« فهرست دروس
درس نهج البلاغه استاد سید محسن مرتضوی

1404/11/01

بسم الله الرحمن الرحیم

استفاده از فرصت زندگی/فراز هفتم /خطبه هشتاد و سوم

 

موضوع: خطبه هشتاد و سوم/فراز هفتم /استفاده از فرصت زندگی

 

متن خطبه:

جَعَلَ لَكُمْ أَسْمَاعاً لِتَعِيَ مَا عَنَاهَا وَ أَبْصَاراً لِتَجْلُوَ عَنْ عَشَاهَا وَ أَشْلَاءً جَامِعَةً لِأَعْضَائِهَا مُلَائِمَةً لِأَحْنَائِهَا فِي تَرْكِيبِ صُوَرِهَا وَ مُدَدِ عُمُرِهَا بِأَبْدَانٍ قَائِمَةٍ بِأَرْفَاقِهَا وَ قُلُوبٍ رَائِدَةٍ لِأَرْزَاقِهَا فِي مُجَلِّلَاتِ نِعَمِهِ وَ مُوجِبَاتِ مِنَنِهِ وَ حَوَاجِزِ عَافِيَتِهِ، وَ قَدَّرَ لَكُمْ أَعْمَاراً سَتَرَهَا عَنْكُمْ وَ خَلَّفَ لَكُمْ عِبَراً مِنْ آثَارِ الْمَاضِينَ قَبْلَكُمْ مِنْ مُسْتَمْتَعِ خَلَاقِهِمْ وَ مُسْتَفْسَحِ خَنَاقِهِمْ أَرْهَقَتْهُمُ الْمَنَايَا دُونَ الْآمَالِ وَ شَذَّبَهُمْ عَنْهَا تَخَرُّمُ الْآجَالِ، لَمْ يَمْهَدُوا فِي سَلَامَةِ الْأَبْدَانِ وَ لَمْ يَعْتَبِرُوا فِي أُنُفِ الْأَوَانِ.

ترجمه خطبه:

استفاده از فرصت زندگی: خدا گوش هايى براى پند گرفتن از شنيدنى ها، و چشم هايى براى كنار زدن تاريكى ها، به شما بخشيده است، و هر عضوى از بدن را اجزاء متناسب و هماهنگ عطا فرموده تا در تركيب ظاهرى صورت ها و دوران عمر با هم سازگار باشند، با بدن هايى كه منافع خود را تأمين مى كنند، و قلب هايى كه روزى را به سراسر بدن با فشار مى رسانند، و از نعمت هاى شكوهمند خدا برخوردارند، و در برابر نعمت ها شكر گزارند، و از سلامت خدادادى بهره مندند.

مدّت زندگى هر يك از شماها را مقدّر فرمود، و از شما پوشيده داشت، و از آثار گذشتگان عبرت هاى پند آموز براى شما ذخيره كرد، لذّت هايى كه از دنيا چشيدند، و خوشى ها و زندگى راحتى كه پيش از مرگ داشتند، سر انجام دست مرگ گريبان آنها را گرفت و ميان آنها و آرزوهايشان جدايى افكند: آنها كه در روز سلامت چيزى براى خود ذخيره نكردند و در روزگاران خوش زندگى عبرت نگرفتند.

شرح خطبه:

در محضر کلمات نورانی امیرالمؤمنین(ع) در نهج البلاغه بودیم در خطب هشتاد و سه که معروف است به خطبه غراء. این خطبه دارای فرازهای متعددی می‌باشد و ما به فراز هفتم این خطبه رسیدیم. در این فراز امیرالمؤمنین مجدد تذکر می‌دهند به ما و ما را موعظه می‌کنند به دو تا امر: یکی استفاده از فرصت عمر؛ دیگری عبرت گرفتن از سرنوشت گذشتگان. پس دو تا نکته اساسی را امیرالمؤمنین در این فراز مورد اشاره قرار می‌دهند: یکی اینکه عمر ما دارد می‌گذرد و ما برای خودمان باید زاد و توشه تهیه بکنیم، برای روز مرگی که تمام آرزوهای ما قطع می‌شود؛ و دیگری اینکه باید از گذشتگانی که برای ما آثار و قصصشان بیان شده عبرت بگیریم. امیرالمؤمنین ابتدا نعمت‌های خداوند را برمی‌شمرند که خداوند چقدر به ما نعمت داده است تا ما از این نعمت‌ها برای أخذ زاد و توشه استفاده بکنیم، ولی ما از این نعمت‌ها استفاده نمی کنیم. خداوند چه نعمت هایی به ما داده است؟ «جَعَلَ لَكُمْ أَسْمَاعاً لِتَعِيَ مَا عَنَاهَا»؛ خداوند برای ما گوش‌هایی را قرار داده است تا بشنویم آن چیزهایی را که باید بشنویم. پس خداوند نعمت گوش را به ما داده است که با نعمت گوش، می‌توانیم چیزهایی که شنیدنی باشد، برای ما اهمیت داشته باشد، برای ما اثر داشته باشد و همچنین واقعیت‌ها را بشنویم. «وَ أَبْصَاراً لِتَجْلُوَ عَنْ عَشَاهَا» [عشا به معنای تاریکی] خداوند برای ما چشمانی قرار داده است که بتونیم از تاریکی‌ها پرده برداریم و حقایق عالم را ببینیم. پس خداوند ما را کور قرار نداده است. خداوند برای ما چشمانی قرار داده است که به‌وسیله آنها می‌تونیم پرده برداریم از تاریکی‌ها و ظلمت‌ها؛ یعنی می تونیم حقایق عالم و واقعیت‌های عالم را به‌وسیله آنها ببینیم. «وَ أَشْلَاءً جَامِعَةً»؛ خداوند برای ما یک بدن صحیح و سالم قرار داده است. أشلاء در اینجا به معنای بدن و جسد است. «جَامِعَةً لِأَعْضَائِهَا»؛ بدنی که جامع اعضای مختلف است که این اعضای مختلف، یکی استخون است، یکی گوشت، یکی قلب، یکی کبد و غیره.... با اینکه هر کدام مختلفند اما با همدیگر هماهنگ هستند. ملائمةٌ یعنی اعضای هماهنگ. «مُلَائِمَةً لِأَحْنَائِهَا فِي تَرْكِيبِ صُوَرِهَا وَ مُدَدِ عُمُرِهَا»؛ این اعضای بدن با شکل‌های مختلفی که دارند با همدیگر هماهنگ هستند و یک عمل را انجام می‌دهند. عمرشان هم با همدیگر هماهنگ است؛ یعنی با همدیگر در مدت زمان عمر هماهنگ هستند. خداوند برای ما قرار داده است «أَبْدَانٍ قَائِمَةٍ بِأَرْفَاقِهَا»؛ بدن‌هایی قرار داده است که خودش نیازهای خودش را تأمین می‌کند؛ یعنی بدن ما اگر سالم باشد، از پس خودش برمی‌آید و نیازهایش را خودش تأمین می‌کند. «وَ قُلُوبٍ رَائِدَةٍ»؛ خداوند برای ما دل‌ها و قلب‌هایی قرار داده است که در جستجو هستند. رائدة به معنای جستجو کردن. قلب‌های جوینده! دل ها و قلب‌های ما چه چیزی را جستجو می‌کنند؟ «أَرْزَاقِهَا». رزق هایی که خداوند برای ما مقدر کرده است را می‌جویند. رزق‌هایی که خداوند برای ما مقدر کرده است چه می‌باشد؟ «مُجَلِّلَاتِ نِعَمِهِ»؛ یعنی نعمت‌های فراگیر و بزرگ خداوند، «وَ مُوجِبَاتِ مِنَنِهِ»؛ موجبات بخشش و فضل و رحمت خداوند، «وَ حَوَاجِزِ عَافِيَتِهِ»؛ اموری که مانع از سلامتی و عافیت می‌شود؛ یعنی بتوانیم جلوی آنها را بگیریم. قلب ما این امور را می‌جوید. خب پس این نعمت‌هایی است که خداوند به ما داده است و ما غرق در نعمت‌های الهی هستیم، ولکن متأسفانه شکر نعمت‌های خداوند را به جا نمی‌آوریم. خداوند چه مقدار به ما نعمت داده است اما ما تا نعمتی را از دست ندهیم قدر نعمت را متأسفانه نمی‌دانیم. امام سجاد(ع) در مناجات شاکرین می‌فرماید: «و نَعمائُک کثیرةٌ قَصُرَ فَهمی عن إدراکِها فَضلاً عن إستِقصائِها»[1] ؛ خدایا تو آنقدر به ما نعمت داده‌ای که ما اصلا نمی‌توانیم نعمت‌های تو را درک بکنیم، چه برسد که بخوایم نعمت‌های تو را بشماریم! درک نمی‌کنیم که خداوند چه نعمتی به ما داده است. بعد امام سجاد می‌فرماید: «فکیف لی بتحصیلِ الشُّکرِ و شُکری إیّاک یَفتَقِرُ إلیٰ شُکرٍ»؛ ما چگونه شکر نعمت‌های تو را به جا بیاریم که همین که بخواهیم شکر نعمت تو را به جا بیاریم و بگوییم الحمدلله، مجدداً یک شکر لازم است که توانستیم بگوییم الحمدلله رب العالمین. پس همیشه باید شکرگزار نعمت‌های الهی باشیم. خب این پس نعمت‌هایی که خداوند به ما داده است. بعد امیرالمؤمنین می‌فرمایند که دو تا نعمت بزرگ خداوند به ما داده است که این دو تا نعمت نیز خیلی مهم هستند. «قَدَّرَ لَكُمْ أَعْمَاراً سَتَرَهَا عَنْكُمْ»؛ خداوند به ما نعمت عمر و زندگی داده است، آن هم عمری که مدتش را برا ما مخفی کرده است. این خودش یک نعمت است. اگر قرار بود به هر کسی بگوید چند سال عمر می‌کند و مرگ هر کسی مشخص بود، این نعمت نبود؛ چون این خودش باعث نا امیدی و امید می‌شد! یکی ممکن بود که بگوید آقا ما تا هفتاد هشتاد سالگی که زنده‌ایم؛ پس کسی دنبال اطاعت و بندگی نمی‌رفت چون می‌گفت که هفتاد سال می‌خواهد عمر بکند. باعث نا امیدی می‌شود چون هرچه نزدیک‌تر بشود به آن سن، دیگر نا امید می‌شود و می‌گوید که من دیگر نمی‌توانم کاری انجام بدم. خود این که زمان و اجل هر کسی مخفی هست، که امیرالمؤمنین می‌فرمایند: «سَتَرَهَا عَنْكُمْ»؛خداوند عمر را بر شما مخفی کرده، خودش نعمت است تا اینکه ما همیشه در حالتی بین خوف و رجاء باشیم، در حالت بندگی باشیم و همیشه تلاش داشته باشیم. وإلاّ اگر مدت زمان انقضای ما مشخص بود که دیگر کسی تلاش نمی‌کرد. پس خداوند نعمت عمر را به ما داده است. «وَ خَلَّفَ لَكُمْ عِبَراً مِنْ آثَارِ الْمَاضِينَ»؛ و نعمت عبرت گرفتن از آثار گذشتگان را خداوند به ما داده است. پس نعمت عمر و نعمت عبرت گرفتن. خب این نعمت عمر خیلی اهمیت دارد. عمر چیست؟ آقا امیرالمؤمنین می‌فرمایند: «إنّ عُمرَک وقتُک الّذی انتَ فیه»[2] آقا هی می‌گوییم: عُمر، عُمر، عُمر! عمر یعنی همین الآنی که داریم زندگی می‌کنیم، همین لحظه‌ای که داریم زندگی‌می کنیم، این عمر ماست. پس نگیم عمر داریم که مثلاً پنج سال دیگر یا ده سال دیگر کار بکنیم. امیرالمؤمنین می‌فرمایند: «إنّ عُمرَک وقتُک الّذی انتَ فیه»؛ همین لحظه‌ای که داری زندگی می‌کنی، این عمر توست. همین لحظه را طوری زندگی کن که ازش استفاده بکنی. در روایت دیگری امیرالمؤمنین می‌فرمایند: «إنّ ماضیَ عُمرِک أجَلٌ»[3] ؛ گذشته که تموم شده است، پس غصه گذشته را نخور. گذشته، دیروز، ساعت قبل، همگی تموم شد رفت. آدم نباید غصه گذشته را بخورد. «و آتِیَهُ»؛ فردا و پس فردا، «أمَلٌ»؛ این که آرزو است. ممکن است بهش برسی و ممکن است بهش نرسی. پس گذشته‌ها که گذشته و نباید غصه‌اش را بخوریم، آینده هم که هنوز نیومده است پس با آن زندگی نکن. پس «و الوقتَ عَملٌ»؛ الآن وقت عمل کردن است، همین امروزی که هستیم. امروز ما باید چیکار کنیم؟ برنامه داشته باشیم. «و الوقتَ عَملٌ». روایت دیگری هم از پیامبر صلی الله علیه و آله داریم به همین مناسبت که خیلی زیباست. وصیت پیامبر به اباذر: «إیّاک و التّصویف بأمَلِک»[4] ؛ اباذر با فردا زندگی نکن که بگویی فردا این کار را انجام می‌دهم، فردا می‌خوام آن کار را انجام بدم. تصویف در عمل نداشته باش، عمل امروز را امروز انجام بده. این تعبیر از پیامبر خیلی زیباست: «فإنّک بیومِک و لَستَ بما بعده»؛ تو مال کِی هستی؟ «فإنّک بیومِک»؛ تو مال امروز هستی، «و لستَ بما بعده»؛ تو آدم روز فردا و روز بعد نیستی، پس برای امروزت برنامه بریز و برای فردا برنامه نریز. «فإنّک بیومِک»؛ تو انسان امروز هستی، تو انسان فردا نیستی. بعد پیامبر فرمودند: «یا اباذر إذا أصبَحتَ فَلا تُحدِّث نفسَک بالمَساء». کاری که متأسفانه همه ما انجام می‌دهیم. پیامبر به اباذر می‌فرماید که اگر صبح شد با خودت صحبت از شب نکن. وقتی که صبح است باید کاری که برای صبح است را انجام دهیم. وظیفه امروز را انجام بده. پس صبح صحبت از کار شب نکن. «و إذا أمسَیتَ فَلا تُحدِّث نَفسَک بالصَّباح»؛ شب که شد کار شبت را انجام بده و نسبت به کار فردایت هم صحبت نکن. ما همیشه درگیر در آینده هستیم؛ یعنی داریم در آینده زندگی می‌کنیم، داریم در کارهای هفته بعد و ماه‌های بعد و سال بعد زندگی می‌کنیم. این جمله را همیشه در ذهن داشته باش که پیامبر می‌فرمایند: «فإنّک بیومِک»؛ تو انسانِ امروز هستی. امروز اگر خوب عمل کنیم، به وظیفهمان عمل بکنیم و از وقتمون استفاده بکنیم، فردا خداوند بزرگ است. ممکن است که فردا روزی جدید داشته باشیم، وقت جدید داشته باشیم، فرصت جدید داشته باشیم. لذا مجدداً در روایت دیگری داریم که امام صادق(ع) فرمودند: «المَغبون مَن غُبِنَ ساعةً بعدَ ساعةٍ»[5] ؛ مغبون کیست؟ کسی که دارد زیان می‌بیند کیست؟ کسی که عمرش یک ساعت بعدِ یک ساعت می‌گذره. کسی که ساعتی بعد ساعتی از عمرش می‌گذرد، این فرد مغبون است. لذا در ادامه همین روایت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، پیامبر به اباذر فرمودند: «یا أباذر، کُنْ عَلیٰ عُمرِک أشَحَّ مِنک عَلیٰ درهمِک و دینارِک»[6] ؛ نسبت به عُمر حریص‌تر باش از درهم و دینار، چون درهم و دینار از دست هم برود، دوباره به‌دست می‌آید ولی امروزی که از دست رفت، حتی اگر تمام عالم هم برگردد، دیگر امروز، روز چهارشنبه اول بهمن و اول شعبان، دیگر تکرار نخواهد شد. ما باید مَرد روز خودمان باشیم و به وظیفه خودمان در روز خودمان عمل کنیم. الآن دیدید که چون اینترنت دو هفته قطع بود چقدر وقتمان آزاد بود و وقت‌هایمان برکت داشت. اگر روزی نیم ساعت ذخیره کنیم یک مطالعه، یک کتاب یا یک درس، یک سال آن می‌شود یکصد و هشتاد و دو ساعت حداقل! صد و هشتاد و دو ساعت می‌شود دو سال درسی، دو سال تحصیلی. به اندازه نیم ساعت ما روزی وقت بگذاریم که در مورد یک رشته عقائد، تاریخ یا شبهاتی مطالعه داشته باشیم، چقدر می‌توانیم از وقتمان استفاده کنیم. و الآن هم که جوان هستیم وقت این کار است دیگر. هر یک سال که از عمرمان می‌گذرد می‌بینیم که آدم چقدر کسل‌تر می‌شود، چقدر تواناییش کمتر می‌شود و چقدر حوصله‌اش کمتر می‌شود. تا الآن که جوان هستیم باید از این نعمت عمر و نعمت جوانی استفاده کنیم. مولایمان آقا موسی بن جعفر علیهما السلام فرمود: «إنّ الله تعالی لَیَغبِضُ العَبدَ الفارِغَ»[7] ؛ خداوند بدش می‌آید از عبد بیکار. از عبد و انسانی که بیکار باشد خداوند بدش می‌آید؛ حالا از طلبه‌ای که بیکار باشد امام زمان(ع) چقدر بدشان می‌آید؟! دیگر نمی‌دانم. طلبه‌ای که طلبه شده است چون احساس مسئولیت کرده و می‌داند که الآن چقدر جامعه نیاز به او دارد. چقدر جامعه الآن نیازمند علم او هست، ولی طلبه بیکار باشد و بگوید من کاری و برنامه‌ای ندارم برای زندگیم. طلبه‌ای که بی‌برنامه باشد اصلاً، برنامه نداشته باشد که آقا می‌خواهد چیکار بکند. لذا امام صادق(ع) در آن روایت فرمودند: «دوست ندارم جوانی را ببینم مگر اینکه یا عالم باشد یا متعلِّم.» جوان یا باید عالم شده باشد یا باید در راه تعلیم علم باشد. پس امیرالمؤمنین هم می‌فرمایند که خداوند نعمت بزرگی که به ما داده، نعمت عمر است؛ آن هم نعمت عمری که آخرش برای ما مشخص نیست، و این خودش یک نعمت است تا ما همیشه در حال تلاش باشیم. «وَ خَلَّفَ لَكُمْ عِبَراً مِنْ آثَارِ الْمَاضِينَ» و خداوند سرنوشت گذشتگان را برای ما عبرت قرار داده است. قرآن کریم هم می‌فرماید: ﴿لَقَدۡ كَانَ فِي قَصَصِهِمۡ عِبۡرَة لِّأُوْلِي ٱلۡأَلۡبَٰبِ﴾[8] . خب گذشتگانی که آمدند و رفتند، این همه انسان آمدند و رفتند. که این گذشتگان چیکار کردند؟ «مِنْ مُسْتَمْتَعِ خَلَاقِهِمْ» همه‌شان آمدند و از لذت‌های دنیا بهره بردند «وَ مُسْتَفْسَحِ خَنَاقِهِمْ». خناق یعنی لحظه مرگ، وقتی مرگ می‌خواد آنها را خفه بکند. تا لحظه‌ای که مرگ می‌خواست خفه بکند، همه از نعمت‌های دنیا خوردند. پس همه گذشتگان تا هنگامی که جا داشتند، از دنیا استفاده کردند و خوردند، تا دم مرگ. «أَرْهَقَتْهُمُ الْمَنَايَا دُونَ الْآمَالِ»؛ مرگ گلویشان را گرفت و خفه کرد، «دُونَ الْآمَالِ»؛ به هیچ کدام از آرزوهایشان نرسیدند. مرگ که بر انسان چیره بشود دیگر کار تمام می‌شود و رابطه ما با آرزوهایمان قطع می‌شود. «وَ شَذَّبَهُمْ عَنْهَا تَخَرُّمُ الْآجَالِ». شَذَّبهم یعنی قطع کرد از آنها اجل‌های سخت؛ یعنی وقتی مرگ آمد و اجل رسید دیگر قطع شد بین آنها و دنیا، بین آنها و لذت‌های دنیوی، بین آنها و نعمت‌های دنیوی و بین آنها و آرزوهایشان. بعد دو تا نکته‌ای که میفرمایند که باید عبرت بگیم از گذشتگان چیست؟ همه آمدند و از نعمت‌های دنیا استفاده کردند و مردند. دو تا نکته‌ای که ما از زندگی آنها عبرت می‌گیریم این است که: «لَمْ يَمْهَدُوا فِي سَلَامَةِ الْأَبْدَانِ»؛ موقعی که بدنشان سالم بود، قوت داشتند، انرژی داشتند و می‌توانستند کار بکنند، هیچ کدامشان کار نکردند، خودشان را «لَمْ يَمْهَدُوا»، آماده نکردند خودشان را. زاد و توشه‌ای برای آخرت فراهم نکردند. آن موقعی که بدن‌ها سالم بود، جوان بودند و می‌تونستن کار بکنند به فکر آخرتشان نبودند. «وَ لَمْ يَعْتَبِرُوا فِي أُنُفِ الْأَوَانِ»؛ آن موقعی که باید عبرت می‌گرفتند هیچ موقع عبرت نگرفتند. آن موقعی که ما باید عبرت بگیریم «فِي أُنُفِ الْأَوَانِ» است، اول جوانی. اول جوانی که ما باید از سرنوشت گذشتگان عبرت می‌گرفتیم عبرت نگرفتیم. بله، همه موقع پیری و هنگام مرگ پشیمون می‌شوند. پس سرنوشت گذشتگان برای ما عبرت است و دو نکته از آن برداشت می‌شود که در زمانی که سلامت هستیم خودمان را آماده بکنیم و در زمانی که جوان هستیم عبرت بگیریم.

خب این فرصت عمر است که دارد لحظه به لحظه می‌گذرد. تا چشم بر هم گذاردیم ماه مبارک رجب تمام شد. دیگر نمی‌دانیم چقدر استفاده کردیم از ماه رجب و آیا جزء آمرزیده‌شدگان در ماه رجب بودیم یا نبودیم. إن‌شاءالله خداوند همه ما را جزء آمرزیده‌شدگان در ماه مبارک رجب قرار بدهد.

امروز روز اول شعبان شد. إن‌شاءالله خداوند توفیق بدهد که از ماه مبارک شعبان المعظم، از لحظه به لحظه‌اش، از ساعت به ساعتش، استفاده کنیم. پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم مردم مدینه را روز اول شعبان جمع می‌کرد و می‌فرمود: «شعبانُ شهری»[9] ؛ شعبان ماه من است. «رَحِمَ الله مَن أعانَنی عَلیٰ شهری»؛ رحمت خداوند به بندگانی که در ماه شعبان من پیامبر را کمک بکنند. گفتند: چگونه کمک بکنیم یا رسول الله؟ پیامبر فرمودند: «با روزه گرفتن.» ماه شعبان ماه روزه است. امام سجاد نیز فرمودند: ”از امیرالمؤمنین شنیدم که امیرالمؤمنین فرمودند: «ما فاتَنی صَومُ شعبانَ»[10] ؛ روزه ماه شعبان از منِ علی فوت نشد «مُنذُ سَمِعتُ مُنادِیَ رسول الله یُنادی فی شَعبانَ»؛ از آن موقعی که منادیِ پیامبر ندا داد که ماه شعبان ماه روزه است، از منِ امیرالمؤمنین روزه ماه شعبان فوت نشد.“ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در خطبه شعبانیه معروف فرمودند: «شعبان ماه شریفی است. حاملان ارج این ماه را بزرگ می‌شمارند، حق آن را می‌شناسند. ماهی است که همچون رمضان روزیِ بندگان در آن زیاد می‌شود. ماه شعبان ماهی است که روزی بندگان در آن زیاد می‌شود و در آن بهشت آذین بسته می‌شود. ماه شعبان ماهی است که عمل در آن چند برابر می‌شود و کار نیکو هفتاد برابر پاداش بیشتر خواهد داشت!»[11]

إن‌شاءالله امیدواریم که به برکت اعیاد ماه مبارک شعبان، خداوند روزیِ ما را در این ماه مبارک شعبان زیاد بکند و ما را آماده بکند برای ماه مهمانیِ خودش، برای ماه رمضان، و آنچه به خوبانِ درگاهش عطا می‌کند إن‌شاءالله به همه ما در این ماه مبارک شعبان المعظم عنایت کند، به برکت صلوات بر محمد و آل‌محمد.


[1] بحار الأنوار، ج91، ص142.
[2] عیون الحکم و المواعظ، ج1، ص142.
[3] غرر الحکم و درر الکلم، ج1، ص224.
[4] الوافی، ج6، ص185.
[5] بحار الأنوار، ج68، ص185.
[6] الأمالی للطوسی، ج1، ص525.
[7] من لا یحضره الفقیه، ج3، ص169.
[9] إقبال الأعمال، ج2، ص683.
[10] وسائل الشیعه، ج10، ص508.
[11] الأمالی للصدوق، ج1، ص22.
logo