1405/01/26
بسم الله الرحمن الرحیم
ادامه بحث ملاک مادری/تلقیح مصنوعی /فقه پزشکی

موضوع: فقه پزشکی/تلقیح مصنوعی /ادامه بحث ملاک مادری
صورت سوم: اسپرم مرد با تخمک حیوانی یا گیاهی تلقیح شود و در رحم زن قرار بگیرد، اگر ملاک مادری را به صاحب رحم بودن بدانیم که مادر این طفل، همان زنی است که طفل از او متولد میشود و انتساب به پدر صاحب اسپرم و مادر( زن صاحب رحم ) محقق است ولی اگر ملاک مادری را به صاحب تخمک بودن بدانیم. در این صورت از جهت مادر، انتساب منتفی است چون انتساب در مورد انسانها موضوع اثر و احکام است و در عرف هم انتساب بین انسانها مطرح است، لذا انتساب طفل از جهت مادر به حیوان و یا گیاه منتفی است. همچنین در این صورت اگر طفل در رحم صناعی هم پرورش پیدا کند و متولد شود، باز هم انتساب منتفی است چون زن صاحب رحم که وجود ندارد و صاحب تخمک هم که حیوان و یا گیاه است که انتساب در رابطه با آنها محقق نمیباشد.
صورت چهارم: اگر در قسمت واقع شدن جنین در رحم تعدّد به وجود آید از جهت این که رحم زن قادر نیست در طول مدت حمل(نه ماه) جنین را نگهداری کند به این صورت که ابتدا جنین در رحم زنی قرار بگیرد و بعد از مدتی به جهت حفظ جنین، به رحم زن دوم منتقل شود و از او زاییده شود، گرچه از نظر علمی و پزشکی هنوز چنین فرضی واقعیت خارجی پیدا نکرده است ولی در صورت تحقق با پیشرفت علم در آیندهای نزدیک، مادر این طفل چه کسی میباشد زن اول یا زن دوم؟
مرحوم امام خمینی این مسأله را در تحریر الوسیلة مطرح نموده است، ایشان فرموده: لو أنتقل الحمل في حال كونه علقة أو مضغة أو بعد ولوج الروح من رحم امرأة إلى رحم امرأة أخرى فنشأ فيها وتولد هل هو ولد الأولى أو الثانية؟ لا شبهة في أنه من الأولى إذا انتقل بعد تمام الخلقة وولوج الروح، كما أنه لا إشكال في ذلك إذا أخرج وجعل في رحم صناعية وربي فيها، وأما لو أخرج قبل ذلك حال مضغته مثلا ففيه إشكال نعم لو ثبت أن نطفة الزوجين منشأ للطفل فالظاهر إلحاقه بهما سواء انتقل إلى رحم المرأة أو رحم صناعية.[1] اگر حمل در حالی که علقه یا مضغة یا بعد از دمیدن روح است از رحم زنی به رحم زن دیگری منتقل شود، سپس در رحم این زن، نشو نماید و متولد شود آیا فرزند زن اولی است یا دومی؟ بدون شبهه در صورتی که این انتقال بعد از کامل شدن خلقت او و دمیده شدن روح به او باشد از زن اولی میباشد، همان طور در صورتی که بیرون آورده شود و در رحم مصنوعی قرار بگیرد و در آن رشد کند. و اما اگر قبل از آن در حالی که مثلاً مضغه است بیرون آورده شود در آن اشکال است، البته اگر ثابت شود که نطفه زوجین منشأ بچه میباشد، ظاهر آن است که به آنها ملحق میشود، چه بعد از آن به رحم زنی منتقل شود یا رحم مصنوعی.
ايشان در اين رابطه تفصیل داده است که اگر انتقال بعد از ولوج روح و خلقت کامل جنین باشد در این صورت زن اولی مادر او حساب می شود و فرزند انتساب به او پیدا میکند و ولادت و زاییدن دو بار محقق نمیشود و زن دوم همانند دستگاهی میباشد که جنین و طفل در آن مراقبت میشود ولی اگر قبل از ولوج روح و خلقت کامل جنین باشد در این صورت فرمودهاند که حکم محلّ اشکال است.
برای مشخص شدن حکم در این صورت (انتقال جنین از رحم زن اولی به رحم زن دومی قبل از خلقت کامل و ولوج روح) باید مبنای برگزیده در ملاک مادری را مشخص نماییم، اگر ملاک مادری به صاحب تخمک بودن باشد، طبیعتاً زن اول که تخمک از آنِ اوست، او مادر حقیقی طفل میشود و طفل منتسب به اوست و ديگر تفاوتي نمي كند كه صاحب رحم فرد واحد باشد يا متعدد ولي اگر ملاک مادری به صاحب رحم بودن باشد در این صورت اشکال پدید میآید که با تعدّد رحم، مادر حقیقی کدام یک است؟ چون وجه أموّت ولادت و زاییدن طفل از اوست، که اگر در مراحل ابتدایی رشد جنین باشد عنوان ولادت صادق نیست همان طور که در مسأله خون نفاس در تعلیقه عروة الوثقی[2] مطرح شده که اگر در ماههای اول سقط جنین صورت بگیرد و خون دیده بشود آن خون، خون نفاس نیست چون نفاس دم الولادة (خون هنگام ولادت و زاییدن) است.[3] عنوان ولادت و زاییدن به مجرد خروج جنین از رحم صادق نیست بلکه باید مراحل رشد جنین کامل شده باشد.
مرحوم آیت اللّه خویی در اين باره میگوید: لا تصدق الولادة محل اسقاط المضغة والعلقة ولا يقال انها ولدت.[4] در صورت سقط مضغة و علقه ولادت صادق نیست و در این صورت به زن گفته نمیشود که او زاییده است ولی اگر این انتقال بعد از ولوج روح و خلقت کامل جنین باشد نسبت به زن اول، ولادت صادق است اما نسبت به زن دوم که فرزند بعد از ولادت از مادرش (زن اول ) در رحم او قرار گرفته است هر چند ولادت به معنای لغوی صادق باشد، اما عنوان مادری بر او صدق نمی کند و طبعا احکام مادری بر او مترتّب نخواهد شد.