« فهرست دروس
درس فقه معاصر استاد سید محسن مرتضوی

1405/01/29

بسم الله الرحمن الرحیم

حکم فرزند خواندگی /تلقیح مصنوعی /فقه پزشکی

 

موضوع: فقه پزشکی/تلقیح مصنوعی /حکم فرزند خواندگی

 

فرزند خواندگی

اگر در طفل متولد شده از راه اجرای عملیات تلقیح مصنوعی در برخی صور قائل شدیم که انتساب شرعی به پدر و یا مادر منتفی است آیا می‌توان بر این فرزند، عنوان فرزند خوانده را منطبق دانسته و احکام و آثار فرزندی بر او بار شود یا خیر؟ در اینجا سه حالت متصور است:

حالت اول: زن شوهردار از راه تزریق اسپرم مرد بیگانه باردار شده است بعد از تولد طفل، این بچه از ناحیه پدر به همان مرد بیگانه که صاحب اسپرم است انتساب دارد، حال آیا شوهر این زن که مادر بچه است می‌تواند این طفل را به عنوان فرزند خود قبول کند یا خیر؟

حالت دوم: فرزند متولد شده از اسپرم شوهر بوده و در رحم خود همسر متولد شده است، منتها چون از راه تلقیح مصنوعی بوده و از راه نزدیکی و مقاربت نبوده طبق مبنای مرحوم آیت اللّه حکیم این طفل انتساب شرعی به پدر ندارد گرچه انتساب عرفی وجود دارد. حال در این موارد آیا این طفل می تواند به عنوان فرزند صاحب اسپرم ‌قرار بگیرد یا خیر؟

حالت سوم: شخص می‌خواهد طفلی را به عنوان فرزند انتخاب کند که نه انتساب شرعی و عرفی به او و دیگری ندارد. مانند طفلی که از راه شبیه‌سازی و اخذ سلول غیر جنسی متولد شده که اصلاً به پدر انتساب ندارد یا طفل که در رحم مصنوعی در آزمایشگاه متولد شده که انتساب به مادر ندارد یا اسپرم از حیوان و گیاهان اخذ شده است که طفل انتساب به پدر نخواهد داشت، حال در این موارد فرزند خواندگی محقق می‌شود یا نه؟

به طور کلی تبنی و فرزند گرفتن شخصی که فرزند حقیقی انسان نیست از محرمات در شریعت اسلامی است، و سنت فرزند خواندگی در بین عرب جاهلیت مرسوم بوده که فرزند دیگران را به عنوان فرزند خود گرفته و احکام و آثار فرزندی را بر او بار می‌کردند ولی اسلام این پدیده را باطل نموده و حرام کرد و آیه شریفه: ﴿وَ ما جَعَلَ أَدْعِياءَكُمْ أَبْناءَكُمْ ذلِكُمْ قَوْلُكُمْ بِأَفْواهِكُمْ وَ اللَّهُ يَقُولُ الْحَقَّ وَ هُوَ يَهْدِي السَّبيلَ، ادْعُوهُمْ لِآبائِهِمْ هُوَ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ...﴾[1] و پسر خواندگانتان را پسران حقیقی شما نشمرده، این سخن باطل شماست که درباره پسر خواندگانتان بر زبانتان جاری است، خداوند همواره حق را می‌گوید و به راه راست هدایت می‌کند. پسر خواندگانتان را به هنگام صدا زدن به نام پدرانشان بخوانید که این گونه خواندن، نزد خداوند عادلانه‌تر است. به صراحت نسبت به آن اعلام موضع نمود و پیامبر اکرم(ص)هم با ازدواج با زینب بنت جحش همسر زید(پسر خوانده پیامبر) اعلام ابطال فرزند خواندگی و عدم ترتّب احکام فرزندی بر آن نمود.[2]

علاوه بر آن روایات متعددی دلالت بر حرمت فرزند خواندگی و یا نسبت دادن فرزندان به غیر پدرانشان دارد.

ابن اثیر در النهایة فی غریب الحدیث، این روایت را آورده که: لادعوة فی الاسلام و بعد فرموده: الدعوة في النسب بالكسر وهو أن ينتسب الإنسان إلى غير أبيه وعشيرته وقد كانوا يفعلونه فنهى عنه وقد تكررت الأحاديث في ذلك[3] ؛ فرزندخواندگی یعنی این که شخص را به غیر پدر و خانواده‌اش نسبت بدهند که در گذشته این کار را انجام می‌دادند که در روایات از این عمل نهی شده است.

همچنین در معتبره کلیب اسدی از امام صادق(ع)آمده است: «أَنَّهُ وُجِدَ فِي ذُؤَابَةِ سَيْفِ رَسُولِ اللَّـهِ(ص) صَحِيفَةٌ مَكْتُوبٌ فِيهَا لَعْنَةُ اللَّـهِ وَ الْـمَلَائِكَةِ عَلَى مَنْ أَحْدَثَ حَدَثاً أَوْ آوَى مُحْدِثاً وَ مَنِ ادَّعَى إِلَى غَيْرِ أَبِيهِ فَهُوَ كَافِرٌ بِمَا أَنْزَلَ اللَّـهُ»[4] ؛ در قبضه شمشیر رسول خدا نوشته‌ای به دست آمد که در آن نوشته بود: لعنت خدا و فرشتگان بر کسی که بدعتی را پایه‌گذاری کند یا بدعت‌گذاری را پناه دهد و کسی که شخصی را به غیر پدرش نسبت دهد به آنچه خداوند متعال نازل کرده کافر شده است.

امام باقر(ع) هم در روایتی که عدّه‌ای از مردم لعن شده‌اند یکی از آنها را «وَ مَنِ ادَّعَى نَسَباً لَا يُعْرَفُ»[5] ؛ کسی که ادعای نسبی کند که آن را نمی‌شناسد، شمرده است.

مرحوم شیخ طوسی هم در امالی این حدیث را نقل نموده است: «إِنَّ لَعْنَةَ اللَّـهِ وَ لَعْنَةَ مَلَائِكَتِهِ الْـمُقَرَّبِينَ وَ أَنْبِيَائِهِ الْـمُرْسَلِينَ وَ لَعْنَتِي عَلَى مَنِ انْتَمَى إِلَى غَيْرِ أَبِيهِ...»[6] ؛ لعنت و نفرین خدا و فرشتگان مقرب الهی و پیامبران و من بر کسی باد که شخصی را به غیر پدرش انتساب دهد.

پس اصل حرمت فرزند خواندگی و انتساب فرزندی به غیر پدر و مادر حقیقی و شرعی‌اش جای اشکال نیست، بحث در این است که آیا حرمت فرزند خواندگی اطلاق دارد و شامل هر سه حالت بیان شده در بحث تلقیح مصنوعی خواهد شد یا نه؟

نسبت به حالت اول که طفل انتساب به شخص دیگری دارد شرعاً و حقیقتاً، در این قسم که اگر کسی بخواهد این طفل را به فرزندی بگیرد و احکام فرزندی بر او بار کند قطعاً حرام است و مصداق نسبت دادن فرزند به غیر پدر حقیقی‌اش است و قدر متیقن ادله حرمت تبنّی همین صورت است.

نسبت به حالت دوم و سوم اشکال شده که آیه کریمه ناظر به جایی است که شخص پدر حقیقی داشته باشد و نسب شرعی داشته باشد ولی او را به غیر پدر و نسب شرعی‌اش انتساب دهند ولی در حالت دوم و سوم اصلاً طفل پدر حقیقی ندارد و نسب شرعی ندارد لذا ادله حرمت تبنی و انتساب به غیر پدر شاملش نمی‌شود. مگر این که گفته شود که آیه مبارکه حکم عامی را می‌گوید به این بیان که نسب شرعی و حقیقی با ولادت صلبی محقق می‌شود و اگر ولادت صلبی نباشد اصلاً نسب محقق نیست و کسی با اعتبار و اتخاذ فرزندی، فرزند نمی‌شود لذا کسی حق انتساب ندارد.البته مشخص است آنچه که حرام است اعتبار فرزندی و فرزند خوانده را فرزند واقعی حساب کردن به اعتبار ترتب آثار و احکام فرزندی مثل ثبوت ارث و محرمیّت و... می‌باشد و الّا مجرّد فرزند خواندگی و نگهداری و سرپرستی از طفل حرام نمی‌باشد.

 

ارث بردن طفل متولد شده از راه تلقیح مصنوعی

اگر در بحث گذشته، انتساب شرعی طفل متولد شده از راه تلقیح مصنوعی را به پدر و مادر پذیرفتیم مقتضای قواعد این است که تمام احکام و آثار مترتّب بر فرزندی بار شود و اگر انتساب شرعی به پدر و مادر را نپذیرفتیم، طبیعتاً احکام و آثار فرزندی بار نخواهد شد.

امّا مسأله ارث به عنوان استثناء ذکر شده است که اگر انتساب شرعی هم ثابت باشد ولی این حکم در برخی موارد بار نخواهد شد چون مسأله ارث شرائط و احکام خاص خود را دارد و به صرف صحت انتساب، ارث بردن مترتب نمی‌شود بلکه باید بررسی کنیم شرائط ارث در باب طفل متولد از طریق تلقیح مصنوعی وجود دارد یا نه؟

در دو صورت از صور تلقیح مصنوعی اگر انتساب شرعی هم محقق باشد ولی گفته شده ارث منتفی است:

مورد اول: اگر تلقیح مصنوعی به وجه حرام انجام شود مثلاً اسپرم مرد بیگانه را داخل رحم زن تزریق نمایند و بچه متولد شود در اینجا طفل متولد شده از ناحیه پدر انتساب شرعی به مرد بیگانه که صاحب اسپرم بوده دارد ولی گفته شده چون از راه حرام و غیر شرعی بوده، ادله متعددی دلالت بر نفی ارث از ولد الزنا می‌کند و یکی از موانع ارث صدق عنوان زنا و تولد از راه غیر شرعی می‌باشد.

مرحوم صاحب جواهر می‌گوید: ولد الزنا لا يرث من الزاني بلا خلاف أجده فيه بل الاجماع بقسميه عليه وهو الحجة مضافاً إلى المعتبرة المستفيضة[7] ؛ ولد الزنا از زانی ارث نمی‌برد، هیچ اختلافی در این حکم نیست بلکه اجماع محصل و منقول و روایات مستفیضه بر این حکم دلالت می‌کنند.

و در روایات معتبره این مضمون آمده است که «لا يرث ولد الزنا»[8] ؛ ولد الزنا ارث نمی‌برد.

پس فرزندی که از راه غیر شرعی متولد شود ارث نمی‌برد که در محل بحث تلقیح به اسپرم اجنبی هم این عنوان صادق است لذا گرچه انتساب به پدر وجود دارد ولی ارث منتفی است.

ولی اشکال این است که همان طور که قبلاً بیان شده، بر افراغ منی در رحم اجنبی، عنوان زنا صادق نیست چون همان طور که فقها فرمودند در صدق عنوان زنا، دخول و نزدیکی و مقاربت معتبر است در حالی که در تلقیح مصنوعی فقط صرف افراغ منی است و مقاربت وجود ندارد.

مرحوم صاحب جواهر در تعریف زنا می‌گوید:تحقق ماهية الزنا بايلاج الانسان ذكره في فرج امرأة محرمة[9] ؛ تحقق ماهیت زنا به داخل کردن ذکر مرد در رحم زن نامحرم می‌باشد و موضوع ادله نفی ارث، عنوان زنا است و احتمال خصوصیت و موضوعیت در عنوان زنا داده می‌شود لذا نمی‌توان به موارد مشابه دیگر تعدّی نمود.


logo