« فهرست دروس
درس نهج البلاغه استاد سید محسن مرتضوی

1404/08/28

بسم الله الرحمن الرحیم

توصیف احوال بندگان خدا/فراز پنجم /خطبه هشتاد و سوم

 

موضوع: خطبه هشتاد و سوم/فراز پنجم /توصیف احوال بندگان خدا

 

متن خطبه:

تنبيه الخلق‌: عِبَادٌ مَخْلُوقُونَ اقْتِدَاراً وَ مَرْبُوبُونَ اقْتِسَاراً وَ مَقْبُوضُونَ احْتِضَاراً وَ [مُضَمِّنُونَ‌] مُضَمَّنُونَ أَجْدَاثاً وَ كَائِنُونَ رُفَاتاً وَ مَبْعُوثُونَ أَفْرَاداً وَ مَدِينُونَ جَزَاءً وَ مُمَيَّزُونَ حِسَاباً؛ قَدْ أُمْهِلُوا فِي طَلَبِ الْمَخْرَجِ وَ هُدُوا سَبِيلَ الْمَنْهَجِ وَ عُمِّرُوا مَهَلَ الْمُسْتَعْتِبِ وَ كُشِفَتْ عَنْهُمْ سُدَفُ الرِّيَبِ وَ خُلُّوا لِمِضْمَارِ الْجِيَادِ وَ رَوِيَّةِ الِارْتِيَادِ وَ أَنَاةِ الْمُقْتَبِسِ الْمُرْتَادِ فِي مُدَّةِ الْأَجَلِ وَ مُضْطَرَبِ الْمَهَلِ‌.

 

ترجمه‌ی خطبه:

5. وصف احوال بندگان خدا

بندگانى كه با دست قدرتمند خدا آفريده شدند، و بى اراده خويش پديد آمده، پرورش يافتند، سپس در گهواره گور آرميده متلاشى مى‌گردند. و روزى به تنهايى سر از قبر بر مى‌آورند، و براى گرفتن پاداش به دقت حساب رسى مى‌گردند.

در اين چند روزه دنيا مهلت داده شدند تا در راه صحيح قدم بر دارند، راه نجات نشان داده شده تا رضايت خدا را بجويند، تاريكى‌هاى شك و ترديد از آنها برداشته شد، و آنها را آزاد گذاشته اند تا براى مسابقه در نيكوكارى‌ها، خود را آماده سازند، تا فكر و انديشه خود را به كار گيرند و در شناخت نور الهى در زندگانى دنيا تلاش كنند.

 

شرح خطبه:

در محضر کلمات امیرالمؤمنین در نهج‌البلاغه بودیم خطبه‌ی هشتاد و سه معروف به خطبه‌ی غرّاء شروع کردیم فراز پنجم این خطبه رسیدیم؛ این خطبه فرازهای متعدّدی داشت که بیان کردیم، ابتداء در رابطه با حمد خداوند متعال، بعداً در رابطه با توصیه‌ی به تقوا به بندگان، بعد در رابطه با احوال قبر و عالم برزخ و قیامت و حشر، فراز پنجم امیرالمؤمنین یک توجّهی می‌دهند ما بندگان را به حال ما از موقعی که به دنیا آمدیم تا موقعی که از دنیا می‌رویم و اینکه حجّت بر ما تمام شده با دلایل واضح با ارسال رسل و کتب حجّت بر ما تمام است لذا اگر ما کم کاری کنیم به خودمان ظلم کردیم و خودمان را از نعمات اخروی محروم کردیم؛ امیرالمؤمنین در این فراز پنجم می‌فرمایند ما بنده‌ها حالمان چیست عِبَادٌ مَخْلُوقُونَ اقْتِدَاراً ما بنده‌ها بنده‌هایی هستیم که با اقتدار توسط خداوند متعال خلق شدیم وَ مَرْبُوبُونَ اقْتِسَاراً مَرْبُوبُونَ یعنی رشد پیدا کردیم، پرورش پیدا کردیم در دنیا، بزرگ شدیم و اقْتِسَاراً یعنی از روی غلبه و قهر و جبر یعنی دست خودمان نبود، بزرگ شدیم و بعدش هم مَقْبُوضُونَ احْتِضَاراً بعدش هم قبض روح کردند ما را از دنیا بردند؛ این اشاره به یک مطلبی دارد که حیات و ممات دست انسان نیست یعنی ما بین دو جبر قرار داریم؛ بعضی‌ها روایات أَمْرٌ بَیْن الْأَمْرَین هم اینطوری معنا کردند أَمْرٌ بَیْن الْأَمْرَین یعنی چی یعنی انسان بین دو جبر قرار دارد یک اینکه ولادتش دست خودش نیست؛ حیات خداوند هر موقع مقدّر بدارد انسانی را به دنیا می‌آورد پس حیات کسی دست خودش نیست؛ از آنطرف ممات و قبض روح کسی هم دست خودش نیست إنّ اللّه هو الّذی يُحْيِي وَ يُمِيتُ که در قرآن هم زیاد داریم پس حیات و ممات دست خداست در این بازه‌ی حیات و ممات اینجا قسمت اختیار است دست خود ماست که چه افعالی را انتخاب کنیم چه زندگی چه روشی را انتخاب کنیم؛ پس ما انسان‌ها بین دو جبر هستیم بین حیات و ممات؛ حیات‌مان دست خودمان نیست ممات‌مان هم دست خودمان نیست بینش دست خودمان است که چه چیزی را اختیار کنیم خیر را انتخاب کنیم یا شرّ را؛ پس اینجا اشاره به همین نکته دارد که ما بندگانی هستیم که مَخْلُوقُونَ اقْتِدَاراً یعنی خلقت ما دست خودمان نبود خدا با اقتدار ما را خلق کرد بعدش هم مَرْبُوبُونَ اقْتِسَاراً تربیت شدیم بزرگ شدیم از روی غلبه و قهر دست خودمان نبود وَ مَقْبُوضُونَ احْتِضَاراً بعدش هم ما را قبض روح می‌کنند و قبض روح هم دست ما نیست؛ بعد از اینکه ما را قبض روح کردند چه می‌شود مُضَمَّنُونَ أَجْدَاثاً یعنی بدن‌های ما را در قبرها قرار می‌دهند؛ وارد قبر می‌شویم و بعدش هم كَائِنُونَ رُفَاتاً بدن‌هایمان هم تبدیل به استخوان می‌شود؛ پس این سرنوشت ما انسان‌هاست؛ به دنیا می‌آییم بزرگ می‌شویم می‌میریم بدن‌هایمان را به قبرها می‌سپارند و وَ كَائِنُونَ رُفَاتاً بدن‌هایمان هم بعداً تبدیل به استخوان می‌شود؛ بعدش هم که روز قیامت برپا می‌شود مَبْعُوثُونَ أَفْرَاداً تک تک ما روز حشر مبعوث می‌شویم وَ مَدِينُونَ جَزَاءً نوبت به جزاء می‌رسد؛ یوم الجزاء، هر کسی جزای عملش را خواهد گرفت وَ مُمَيَّزُونَ حِسَاباً حساب هر کسی تک تک، پرونده‌ی هر کسی تک تک جدا می‌شود؛ اشاره دارد به آیه شریفه لَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى[1] پرونده‌ی کسی را به کس دیگر نمی‌دهند مُمَيَّزُونَ حِسَاباً هر کسی جدا جدا به او حسابرسی می‌شود؛ خب پس این سرنوشت ما انسان‌هاست که به دنیا می‌آییم و تا یوم الحساب سرنوشتمان این است ولی در این دنیا که آن بازه‌ی اختیار ماست که دست خود ما هست، بازه‌ی بین حیات و ممات، خداوند در این بازه به ما حجّت را تمام کرده یعنی راه‌های رشد و سعادت را برای ما بیان کرده و به اندازه‌ی کافی هم به همه‌ی ما مهلت داده؛ همه‌ی ما مهلت داشتیم که اگر بخواهیم راه خیر را انتخاب کنیم بتوانیم انتخاب کنیم و بتوانیم خودمان را سعادتمند کنیم؛ در این دو فراز امیرالمؤمنین دو سه فراز به این نکته اشاره می‌کنند قَدْ أُمْهِلُوا فِي طَلَبِ الْمَخْرَجِ همه‌ی ما مهلت داده شدیم در طلب راه نجات، در طلب راه فرار، در طلب راهی که ما را به سعادت برساند و از بدبختی و نکبت نجات پیدا کنیم و همه‌ی ما هُدُوا سَبِيلَ الْمَنْهَجِ هدایت شدیم به راه هدایت؛ همه‌ی ما به راه هدایت و سعادت هدایت شدیم و همه‌ی ما عُمِّرُوا مَهَلَ الْمُسْتَعْتِبِ همه‌ی ما عمر داده شدیم یعنی به ما فرصت دادند مَهَلَ الْمُسْتَعْتِبِ یک اصطلاحی است می‌گویند برای راضی‌کردن استفاده می‌شد؛ شما بخواهی یک کسی که از شما ناراضی است راضیش کنی، کسی که از شما ناراحت است راضیش کنی، کسی که از شما طلب دارد راضیش کنی یک فرصتی لازم داری بتوانی کسی که ناراضی است راضی کنی؛ می‌گوید همه‌ی ما به ما فرصت به اندازه‌ی کافی داده شده که اگر بخواهیم خدا را راضی کنیم بتوانیم اعمال و رفتاری را انجام دهیم که خدا را در این دنیا راضی کنیم پس عُمِّرُوا به ما فرصت داده شده مَهَلَ الْمُسْتَعْتِبِ به اندازه‌ی مهلت‌دادن کسی را که بخواهیم راضی کنیم؛ و خداوند در این دنیا برای همه‌ی ما چیکار کرده كُشِفَتْ عَنْهُمْ سُدَفُ الرِّيَبِ پرده‌های شک و تردید را از همه‌ی بنده‌ها برداشته پس اینطوری نیست که بنده‌ها در دنیا سردرگم و متحیّر باشند، نه؛ خداوند به وسیله‌ی حججش، به وسیله‌ی پیامبران، به وسیله‌ی کتب هدایتش از همه‌ی بنده‌ها كُشِفَتْ عَنْهُمْ سُدَفُ الرِّيَبِ پرده‌های شک و تردید را از همه برداشته وَ خُلُّوا لِمِضْمَارِ الْجِيَادِ وقتی خداوند راه هدایت را نشان داده طریق بندگی را نشان داده فرصت کافی به همه داده پس همه آماده‌اند برای یک مسابقه‌ی خوب؛ قبلاً هم داشتیم در کلمات امیرالمؤمنین در نهج‌البلاغه تعبیر مضمار را؛ مضمار گفتیم جایی است که اسب‌ها را آماده می‌کنند برای مسابقه؛ اسب‌ها را به آن‌ها می‌رسند آماده می‌کنندشان تمرین کنند برای مسابقه؛ فضا آماده است یعنی هر کسی فرصت دارد که راه خیر و شرّ را انتخاب کند پس یک فضای مسابقه‌ی خوبی برای همه‌ی بنده‌ها در دنیا فراهم شده؛ خُلُّوا همه وا گذاشته شدند رها شدند لِمِضْمَارِ الْجِيَادِ برای یک مسابقه‌ی خوب؛ که گفتیم این برای مسابقه‌ی اسب‌سواری استفاده می‌شود امّا اینجا کنایه است دیگر؛ برای یک مسابقه‌ی خوب در دنیا مسابقه‌ای در خیرات مسابقه‌ای در خوبی‌ها همه آماده شدند؛ مسابقه‌ای برای خوبی‌ها وَ رَوِيَّةِ الِارْتِيَادِ مسابقه برای پیداکردن اندیشه و فکر بهتر؛ رَوِيَّةِ به معنای اندیشه و فکر است؛ بتوانند فکر و اندیشه و راه نجات بهتر را انتخاب کنند وَ أَنَاةِ الْمُقْتَبِسِ الْمُرْتَادِ أَنَاةِ الْمُقْتَبِسِ می‌گویند کسی است که چراغ را برداشته می‌خواهد راه گمشده را پیدا کند، چراغ هدایت را پیدا کند در تاریکی‌ها، می‌گوید همه می‌توانند أَنَاةِ الْمُقْتَبِسِ الْمُرْتَادِ بتوانند آن چراغ هدایت، نور علم، نور هدایت را در این تاریکی دنیا پیدا کنند یعنی فضا آماده است برای یک مسابقه‌ی خوب، برای پیدا کردن راه و اندیشه‌ی درست و برای پیداکردن چراغ هدایت در بین گمراهی‌ها در بین تاریکی‌ها در این دنیا، در این دنیا یعنی چه یعنی در مُدَّةِ الْأَجَلِ در مدّتی که به ما اجل دادند مهلت دادند در چند سالی که به ما مهلت دادند همه چیز آماده است اگر ما بخواهیم راه خیر و شرّ را تشخیص دهیم و راه سعادت را برای خودمان انتخاب کنیم وَ مُضْطَرَبِ الْمَهَلِ‌ مُضْطَرَبِ الْمَهَلِ‌ مَهَل به معنای رفت و آمد است یعنی در این مدّتی که در دنیا هستیم در این مدّتی که به ما فرصت داده شده تلاش کنیم کار کنیم زمینه فراهم است برای یک مسابقه‌ی خوب، پیداکردن طریق هدایت و چراغ هدایت؛ پس امیرالمؤمنین علیه‌السّلام در این فرازها اشاره کردند به سرنوشت ما انسان‌ها از تولّد تا روز قیامت و اینکه در این فرصت بین حیات و ممات به همه‌ی ما فرصت به اندازه‌ی کافی داده شده و حجّت بر همه‌ی ما تمام است تا بتوانیم راه هدایت و راه سعادتمندی خودمان را انتخاب کنیم؛ کلّ این خطبه را بخواهیم چکیده‌اش کنیم خلاصه‌اش کنیم در آیه سی و هفت سوره مبارکه فاطر خلاصه‌ی این فراز هست که اعوذ بالله من الشّیطان الرّجیم أَ وَ لَمْ نُعَمِّرْكُمْ مَا يَتَذَكَّرُ فِيهِ مَنْ تَذَكَّرَ ما مگر به شما عمر ندادیم به اندازه‌ی کسی که اگر بخواهد متنبّه شود بتواند متنبّه شود خیلی آیه‌ی زیبایی هست أَ وَ لَمْ نُعَمِّرْكُمْ به اندازه‌ی چه ما به شما عمر دادیم؟ مَا يَتَذَكَّرُ فِيهِ مَنْ تَذَكَّرَ اگر کسی بخواهد متنبّه شود بتواند متنبّه شود وَ جَاءَكُمُ النَّذِيرُ برای شما نذیر و پیامبر هم فرستادیم فَذُوقُوا امّا شما عمل نکردید شما از این فرصت دنیا استفاده نکردید حالا که استفاده نکردید مقصّر خود ما هستیم لذا آیه شریفه می‌فرماید فَذُوقُوا حالا بچشید چون فَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ نَصِيرٍ چون بر خودتان ظلم کردید شما؛ چون فرصت به اندازه‌ی کافی در دنیا بود ولی خودتان استفاده نکردید فَذُوقُوا فَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ نَصِيرٍ که کسی که بر خودش ظلم کند در عالم آخرت برای او یار و یاوری نخواهد بود.

خب ایّام ایّام فاطمیّه را پیش روی داریم إن شاء اللّه امیدواریم که خداوند متعال به برکت حضرت صدّیقه طاهره فاطمه زهراء سلام‌اللّه‌علیها همه‌ی ما را در این ایّام توفیق احیای عزاداری حضرت فاطمه سلام‌اللّه‌علیها توفیق تبلیغ و توفیق رساندن پیام فاطمیّه که پیام فاطمیّه دفاع از ولایت دفاع از امامت بود را به ما بدهد بتوانیم این پیام را به جامعه منتقل کنیم؛ یک روایت از پیامبر در رابطه با حضرت بخوانیم از باب تیمّن و تبرّک؛ پیامبر فرمودند: فَاطِمَةُ حَوْرَاءُ إِنْسِيَّةٌ دخترم فاطمه حوراء انسیّه هست فَكُلَّمَا اِشْتَقْتُ إِلَی‌ رَائِحَةِ اَلْجَنَّةِ هر موقع من مشتاق بوی بهشت می‌شدم شَمِمْتُ رَائِحَةَ اِبْنَتِي فَاطِمَةَ[2] هر موقع من پیامبر مشتاق بهشت می‌شدم دخترم فاطمه را می‌بوییدم و از دخترم فاطمه بوی بهشت را استشمام می‌کردم.

السَّلَامُ عَلَى السَّيِّدَةِ الجَليلةِ ذَاتِ الْأَحْزَانِ الطَّوِيلَةِ فِي الْمُدَّةِ الْقَلِيلَةِ الْمَجْهُولَةِ قَدْرُهَا

مفضّل آمد خدمت امام صادق علیه‌السّلام گفت گاهی وقت‌ها ما می‌نشینیم چند نفر دور همدیگر بر مظلومیّت شما اهل‌بیت گریه می‌کنیم، بر مصائب شما اهل‌بیت گریه می‌کنیم این گریه‌کردن ما ثواب دارد که بر مظلومیّت شما اهل‌بیت گریه می‌کنیم امام صادق به مفضّل فرمودند فرمودند گریه اگر بر حق باشد ثواب آن قابل احصاء نیست گریه‌ای که بر مصائب و مظلومیّت ما اهل‌بیت می‌کنید گریه بر حق است و ثوابی برای این گریه قابل شمارش نیست بعد مفضّل به امام صادق گفت کدام یکی از مصائب شما اهل‌بیت از همه بر شما اهل‌بیت سنگین‌تر بود بعداً امام صادق این روایت معروف را به مفضّل فرمودند فرمودند مفضّل بدان که و لا كيوم محنتنا بكربلاء هیچ روزی بر ما سخت‌تر از کربلا نبود لا كيوم محنتنا بكربلاء هیچ وقت بر ما اهل‌بیت سنگین‌تر از کربلا نبود و إن كان يوم السقيفة گرچه که روز سقیفه و إحراق النار علی‌ باب أميرالمؤمنين و روز آتش زدن درب خانه‌ی امیرالمؤمنین، علی‌ باب أميرالمؤمنين و الحسن و الحسين و فاطمة و زينب و أمّ كلثوم عليهم السّلام و فضّة روز آتش زدن درب خانه‌ی امیرالمؤمنین و حسن و حسین و فاطمه و زینب و امّ‌کلثوم و فضّه و قتل محسن بالرفسة و روز قتل محسن با فشار أعظم و أدهی‌ و أمرّ بر ما اهل‌بیت سنگین‌تر، تلخ‌تر، عذاب‌آورتر بود چرا لأنّه أصل يوم العذاب[3] چون اصل مصائب از روز حمله کردن به خانه‌ی امیرالمؤمنین شروع شد؛ چه حمله‌ای کردند به خانه‌ی امیرالمؤمنین که مسعودی مورّخ می‌نویسد فَوَجَّهُوا إِلَى مَنْزِلِهِ هجوم آوردند به خانه‌ی امیرالمؤمنین فَهَجَمُوا عَلَیْهِ، وَ أَحْرَقُوا بَابَهُ درب خانه‌ی امیرالمومنین را آتش زدند وَ ضَغَطُوا سَیِّدَةَ النِّسَاءِ بِالْبَابِ فاطمه زهراء را پشت درب، بین در و دیوار چنان فشار دادند که حَتَّى أَسْقَطَتْ مُحْسِناً[4] که محسنش را سقط کرد؛ رحمت خدا به محقّق اصفهانی که این اشعار را سرود:

سینه‌ای کز معرفت گنجینه‌ی اسرار بود

کی سزاوار فشار آن در و دیوار بود

آنکه کردی ماه تابان پیش او پهلو تهی

از کجا پهلوی او را تاب آن آزار بود

صَلَّی اللّهُ عَلَیکِ یَا فَاطِمَةُ الزَّهرَاءُ یا سَیِّدَةَ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ


[1] سوره فاطر 18.
[2] بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار علیهم السلام ج۴۳، ص۴.
[3] عوالم العلوم و المعارف و الأحوال من الآیات و الأخبار و الأقوال ج۱۱، ص1185.
[4] إثبات الوصیة ص146.
logo