« فهرست دروس
درس فقه معاصر استاد سید محسن مرتضوی

1405/01/18

بسم الله الرحمن الرحیم

ادامه بحث ملاک مادری /تلقیح مصنوعی /فقه پزشکی

 

موضوع: فقه پزشکی/تلقیح مصنوعی /ادامه بحث ملاک مادری

 

مناقشه در احتمال اول: احتمال اول در ملاك مادري اين بود كه ملاك مادري به صاحب رحم بودن است و مادر حقيقي طفل كسي است كه بچه از او زاييده شده است، دو دليل براي اين مدعا آورده شده بود يكي فهم عرفي و ديگري دليل خاص كه آيه مباركه ظهار بود ولي به نظر هر دو دليل ناتمام است در رابطه با فهم عرفي مي توان گفت طفل متکون از ماء الرجل و المراه است و اسپرم و تخمک هر دو دخالت در طفل متولد شده دارند و آثار وراثتی وخصوصیات ژنتیکی نيز از مرد صاحب اسپرم و زن صاحب تخمک به جنین منتقل می شود و عرف زنی را که در نخستین مرحله آفرینش و ایجاد و پیدایش جنین نقش داشته، مادر می داند.[1]

بنابراین همان گونه که در ناحیه پدر، اسپرم مرد دخالت در تحقق عنوان پدری دارد، در ناحیه مادر نیز تخمک زن در تحقق عنوان مادری دخالت دارد و پدر و مادر طفل همان شخص صاحب ماء و نطفه می باشند و اينكه در گذشته عرف مادر را والده و زن صاحب رحم مي دانسته بخاطر اين جهت بوده كه مردم در زمان گذشته خيال مي كردند كه نقش زن فقط صاحب رحم بودن و حمل و بارداري جنين است و علم به تكون جنين از اسپرم و تخمك زن نداشتند و چيزي براي زن به عنوان تخمك كه تاثير در تكون جنين دارد را خبر نداشتند ولي با پيشرفت علم و تكنولوژي، امروزه عرف هم تصديق مي كند كه ملاك مادري به تكون و به وجود آمدن جنين از نطفه و تخمك زن مي باشد و لذا ملاك مادري به صاحب تخمك بودن مي باشد.

نسبت به دلالت آيه مباركه ظهار بر اينكه ملاك مادري به صاحب رحم بودن است نيز اشكالات متعددي شده است:

اشکال اول: تعبیری که در آیه شریفه آمده است ﴿وَلَدْنَهُم﴾ می‌باشد. با توجه به این تعبیر و نیز با توجه به این حقیقت که ولادت در لغت به معنای تکون شیئی از شیء دیگر است[2] ، همان گونه که گفته می‌شود: «إن الحرارة تولدت من النار»[3] ؛ حرارت از آتش پدید آمد، والده حقیقی صاحب تخمک می‌باشد چون جنین از تخمک به وجود آمده و پدیدار شده است.

در پاسخ به این اشکال گفته می‌شود که عنوان ولادت در لغت: وضع المراه ولدها[4] بوده و در عرف هم به معنای زاییدن است و زمانی که این تعبیر به زن اطلاق بشود، مراد زنی است که بچه را زاییده است که منحصراً صاحب رحم می‌باشد و در صدق عرفی عنوان ولادت، تکوّن از شیء لحاظ نشده است.[5]

اشکال دوم: حصر در آیه شریفه حصر حقیقی نیست بلکه حصر اضافی است. صاحب حدائق در اين باره می‌گوید: إن الحصر المذكور في الآية إنّما هي إضافي بالنسبة إلى المظاهرة وتسمية المظاهر لزوجته أمّاً.[6] آیه مبارکه در مقام نفی توهّم مردم نازل شده که خیال می‌کردند به مجرّد ظهار، زن‌های آن‌ها مادرشان می‌شوند و احکام مادری بار خواهد شد. آیه در مقام ردع آن‌ها می‌گوید: «همسران شما مادرانتان نمی‌شوند، بلکه مادران شما کسانی هستند که شما را زاییده‌اند». پس در مقابل همسران، مادر صاحب رحم می‌باشد و حصر اضافی مراد است و نه این که در تمام موارد، ملاک مادری به صاحب رحم بودن و زاییدن طفل است، حتّی در موارد دوران بین صاحب تخمک و صاحب رحم پس چون حصر در آیه حقیقی نیست، نمی‌توان از آن ضابط و ملاک کلّی مادر بودن را به دست آورد. [7]

اشکال سوم: آیه مبارکه گرچه ملاک مادری را در ولادت و صاحب رحم بودن می‌داند؛ ولی اطلاقی ندارد که نسبت به تمام افراد مشکوک بتوانیم به اطلاق آن تمسک کنیم چون آیه در مقام بیان ملاک مادری در مسأله ظهار است و نفی مادری از زن‌های ظهار شده می‌کند و ملاک را صاحب رحم بودن معرفی می‌کند و از این جهت در مقام بیان است؛ ولی در مقام بیان تمام جهات و خصوصیات ملاک مادری در تمام مصادیق و افراد نمی‌باشد تا بتوانیم حتّی در جایی که صاحب رحم و صاحب تخمک دو نفر هستند به اطلاق آیه در ملاک مادری تمسک کنیم، پس آیه مبارکه در مقام بیان همه جهات و بیان ملاک مادری به نحو کلّی نمی‌باشد تا بتوان به اطلاق آن تمسک نمود.

درست است که اگر شک کنیم متکلّم در مقام بیان هست یا نه، اصل عقلایی در محاورات این است که به اصالة البیان تمسک کرده و می‌گویند متکلم در مقام بیان است؛ ولی اجرای این اصل عقلایی در جایی است که شک در اصل در مقام بیان بودن متکلّم داشته باشیم؛ اما اگر در خطابی احراز کنیم که متکلّم از یک جهت در مقام بیان است و از جهات دیگر شک کنیم که در مقام بیان هست یا نه، این‌جا اصل عقلایی نداریم که بگوید متکلّم در همه جهات در مقام بیان است؛ مانند آیه شریفه:﴿فَكُلُوا مِمَّا أَمْسَكْن﴾[8] که از جهت شرائط تذکیه در مقام بیان است و دلالت می کند بر این که گرفتن سگ شکاری موجب تذکیه حیوان شکار شده می شود ولی از جهت حکم وضعی طهارت و نجاست در مقام بیان نیست، پس نمی‌شود به اطلاق آن تمسک کرده و حکم به طهارت محل ملاقات سگ با حیوان نمود.

نتیجه آن که در محل بحث نیز آیه از یک جهت در مقام بیان است که ملاک مادری در مسأله ظهار باشد؛ ولی چون شک داریم که از جهات دیگر و اعطای ضابطه کلّی نیز در مقام بیان هست یا نه، نمی‌توان به اطلاق آیه شریفه در ضابطه ملاک مادری تمسک نمود. [9]

احتمال دوم: ملاک مادری به صاحب تخمک بودن است و آن زنی که تخمک از او أخذ می‌شود، مادر حقیقی و شرعی طفل است.

مشهور مراجع و فقها همچون حضرات آیات امام خمینی[10] ، بهجت[11] ، فاضل لنکرانی[12] ، مقام معظم رهبری[13] ، سید کاظم حائری[14] ، شبیری زنجانی[15] ، سید سعید حکیم[16] ، منتظری،[17] سبحانی[18] ، مکارم شیرازی [19] ، مدنی تبریزی[20] قائل به این نظریه شده‌اند.

وجه این نظریه این است که ویژگی‌های ارثی از صاحب تخمک به طفل می‌رسد و از نظر علمی هم فرزند متکون از ماء الرجل و المراه است و اسپرم و تخمک هر دو دخالت در طفل متولد شده دارند و آثار وراثتی و خصوصیات ژنتیکی از مرد صاحب اسپرم و زن صاحب تخمک به جنین منتقل می شود و عرف زنی را که در نحستین مرحله آفرینش و ایجاد و پیدایش جنین نقش داشته مادر می داند[21] . لذا همان گونه که در ناحیه پدر، اسپرم مرد دخالت در تحقق عنوان پدری دارد، در ناحیه مادر نیز تخمک زن در تحقق عنوان مادری دخالت دارد و پدر و مادر طفل همان شخص صاحب ماء و نطفه می باشند. [22]

همان طور که در آیات شریفه هم نطفه امشاج را مبدا پیدایش انسان قرار داده است ﴿انا خلقنا الانسان من نطفه امشاج﴾[23] و نطفه امشاج همان ترکیب و اختلاط آب مرد و زن است که فرزند از او متولد می شود و در لغت هم در مصباح المنیر آمده که: «النطفه ماء الرجل و المراه»[24] نطفه همان آب مرد و زن است، به نظر همين احتمال متعيّن خواهد بود.


[5] . وسائل الانجاب الصناعیه، ص437.
[7] محمد مومن، کلمات سدیده، ص100؛ سید محسن خرازی، مجله فقه اهل بیت، ج16، ص120؛ سید محمدرضا سیستانی، وسائل الانجاب الصناعیه، ص446.
[9] سید محمدرضا سیستانی، وسائل الانجاب الصناعیه، ص447.
[10] سید روح الله موسوی خمینی، تحریر الوسیله، ج2، ص593.
[11] محمدتقی بهجت، استفتائات، ج4، ص77.
[12] محمد فاضل لنکرانی، احکام پزشکان وبیماران، ص98.
[13] سید علی خامنه‌ای، اجوبه الاستفتائات، ص304.
[14] پایگاه اطلاع رسانی آیت اللّه سید کاظم حائری بخش استفتائات به نشانی: alhaeri.org.
[15] پایگاه اطلاع رسانی آیت اللّه شبیری زنجانی بخش استفتائات به نشانی: zanjani.ir.
[16] سید محمدسعید حکیم، مرشد المغترب، ص343.
[17] حسینعلی منتظری، استفتائات، ج2، ص401.
[18] جعفر سبحانی، رساله استفتائات، ج1، ص318.
[19] ناصر مکارم شیرازی، احکام پزشکی، ص76.
[20] سید یوسف مدنی تبریزی، المسائل المستحدثه، ج1، ص83.
[21] محمد جواد فاضل لنکرانی، بررسی فقهی حقوقی تلقیح مصنوعی، ص162.
[22] محمد مؤمن قمی، کلمات سدیده، ص99.
logo