1404/07/23
بسم الله الرحمن الرحیم
توصیف روز محشر و رستاخیز/فراز چهارم /خطبه هشتاد و سوم

موضوع: خطبه هشتاد و سوم/فراز چهارم /توصیف روز محشر و رستاخیز
متن خطبه:
بعد الموت، البعث حَتَّى إِذَا تَصَرَّمَتِ الْأُمُورُ وَ تَقَضَّتِ الدُّهُورُ وَ أَزِفَ النُّشُورُ، أَخْرَجَهُمْ مِنْ ضَرَائِحِ الْقُبُورِ وَ أَوْكَارِ الطُّيُورِ وَ أَوْجِرَةِ السِّبَاعِ وَ مَطَارِحِ الْمَهَالِكِ سِرَاعاً إِلَى أَمْرِهِ مُهْطِعِينَ إِلَى مَعَادِهِ رَعِيلًا صُمُوتاً قِيَاماً صُفُوفاً، يَنْفُذُهُمُ الْبَصَرُ وَ يُسْمِعُهُمُ الدَّاعِي، عَلَيْهِمْ لَبُوسُ الِاسْتِكَانَةِ وَ ضَرَعُ الِاسْتِسْلَامِ وَ الذِّلَّةِ، قَدْ ضَلَّتِ الْحِيَلُ وَ انْقَطَعَ الْأَمَلُ، وَ هَوَتِ الْأَفْئِدَةُ كَاظِمَةً وَ خَشَعَتِ الْأَصْوَاتُ مُهَيْنِمَةً، وَ أَلْجَمَ الْعَرَقُ وَ عَظُمَ الشَّفَقُ وَ أُرْعِدَتِ الْأَسْمَاعُ لِزَبْرَةِ الدَّاعِي إِلَى فَصْلِ الْخِطَابِ وَ مُقَايَضَةِ الْجَزَاءِ وَ نَكَالِ الْعِقَابِ وَ نَوَالِ الثَّوَابِ.
ترجمهی خطبه:
4. وصف رستاخیز
تا آنجا كه امور زندگانى پياپى بگذرد، و روزگاران سپرى شود، و رستاخيز بر پا گردد، در آن زمان، انسانها را از شكاف گورها، و لانههاى پرندگان، و خانه درندگان، و ميدانهاى جنگ، بيرون مىآورد كه با شتاب به سوى فرمان پروردگار مىروند، و به صورت دستههايى خاموش، وصفهاى آرام و ايستاده حاضر مىشوند، چشم بيننده خدا آنها را مىنگرد، و صداى فرشتگان به گوش آنها مىرسد. لباس نياز و فروتنى پوشيده درهاى حيله و فريب بسته شده و آرزوها قطع گرديده است. دلها آرام، صداها آهسته، عرق از گونهها چنان جارى است كه امكان حرف زدن نمىباشد، اضطراب و وحشت همه را فرا گرفته، بانگى رعد آسا و گوش خراش، همه را لرزانده، به سوى پيشگاه عدالت، براى دريافت كيفر و پاداش مىكشاند.
شرح خطبه:
در محضر کلمات نورانی امیرالمؤمنین در نهجالبلاغه بودیم خطبهی هشتاد و سه معروف به خطبهی غرّاء خطبهی درخشان امیرالمؤمنین که امیرالمؤمنین گفتیم این خطبه را ایراد کردند وقتی از تشییع جنازهی شخصی برمیگشتند آنجا دلها آمادهی شنیدن موعظهی امیرالمؤمنین بود امیرالمؤمنین شروع کردند یک خطبهای درخشانی ایراد کردند چند فراز از این خطبه را خواندیم؛ فراز اوّل حمد خداوند متعال؛ فراز دوم دعوت به تقوا؛ فراز سوم تنفیر از دنیا بود در جلسهی گذشته بیان کردیم امیرالمؤمنین فرمودند: دنیا محل اعتماد و تکیهگاه برای مؤمن نیست، دنیا سایهاش زوال پذیر است نورش افول میکند و غروب میکند، دنیا تکیهگاهی است که نمیشود به آن تکیه کرد، دنیا طوری است کسانی که با آن انس بگیرند و کسانی که به آن دل ببندند را زود زمین میزند مثل اسب سرکش کسی که به دنیا دل ببندد را زود از مرکب دنیا پیاده میکند و آخر دنیا هم در فراز قبلی گفتیم آخر دنیا هم میشود قبر؛ آخرش هم دنیا به ما چیزی از دنیا نمیدهد مگر یک متر جا در قبر میدهد.
در این فراز چهارم امیرالمؤمنین میخواهند بعد از مرگ را تا روز حشر ترسیم کنند؛ دنیا که آخرش شد مرگ و آخرش شد قبر بعد از قبر هم باید آماده شویم برای روز حشر؛ روز حشری که از قبر باز سختتر و سنگینتر هست؛ پس امیرالمؤمنین میخواهند ترسیم کنند حشر را، برخاستن از قبور را، آمادهشدن برای قیامت را؛ ببینید آخر دنیا ما به اینجا میرسیم که بعد از قبر باید آمادهی رستاخیز و قیامت شویم؛ امیرالمؤمنین میفرمایند: حَتَّى إِذَا تَصَرَّمَتِ الْأُمُورُ دنیا امورش تمام میشود، میگذرد، خوبیهایش خوشیهایش بدیهایش به نفع ما باشد به ضرر ما باشد تَصَرَّمَتِ الْأُمُورُ امور دنیا تمام میشود وَ تَقَضَّتِ الدُّهُورُ ساعتها، ثانیهها، هفتهها، ماهها، سالها، قرنها در دنیا تمام میشود تَقَضَّتِ الدُّهُورُ وَ أَزِفَ النُّشُورُ و نزدیک میشویم لحظه به لحظه به روز نشر روز قیامت؛ پس دنیا که تمام میشود؛ سالها و ثانیهها و ماهها میگذرد و نزدیک رستاخیز میشویم؛ وقتی نزدیک رستاخیز و قیامت شویم چه رخ میدهد أَخْرَجَهُمْ خدا همهی مردم را از جایگاهشان در قبرهایشان بیرون میکند؛ حالا این را دو گونه میشود معنا کرد، بعضیها را أَخْرَجَهُمْ مِنْ ضَرَائِحِ الْقُبُورِ بعضیها را از ته قبر بیرون میآورد خدا؛ مردهها را از ته قبرشان بیرون میآورد، بعضیها را از أَوْكَارِ الطُّيُورِ از آشیانهی مرغها بیرون میآورد یعنی قبرهایشان چه شده محل لانهی آشیانهی مرغها و مرغهای مثلاً وحشی شده؛ بعضیها را بیرون میآورد از أَوْجِرَةِ السِّبَاعِ از خانههای حیوانات درنده؛ یعنی قبرهایشان چه شده؟ شده لاشههایشان را آمدند حیوانات درنده خوردند وَ مَطَارِحِ الْمَهَالِكِ جاهایی که خانهی هلاکت مردم بوده وقتی روز حشر شود خدا تک تک مردم را از جایگاهشان بیرون میآورد جایگاه هلاکتشان؛ پس اشاره دارد که قبرها چه میشود قبرها خانهی پرندگان و خانهی حیوانات است تک تک جسدها را خداوند بیرون میآورد یا اشاره به این دارد که معلوم نیست هیچکس خبر ندارد که اصلاً کجا میمیرد و جسدش چه میشود؛ ممکن است که بمیرد و جسدش را دفن کند ممکن است یک جایی بمیرد که جسدش طعمهی پرندگان شود ممکن است انسان یک جایی بمیرد که جسدش طعمهی درندگان شود ممکن است یک جایی بمیرد که جسدش اصلاً نابود شود به هلاکت برسد؛ پس هیچکسی خبر ندارد که چگونه خواهد مرد اشارهی به آیه سی و چهار سوره لقمان باشد وَ مَا تَدْرِي نَفْسٌ مَاذَا تَكْسِبُ غَدًا وَ مَا تَدْرِي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ هیچکس خبر ندارد که در چه زمینی خواهد مرد لذا امیرالمؤمنین میفرمایند روز حشر که شود خدا همه را بیرون میآورد بعضیها را از قبرهایشان بعضیها را از أَوْكَارِ الطُّيُورِ از لانههای پرندگان بعضیها را از أَوْجِرَةِ السِّبَاعِ از لانههای حیوانات درنده بعضیها هم از مَطَارِحِ الْمَهَالِكِ از جاهایی که تلف شدند به هلاکت رسیدند بیرون میآورد؛ حالا انسانها سر از قبر بیرون میآورند چگونه؟ اینکه روز وحشت روز حشر است در این جملات امیرالمؤمنین به آن اشاره کردند و اشاره دارد به آن روایت ولینعمتمان حضرت ثامنالحجج علیهالسّلام که فرمودند سه جا بر بنی آدم از همه سختتر میگذرد روزی که به دنیا میآید از عالم ذر وارد دنیا میشود روزی که از دنیا میرود شب اوّل قبر وارد عالم برزخ میشود و روزی که روز حشر میشود مردم از عالم برزخ میخواهند وارد صحرای قیامت شوند امیرالمؤمنین میخواهند ترسیم کنند مردم چگونه از قبرها وارد صحرای قیامت میشوند سِرَاعاً إِلَى أَمْرِهِ همهی مردم به سرعت وقتی نفخ صور دمیده میشود و امر الهی بر این است که قیامت بر پا شده همهی مردم سریع به سوی امر الهی میشتابند در چه حالی مُهْطِعِينَ إِلَى مَعَادِهِ گردنها را کشیدند به سوی جایگاه ابدی که قیامت هست و به سوی حسابرسی با گردنهای کشیده حرکت میکنند رَعِيلًا صُمُوتاً رَعِيلًا صُمُوتاً دستههای خاموش، مردم دسته دسته امّا هیچکسی حرف نمیزند همه خاموشند؛ دسته دستهی صُمُوت خاموش قِيَاماً صُفُوفاً مردم ایستادهاند همه گروه گروه در صف منتظرند تا وارد صحرای محشر شوند قِيَاماً صُفُوفاً که اشاره دارد باز به آیه شریفه سوره نبأ آیه هجده يَوْمَ يُنفَخُ فِي الصُّورِ فَتَأْتُونَ أَفْوَاجًا وقتی در صور دمیده شود مردم گروه گروه وارد صحرای محشر میشوند؛ خب مردم گروه گروه با گردنهای کشیده و پایین، خاموش وارد صحرای محشر میشوند امّا خداوند دارد آنها را میبیند يَنْفُذُهُمُ الْبَصَرُ با چشم دیده میشوند؛ همه، تک تک افراد در صحرای محشر مشخّصند که کجایند وَ يُسْمِعُهُمُ الدَّاعِي و همه هم صدای آن فرشته و ملکی که مردم را دعوت میکند به قیامت و حسابرسی، همه میشنوند صدای داعی را یعنی در آنجا در روایت هم دارد که دیگر در صحرای محشر منادی ندا میکند أینَ أینَ أینَ این اشاره به آن دارد که همه صدای داعی را میشنوند؛ این همه جمعیّت از قبرها بیرون آمدند گروه گروه ولی از کسی صدا در نمیآید و همه صدای منادی در صحرای محشر را میشنوند آن روز؛ بعد مردم در چه حالی در صفها ایستادهاند در صحرای محشر عَلَيْهِمْ لَبُوسُ الِاسْتِكَانَةِ لباسهای استکانت، ذلّت و خشوع پوشیدند وَ ضَرَعُ الِاسْتِسْلَامِ وَ الذِّلَّةِ لباس نیاز و فروتنی و گدایی مردم بر تن دارند یعنی همهی مردم آنجا بیچارهاند؛ در یک روایتی داریم دیگر پیامبر فرمودند وقتی مردم سر از قبر در میآورند در صحرای محشر، همه دنبال پناهگاه میگردند که یکی به آنها پناه دهد در روز محشر؛ بعد این جملات امیرالمؤمنین زیباست قَدْ ضَلَّتِ الْحِيَلُ هیچکسی راه و چاره و حیله و مکری ندارد، همهاش تمام شده دیگر؛ کسی بخواهد اینجا پارتی بازی کند در صحرای محشر، جا بزند مثلاً، خودش را جلو بندازد ندارد؛ همه طبق همین ترتیبی که هست وارد صحرای محشر میشوند هیچ حیله و مکری نیست ضَلَّتِ الْحِيَلُ تمام شد دوران حیلهها گم شد تمام شد وَ انْقَطَعَ الْأَمَلُ هیچکسی آنجا دیگر امید و آرزو ندارد همهی امیدها آنجا منقطع شده وَ هَوَتِ الْأَفْئِدَةُ كَاظِمَةً قلبها از کار افتاده آنجا؛ یعنی نفس کسی نمیزند، نفسها در سینه حبس شده؛ روز حشر هَوَتِ الْأَفْئِدَةُ كَاظِمَةً نفس در دل حبس شده، نفس در قلبها حبس شده، کسی نفس نمیتواند بکشد آنجا وَ خَشَعَتِ الْأَصْوَاتُ مُهَيْنِمَةً کسی صدا از خودش در نمیآورد مگر صدای آرام صدایی که اصلاً به زبان نمیآید یعنی کسی آنجا جرأت حرفزدن ندارد همه صداها آهسته است وَ أَلْجَمَ الْعَرَقُ چه تعبیری امیرالمؤمنین کردند تشبیهی، که آنقدر آنجا انسان عرق میکند گویا دهانش را لجام بستند با عرق خودش؛ پناه بر خدا یعنی آنقدر انسان آنجا اضطراب دارد و ترس دارد آنقدر عرق میکند که تا بخواهد دهان باز کند دهانش پر از عرق میشود؛ اصلاً نمیتواند کسی حرف بزند، لجام عرق بر دهانها نهاده شده از ترس و وحشت وَ عَظُمَ الشَّفَقُ اضطراب و وحشت آنجا عظیم است؛ شفق به معنای اضطراب و وحشت، آنجا عظیم است، در این حال باز در آیات قرآن به این مضمون زیاد داریم دیگر مُهْطِعِينَ مُقْنِعِي رُءُوسِهِمْ لَا يَرْتَدُّ إِلَيْهِمْ طَرْفُهُمْ وَ أَفْئِدَتُهُمْ هَوَاءٌ[1] کسی جرأت پلکزدن آنجا ندارد روز حشر؛ وَ أَفْئِدَتُهُمْ هَوَاءٌ یعنی دلها و قلبها خالی شده، هیچکسی هیچ امیدی روز حشر ندارد؛ بعد تا جایی که خدا توسّط منادی در روز حشر ندا میدهد وَ أُرْعِدَتِ الْأَسْمَاعُ همه گوش میدهند به آن صدای اضطراب و وحشتی که صحرای محشر را فرا میگیرد که آن منادی چه میگوید لِزَبْرَةِ الدَّاعِي صدای رعدآسا، گوش خراش، همه را دعوت میکند إِلَى فَصْلِ الْخِطَابِ میگوید بیاید صحرای محشر در قیامت جایی که میخواهیم فَصْل الْخِطَاب وَ مُقَايَضَةِ الْجَزَاءِ همه جزای اعمالشان را ببینند وَ نَكَالِ الْعِقَابِ یا نَوَالِ الثَّوَابِ که جزای اعمال مردم یا عقاب است یا ثواب است؛ همه را منادی در صحرای محشر فرا میخواند به فَصْلِ الْخِطَابِ وَ مُقَايَضَةِ الْجَزَاءِ وَ نَكَالِ الْعِقَابِ وَ نَوَالِ الثَّوَابِ که وقتی منادی فرا میخواند اشاره دارد إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَيْءٌ عَظِيمٌ[2] همهی مردم به قیامت و به یوم حساب دعوت میشوند. این پس جملات امیرالمؤمنین در این فراز؛ به همین مناسبت امیرالمؤمنین یک نامهای نوشتند به، نامهی امیرالمؤمنین معروف است إن شاء اللّه در نامهها میآید، به استاندار مصر نامه نوشتند امیرالمؤمنین و فرمودند این نامه را برای همهی مردم بخوان؛ آن نامه خیلی عجیب است که دارند امیرالمؤمنین همین بعد از قبر را ترسیم میکنند؛ دو سه خط از آن نامه هم عرض کنیم اینجا، امیرالمؤمنین در نامهیشان به استاندار مصر فرمودند: يَا عِبَادَ اَللَّهِ ای بندگان خدا إِنَّ بَعْدَ اَلْبَعْثِ مَا هُوَ أَشَدُّ مِنَ اَلْقَبْرِ بعد از قبر روز بعث روزی که مردم سر از قبر در میآورند، از قبر سختتر است؛ یعنی عذابش، ترسش، وحشتش از عذاب قبر بیشتر است روز حشر است لذا باز در روایات داریم اینقدر معطّلی روز حشر و معطّلی حسابرسی قیامت اینقدر سخت است مردم میگویند خدایا ما را به جهنّم ببر از این معطّلی نجات پیدا کنیم یعنی آرزوی مردم این است که زودتر بروند در جهنّم ولی اینقدر معطّل در صف قیامت برای حسابرسی نایستند مردم؛ لذا امیرالمؤمنین میفرمایند: إِنَّ بَعْدَ اَلْبَعْثِ مَا هُوَ أَشَدُّ مِنَ اَلْقَبْرِ خب چه روزی است روز حشر پناه بر خدا يَوْمٌ يَشِيبُ فِيهِ اَلصَّغِيرُ روزی که بچّهی کوچک پیر میشود آنجا؛ روز حشر روزی که همه منتظرند حسابرسی شوند يَوْمٌ يَشِيبُ فِيهِ اَلصَّغِيرُ بچّههای کوچک پیر میشوند وَ يَسْكَرُ فِيهِ اَلْكَبِيرُ بزرگها مدهوش میشوند، بیهوش میشوند، مست میشوند از شدّت عذاب، از شدّت وحشت وَ يَسْقُطُ فِيهِ اَلْجَنِينُ روزی است که آنجا اگر مادر بچّه در شکم داشته باشد بچّهاش را سقط میکند وَ تَذْهَلُ كُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمّا أَرْضَعَتْ اگر مادر دارد بچّهاش شیر میدهد بچّهاش را رها میکند اینقدر روز حشر سنگین است يَوْمٌ عَبُوسٌ قَمْطَرِيرٌ يَوْمٌ كانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيراً بعد امیرالمؤمنین میفرمایند روز حشر میدانید چه روزی است إِنَّ فَزَعَ ذَلِكَ اَلْيَوْمِ ترس روز حشر لَيُرْهِبُ اَلْمَلاَئِكَةَ اَلَّذِينَ لاَ ذَنْبَ لَهُمْ ملائکه و فرشتگانی که هیچ گناهی نکردند فرار میکنند آن روز؛ ملائکه و فرشتگانی که گناهی ندارند روز حشر فرار میکنند فَكَيْفَ مَنْ عَصَی بِالسَّمْعِ وَ اَلْبَصَرِ وَ اَللِّسَانِ وَ اَلْيَدِ وَ اَلرِّجْلِ وَ اَلْفَرْجِ وَ اَلْبَطْنِ پس مایی که گناه کردیم با دست و با گوش و با زبانمان و با پایمان و با شکممان ما چهکار کنیم آن روز؟ ملائکهای که گناهی ندارند فرار میکنند فَكَيْفَ مَنْ عَصَی بِالسَّمْعِ وَ اَلْبَصَرِ وَ اَللِّسَانِ وَ اَلْيَدِ وَ اَلرِّجْلِ وَ اَلْفَرْجِ وَ اَلْبَطْنِ دَارٌ لَيْسَ فِيهَا رَحْمَةٌ آن روز روزی است که هیچکسی رحمت شامل حالش نخواهد شد وَ لاَ يُسْمَعُ لِأَهْلِهَا دَعْوَةٌ[3] هیچکسی صدایش شنیده نمیشود آن روز؛ کسی صدایش، پارتی بازی، شفاعت در آن روز صدا از کسی پذیرفته نمیشود مگر این که در روایات دارد آنهایی که شفاعت اهلبیت شامل حالشان شود آنهایی که در صحرای محشر منادی صدا میزنند أینَ الفاطمیّون، أینَ زوّار حسین بن علیّ، از این منادیهای أینَ العافین عن النّاس کجایند آنهایی که از مردم در دنیا گذشتند، جز آنهایی که خود منادی در روز قیامت صدایشان میزند از صف محشر جدایشان میکند. إن شاء اللّه ما هم امیدواریم که جزء کسانی باشیم که شفاعت اهلبیت إن شاء اللّه روز حشر نصیب و روزیمان شود و إن شاء اللّه آن روز پناهگاه داشته باشیم و از اضطراب و ترس و وحشت روز حشر إن شاء اللّه همهمان در امان باشیم به برکت صلوات بر محمّد و آلمحمّد.