1404/07/16
بسم الله الرحمن الرحیم
دنیا شناسی/فراز سوم /خطبه هشتاد و سوم

موضوع: خطبه هشتاد و سوم/فراز سوم /دنیا شناسی
متن خطبه:
التنفير من الدنيا: فَإِنَّ الدُّنْيَا رَنِقٌ مَشْرَبُهَا رَدِغٌ مَشْرَعُهَا يُونِقُ مَنْظَرُهَا وَ يُوبِقُ مَخْبَرُهَا، غُرُورٌ حَائِلٌ وَ ضَوْءٌ آفِلٌ وَ ظِلٌّ زَائِلٌ وَ سِنَادٌ مَائِلٌ، حَتَّى إِذَا أَنِسَ نَافِرُهَا وَ اطْمَأَنَّ نَاكِرُهَا قَمَصَتْ بِأَرْجُلِهَا وَ قَنَصَتْ بِأَحْبُلِهَا وَ أَقْصَدَتْ بِأَسْهُمِهَا وَ أَعْلَقَتِ الْمَرْءَ أَوْهَاقَ الْمَنِيَّةِ قَائِدَةً لَهُ إِلَى ضَنْكِ الْمَضْجَعِ وَ وَحْشَةِ الْمَرْجِعِ وَ مُعَايَنَةِ الْمَحَلِّ وَ ثَوَابِ الْعَمَلِ. وَ كَذَلِكَ الْخَلَفُ بِعَقْبِ السَّلَفِ، لَا تُقْلِعُ الْمَنِيَّةُ اخْتِرَاماً وَ لَا يَرْعَوِي الْبَاقُونَ اجْتِرَاماً، يَحْتَذُونَ مِثَالًا وَ يَمْضُونَ أَرْسَالًا إِلَى غَايَةِ الِانْتِهَاءِ وَ صَيُّورِ الْفَنَاءِ.
ترجمهی خطبه:
3. دنیا شناسى
آب دنياى حرام همواره تيره، و گل آلود است. منظرهاى دل فريب و سر انجامى خطرناك دارد. فريبنده و زيباست امّا دوامى ندارد. نورى است در حال غروب كردن، سايهاى است نابود شدنى، ستونى است در حال خراب شدن، آن هنگام كه نفرت دارندگان به آن دل بستند و بيگانگان به آن اطمينان كردند، چونان اسب چموش پاها را بلند كرده، سوار را بر زمين مىكوبد، و با دامهاى خود آنها را گرفتار مىكند، و تيرهاى خود را به سوى آنان، پرتاب مىنمايد، طناب مرگ به گردن انسان مىافكند، به سوى گور تنگ و جايگاه وحشتناك مىكشاند تا در قبر، محل زندگى خويش، بهشت يا دوزخ را بنگرد، و پاداش اعمال خود را مشاهده كند.
و همچنان آيندگان به دنبال رفتگان خود گام مىنهند، نه مرگ از نابودى انسان دست مىكشد و نه مردم از گناه فاصله مىگيرند كه تا پايان زندگى و سر منزل فنا و نيستى آزادانه به پيش مىتازند.
شرح خطبه:
در محضر کلمات نورانی امیرالمؤمنین علیهالسّلام در نهجالبلاغه بودیم خطبهی هشتاد و سه را شروع کردیم که معروف به خطبهی غرّاء بود خطبهی درخشان امیرالمؤمنین علیهالسّلام؛ در این خطبه امیرالمؤمنین فراز اوّل حمد و ستایش خداوند متعال را بیان کردند، در فراز دوم امیرالمؤمنین امر به تقوا کردند مردم را که تقوای الهی داشته باشند، در فراز سوم که امروز بیان میکنیم امیرالمؤمنین نفرت از دنیا را و لزوم تجنّب از دنیا و خالی کردن دل از حبّ دنیا را بیان میکنند چرا چون تا دنیا باشد تقوا حاصل نمیشود؛ اگر امیرالمؤمنین امر به تقوا کردند ما باید دل از دنیا بکنیم تا بتوانیم برسیم به مرتبهی تقوا؛ لذا امیرالمؤمنین در این فراز سوم دارند بدیهای دنیا و زشتیهای دنیا را بیان میکنند تا حبّ دنیا از دل و قلب ما خالی شود؛ امیرالمؤمنین در این چند خط، ده دوازده تشبیه برای دنیا بیان کردند که واقعاً تشبیههای امیرالمؤمنین محیّرالعقول است؛ این چه تشبیههای زیبایی امیرالمؤمنین برای دنیا بیان کردند که بعد از این همه سال انسان این کلمات نورانی امیرالمؤمنین را میخواند و مطالعه میکند واقعاً لذّت میبرد؛ امیرالمؤمنین اینطور شروع میکنند فراز سوم را، میفرمایند: فَإِنَّ الدُّنْيَا رَنِقٌ مَشْرَبُهَا دنیا به انسان چیزی میدهد تشبیه کردند امیرالمؤمنین دنیا را به دریا منتها دریای کدر، دریای آلوده یعنی دنیا بالآخره یک مواهبی دارد برای انسان ولی مواهب دنیا آلوده است کدر است گوارا نیست؛ پس دنیا رَنِقٌ آلوده است مَشْرَبُهَا آبشخور دنیا آب دنیا آن مواهب دنیوی آلوده و کثیف است؛ این پس جملهی اوّل؛ جملهی دوم رَدِغٌ مَشْرَعُهَا چرا حالا این آب دنیا آلوده است چرا این دریای مواهب دنیا آلوده است چون رَدِغٌ مَشْرَعُهَا مَشْرَعُ یعنی ورودی آب، یعنی دریا که آب میرود یک ورودی دارد یک رودخانهای، یک جوی آبی که به دریا میرسد علّت آلودگی آب دریا چیست چرا دنیا آلوده است چون میگوید مَشْرَع آنجایی که آب میرسد به آن دریا این مَشْرَعش، این شریعه، این نهری که آب را به دریا میبرد گلآلود است لجنزار است یعنی هر کسی بخواهد به دنیا برسد باید از این لجنزار رد شود؛ خب اگر قرار باشد ما از لجنزار و مرداب رد شویم به دریا برسیم دریا آلوده میشود پس دنیا دریای آلوده است چرا آلوده است چون ورودی دریا، مَشْرَع دریا گلآلود است لجنزار است؛ خب خیلی تشبیه زیبایی کردند امیرالمؤمنین یعنی چی یعنی کسی بخواهد به دنیا برسد باید از روی لجنها از روی گلها رد شود تا به آن دریای آلوده برسد چرا چون کسی بخواهد به دنیا برسد الآن جز با دروغ و کلک و فریبکاری و خیانت و غیبت و آبروی دیگران بردن نمیرسد؛ دنیا ورودیاش آلوده است ورودیاش لجنزار است اگر میخواهی به مواهب دنیوی برسی باید اخلاق را زیر پا بگذاری به طور متعارف یعنی نود درصد اینطور است اگر کسی بخواهد به دنیا برسد باید فضایل اخلاقی را زیر پا بگذارد، با راست گفتن در بازار، با درستکاری، با خیانتنکردن کسی به دنیا نمیرسد پس اگر کسی به دنیا میرسد مشرعش آلوده است مشرع دنیا لجنزار است ورودی دنیا لجنزار است چون باید فضایل اخلاقی زیر پا گذاشته شود آدم رشوه دهد ربا بگیرد خیانت کند فریبکاری کند دغلکاری کند تا بتواند به دنیا برسد خیلی تشبیه زیبایی امیرالمؤمنین کردند فَإِنَّ الدُّنْيَا رَنِقٌ مَشْرَبُهَا رَدِغٌ مَشْرَعُهَا بعد امیرالمؤمنین میفرمایند دنیا ظاهرش زیباست ولی باطنش کثیف است دنیا ظاهرش زیبا و فریبنده است ولی باطن دنیا را که انسان نگاه میکند کراهت دارد و زشت است و آلوده است يُونِقُ مَنْظَرُهَا يُونِقُ فریب میدهد؛ منظر دنیا، قیافهی دنیا همه را فریب میدهد يُونِقُ مَنْظَرُهَا ولی يُوبِقُ مَخْبَرُهَا مَخبَر یعنی عمق دنیا؛ آدم در دنیا که میرود يُوبِقُ هلاک میشود؛ پس دنیا ظاهرش زیباست ولی باطنش کشنده است؛ همین تعبیر را امیرالمؤمنین در جای دیگر در نهجالبلاغه کردند نامهی شصت و هشت؛ دنیا را تشبیه کردند به مار خوش خط و خال؛ مار خوش خط و خال ظاهرش زیباست ولی باطنش سمّ کشنده دارد تعبیر امیرالمؤمنین در نامهی شصت و هشت این است فَإِنَّمَا مَثَلُ الدُّنْيَا مَثَلُ الْحَيَّةِ مثل دنیا مثل مار است لَيِّنٌ مَسُّهَا ظاهرش خوش خط و خال است آدم دوست دارد دست بزند به مار خوش خط و خال و قَاتِلٌ سَمُّهَا[1] امّا داخل مار سمّ کشنده است؛ پس دنیا يُونِقُ مَنْظَرُهَا منظرش فریب میدهد وَ يُوبِقُ مَخْبَرُهَا ولی هلاک میکند آن عمق دنیا و کنه دنیا و اصل دنیا؛ بعد پنج شش وصف امیرالمؤمنین آوردند خیلی واقعاً این اوصاف زیبا هست غُرُورٌ حَائِلٌ دنیا یک فریب و زیبایی زودگذر دارد غُرُورٌ حَائِلٌ زیبا هست ولی حائل است زود میگذرد زود تمام میشود دلخوشیهای دنیا چیست زودگذر است زود تمام میشود وَ ضَوْءٌ آفِلٌ دنیا برای انسان نورافشانی میکند ولی آفِلٌ زود غروب میکند یعنی دنیا به کسی وفا نمیکند دنیا یک روز دو روز سه روز برای یک کسی خوب است ولی ضَوْءٌ آفِلٌ زود خاموش میشود آدم تا میآید انس بگیرد، از این دنیا استفاده کند لذّت ببرد برایش این دنیا خاموش میشود غروب میکند ضَوْءٌ آفِلٌ وَ ظِلٌّ زَائِلٌ آدم میرود در سایه آرامش بگیرد، دنیا سایه هست آدم تا میآید آرامش بگیرد زائل میشود از او؛ یعنی دنیا دار آرامش نیست، آدم تا این دنیا میآید یک آرامشی کسب کند یک خوشی کسب کند زود این خوشی و آرامش از بین میرود پس دنیا ظِلٌّ زَائِلٌ سایهای هست که زود گذر است زود سایه تمام میشود وَ سِنَادٌ مَائِلٌ دنیا تکیهگاه است سِنَاد به معنای تکیهگاه و ستون است، دنیا تکیهگاه سست است یعنی تا آدم میآید به دنیا تکیه کند تا انسان میآید دنیا را تکیهگاهش قرار دهد زود خراب میشود روی سرش، زود این ستون شروع به افتادن میکند؛ این پس تعبیرات امیرالمؤمنین برای دنیا؛ دنیا يُونِقُ مَنْظَرُهَا يُوبِقُ مَخْبَرُهَا غُرُورٌ حَائِلٌ ضَوْءٌ آفِلٌ ظِلٌّ زَائِلٌ وَ سِنَادٌ مَائِلٌ بعد امیرالمؤمنین میفرمایند: این دنیا زمین میزند انسان را حتّی کسانی که خیلی دوستش داشتند آنها را بدتر زمین میزند، آنهایی که با دنیا انس گرفتند دنیا را در آغوش گرفتند بغل کردند با آن طرح رفاقت و دوستی ریختند دنیا آنها را بدتر زمین میزند امیرالمؤمنین میفرمایند: حَتَّى إِذَا أَنِسَ نَافِرُهَا کسی که میگوید من از دنیا بدم میآید با دنیا انس میگیرد وَ اطْمَأَنَّ نَاكِرُهَا کسی که دنیا را زشت میداند بدش میآید به دنیا اطمینان میکند؛ یعنی دنیا چون ظاهرش گول زننده است هر کسی دل بستهی به دنیا میشود حتّی آنهایی که به ظاهر میگویند ما از دنیا بدمان میآید ولی انس میگیرند با دنیا، اطمینان پیدا میکنند به دنیا وقتی کسی به دنیا دل ببندد دنیا چه کار میکند قَمَصَتْ بِأَرْجُلِهَا قَمَصَتْ را برای اسب چموش به کار میبرند اسب چموش چطور وقتی دو پایش را میآورد بالا کسی که بر مرکبش نشسته را میاندازد زمین، میگوید دنیا که خوب با آن انس بگیری یک دفعه مثل اسب چموش میاندازد زمین؛ پس قَمَصَتْ بِأَرْجُلِهَا وَ قَنَصَتْ بِأَحْبُلِهَا أَحْبُل طناب، قَنَصَتْ هم به معنای شکار کردن است؛ میگوید دنیا با طنابهایش با طنابهایی که دارد خفه میکند انسان را شکار میکند انسان را قَنَصَتْ بِأَحْبُلِهَا وَ أَقْصَدَتْ بِأَسْهُمِهَا اینجا امیرالمؤمنین چهار تشبیه دیگر برای دنیا به کار بردند؛ دنیا مثل مرکب چموش است که انسان سوارش بشود انس بگیرد زود میاندازدش زمین؛ دنیا مثل صیّادی است که با طنابهایش انسان را گرفتار میکند و خفه میکند یعنی انسان میرود از دنیا استفاده کند ولی دنیا انسان را خفه میکند؛ ما در دنیا غرق میشویم؛ یا آن تعبیر دیگر امیرالمؤمنین دارد الدُّنيا بَحرٌ عَميقٌ قَد غَرِقَ فيها عالَمٌ كَثيرٌ[2] دنیا یک دریای عمیقی است که خیلیها در آن غرق شدند؛ اینجا امیرالمومنین میفرمایند دنیا صیّادی است که با طنابهایش انسان را خفه میکند قَنَصَتْ بِأَحْبُلِهَا وَ أَقْصَدَتْ بِأَسْهُمِهَا تشبیه سوم، صیّادی است که در کمین ایستاده تیرهایش انسان را میکشد؛ دنیا اینطوری است که اگر با آن انس بگیری أَقْصَدَتْ بِأَسْهُمِهَا با تیرهایش انسان را میکشد یعنی تیرهای فریب دهندهی دنیاست که انسان را میکشد، آخرش هم دنیا با انسان چه کار میکند؟ در دنیا که دنیا به کسی وفا نمیکند آخرش هم این دنیا أَعْلَقَتِ الْمَرْءَ أَوْهَاقَ الْمَنِيَّةِ گردن شخص را طناب میبندد میبردش به سوی مرگ أَوْهَاقَ الْمَنِيَّةِ یعنی طنابهای مرگ؛ انسان را میگیرد أَعْلَقَتِ الْمَرْءَ به گردن انسان آویزان میکند طنابهای مرگ را، قَائِدَةً لَهُ انسان را سوق میدهد هدایت میکند دنیا به کجا إِلَى ضَنْكِ الْمَضْجَعِ قبر؛ تنگی جا؛ تنگی جا کجاست قبر است؛ این دنیا در دنیا که به ما وفا نکرد مثل اسب چموش، مثل صیّاد انسان را خفه کرد انسان را انداخت، آخرش هم این دنیا طناب میگیرد گردن انسان میاندازد آن را میبرد به سوی مرگ و به سوی ضَنْكِ الْمَضْجَعِ قبر تنگ وَ وَحْشَةِ الْمَرْجِعِ آن خانهی وحشت و تنهایی وَ مُعَايَنَةِ الْمَحَلِّ مُعَايَنَةِ الْمَحَلِّ کنایه از جایی است که انسان جایگاهش را میبیند دیدار میکند با آن جایگاه ابدیاش که بهشت یا جهنّم است وَ ثَوَابِ الْعَمَلِ نتیجهی کار خودش را میبیند یعنی آخر دنیا انسان را به کام مرگ میکشاند، میبرد قبر، در قبر انسان چه میبیند؟ تنگی جا، وحشت مرجع، مُعَايَنَةِ الْمَحَل بهشت یا جهنّم را میبیند و ثواب اعمال خودش را میبیند؛ این دنیاست؛ فریب میدهد انسانها را، در دنیا انسان را به زمین میزند، آخرش هم که انسان را به مرگ میکشاند بعد امیرالمؤمنین میفرمایند جالب این است که این دنیا با این اوصافش کسی از آن عبرت نمیگیرد امیرالمؤمنین میفرمایند: وَ كَذَلِكَ الْخَلَفُ بِعَقْبِ السَّلَفِ آیندگان میآیند همان کاری که گذشتگان کردند را انجام میدهند یعنی آیندگان و نسلهای بعدی پشت سر نسلهای قبلی میآیند از همین دنیا در دنیا زمین میخورند، دنیا آنها را به قبر میفرستد ولی کسی عبرت نمیگیرد چون لَا تُقْلِعُ الْمَنِيَّةُ اخْتِرَاماً میگوید دنیا که از کشتن انسانها که باز نمیایستد لَا تُقْلِعُ مرگ اخْتِرَاماً هم به معنای باز ایستادن؛ دنیا که کارش همین است همه را به کام مرگ میکشاند ولی وَ لَا يَرْعَوِي الْبَاقُونَ اجْتِرَاماً لَا يَرْعَوِي الْبَاقُونَ یعنی بازماندهها آنهایی که ماندند در دنیا از اعمال زشت خودشان دست برنمیدارند لَا يَرْعَوِي الْبَاقُونَ اجْتِرَام به معنای گناه؛ دنیا با اینکه همه را دارد به کام مرگ میکشاند، قبلیها را کشاند، بعدیها را هم میکشاند و از مرگ و کشتن انسانها باز نمیایستد ولی لَا يَرْعَوِي الْبَاقُونَ اجْتِرَاماً کسی از گناه و بدی و زشتی کار خودش باز نمیایستد يَحْتَذُونَ مِثَالًا همه پشت سر همان قبلیها حرکت میکنند یعنی همهی آن کارهایی که گذشتگانشان انجام دادند عمل میکنند، آنها را به عنوان اسوه و مثال پی میگیرند وَ يَمْضُونَ أَرْسَالًا دسته دسته أَرْسَال به معنای گلهی شتر و گلهی گوسفند است، همهی ما انسانها دسته به دسته مثل گلهی حیوانات داریم حرکت میکنیم به غَايَةِ الِانْتِهَاءِ وَ صَيُّورِ الْفَنَاءِ به غایت انتهایمان، یعنی به پایان دنیامان وَ صَيُّورِ الْفَنَاءِ به آن فناء و نیستی که مرگ است یعنی همهی ما داریم گله گله، همان کاری که گذشتگان کردند را انجام میدهیم از دنیا عبرت نمیگیریم از مرگ عبرت نمیگیریم و از گناهانمان باز جلوگیری نمیکنیم همان کاری که گذشتگان کردند را داریم انجام میدهیم آخرش هم میشود غَايَةِ الِانْتِهَاءِ وَ صَيُّورِ الْفَنَاءِ و فناء و نیستی. إن شاء اللّه خداوند حبّ دنیا و دنیاپرستی را از دل و قلوب ما إن شاء اللّه بیرون کند، همهمان را إن شاء اللّه آمادهی مرگ، آمادهی قبر، آمادهی قیامت کند.