ کدام وجود ندارد. انسانی که غافل از شک و یقین خود است اصلا نمی توان به او گفت "انقض یا لا تنقض" تکلیف و خطاب به او نادرست است.
و نسبت به اشکال سوم که مراد از یقین و شک در ادله استصحاب متیقن و مشکوک است و لذا مهم وجود قضیه مشکوکه است و فعلی یا تقدیری بودن شک مهم نیست می توان پاسخ داد که اینکه میگویید یقین و شک عنوان مشیر به متیقن و مشکوک است چه دلیلی دارد و به چه قرینهای؟ ظهور قضیه استصحاب در این است که نقض به خود یقین و شک نسبت داده شده است و خود یقین چون امر مبرم و مستحکمی است مصحح اسناد نقض به آن می باشد و یقین بما هم یقین به شک بما هو شک نقض نمی شود و عناوین یقین و شک ظهور در فعلیت دارند.
نتیجه: آن که در جریان استصحاب یقین و شک فعلی لازم است و در موارد غفلت وشک تقدیری استصحاب جاری نخواهد شد.
فروعات مترتّب بر عدم اعتبار شک تقدیری
مرحوم شیخ و مرحوم آخوند فرعی را به عنوان ثمره اعتبار یا عدم اعتبار شک تقدیری بیان کرده اند به این صورت که اگر مکلف یقین به حدث داشت و بعد غافل شد، بعد از نماز قاعده فراغ حکم به صحت نماز او می کند، چون شک قبل از نماز تقدیری است و شخص التفات نداشته است تا شک فعلی برای او پیدا شود لذا استصحاب حدث قبل نماز جاری نخواهد شد و قاعده فراغ بعد از نماز حکم به صحت نماز خواهد کرد و استصحاب حدث به ملاحظه شک بعد از نماز هم جاری نخواهد شد چون این استصحاب محکوم قاعده فراغ خواهد بود. ولی اگر مکلف بعد یقین به حدث،شک کرده و بعدا غافل شده،در این صورت چون یقین وشک در حق او قبل نماز فعلی بوده،استصحاب حدث جاری شده و حکم به بطلان نماز او خواهد شد و قاعده فراغ دیگر جاری نخواهد شد.
مرحوم آخوند در کفایه می گوید: فیحکم بصحه صلاه من أحدث ثم غفل و صلى ثم شک فی أنه تطهر قبل الصلاه لقاعده الفراغ بخلاف من التفت قبلها و شک ثم غفل و صلى فیحکم بفساد صلاته فیما إذا قطع بعدم تطهیره بعد الشک لکونه محدثا قبلها بحکم الاستصحاب مع القطع بعدم رفع حدثه الاستصحابی. لا یقال نعم و لکن استصحاب الحدث فی حال الصلاه بعد ما التفت بعدها یقتضی أیضا فسادها. فإنه یقال نعم لو لا قاعده الفراغ المقتضیه لصحتها المقدمه على أصاله فسادها.[1]
در ترتیب این ثمره اشکال شده است، مرحوم محقق ایروانی فرموده: اصل ترتّب ثمره را قبول داریم ولی کیفیت آن طوری نیست که بین دو فرع اختلاف شود، در فرع اول حکم به صحت صلات می شود چون شک او قبل نماز تقدیری بوده است ولی در فرع دوم هم حکم به صحت صلات می شود چون در این فرع هم استصحاب حدث قبل نماز جاری نخواهد شد چون بعد از یقین وشک فعلی، غفلت ایجاد شده که موجب انقطاع و عدم جریان استصحاب می شود، لذا قاعده فراغ بعد نماز،حکم به صحت نماز او خواهد کرد.
اگر یقین و شک در زمانی به فعلیت برسد استصحاب جاری می شود و برای مکلف حجت خواهد بود، حتی اگر بعد از آن غفلت حاصل شود گرچه الان در حال غفلت التفات تفصیلی و یقین و شک فعلی ندارد ولی آخرین حجت بر مکلف همان استصحاب حدث قبل نماز خواهد بود.