1404/10/24
بسم الله الرحمن الرحیم
حکم تلقیح خارج رحمی /تلیقیح مصنوعی /فقه پزشکی

موضوع: فقه پزشکی/تلیقیح مصنوعی /حکم تلقیح خارج رحمی
مرحله سوم: حکم تلقیح خارج رحمی(اهدای جنین)
تلقیح و ترکیب اسپرم و تخمک در خارج رحم و انتقال نطفه تشکیل شده به رحم دیگر: در تمام مواردی که شرایط رسیدن اسپرم به تخمک و تلقیح در داخل رحم فراهم نباشد به خاطر عواملی همچون انسداد لولههای رحمی، چسبندگیهای حفره لگن، تعداد کم اسپرم و تحرک پایین و ضعیف بودن اسپرم یا تخمک از روش لقاح خارج رحمی(IVF) که مخفف اصطلاح پزشکی In Vitro fertilization است، برای درمان ناباروری استفاده میشود. خود تلقیح در خارج رحم دارای صور متعددی است که به حکم فقهی آنها اشاره میشود:
صورت اول: چون به علت وجود موانعی امکان تلقیح اسپرم مرد و تخمک زن در داخل رحم وجود ندارد، اسپرم مرد با تخمک همسرش در خارج رحم و محیط آزمایشگاهی ترکیب و تلقیح میشود و بعد نطفه تشکیل شده به رحم خود همسر منتقل میشود. این صورت به خودی خود، حرمتی ندارد به شرط اینکه مستلزم مقدمات و لوازم حرامی مثل استمناء یا نگاه و لمس به عورت و... نباشد که در این صورت فقط با تحقق عناوین ثانویه مثل حرج و اضطرار این عملیات جایز خواهد شد.
صورت دوم: تلقیح اسپرم شوهر بعد از وفات او با تخمک همسرش در آزمایشگاه و انتقال به رحم همسرش: اسپرم شوهر که در آزمایشگاه منجمد شده و نگهداری میشود بعد از وفات او با تخمک همسرش در آزمایشگاه تلقیح شود و بعد نطفه منعقد شده به رحم همسر جهت تولد فرزند منتقل میشود.جواز این صورت مبنتی بر این بود که آیا بعد از مرگ شوهر علقه زوجیت باقی است یا نه؟
در بحث صور تلقیح داخل رحمی، ادله آن بررسی شد و به این نتیجه رسیدیم که علقه زوجیت با مرگ و هر منتفی است لذا این صورت از تلقیح جایز نمیباشد.
صورت سوم: اسپرم مرد با تخمک همسرش در خارج از رحم تلقیح شود و چون رحم همسرش شرائط و قدرت نگهداری جنین و پرورش آن را ندارد چون ابتلای به سقطهای مکرر دارد، یا زن فاقد رحم یا دارای رحم کوچک و غیر مناسب است یا ابتلا به بیماریهای مزمن مثل بیمارهای اتوایمیون، قلبی و سرطانی که بارداری و حمل جنین سلامت مادر را تهدید میکند یا رحم زن چسبندگی یا ساختار غیر طبیعی به صورت مادرزادی دارد که برای پرورش جنین مناسب نیست یا به جهت اشتغال و مشکلات شخصی آمادگی حمل جنین را ندارد. پس از تلقیح در محیط آزمایشگاهی، نطفه منعقد شده را به رحم زن دیگری منتقل مینمایند تا در آنجا دوران حمل را سپری کرده و جنین متولد شود. که از آن تعبیر به مادر جانشین، رحم جایگزین(surrogacy) یا رحم اجارهای مینمایند. که این زن صاحب رحم جنین را در مدّت حمل برای پدر و مادرش که همان مرد صاحب اسپرم و زن صاحب تخمکاند، نگهداری میکند و پس از تولد به آنها تحویل میدهد که این روش رحم جایگزین، از فناوریهای نوین پزشکی در زمینه ژنتیک و درمان ناباروری زوجین به شمار میرود.در قدیم تصور میشد که جنین تشکیل شده جایی به جز رحم مادر خود را ندارد، امّا دانش پزشکی نشان داد که میتوان با انتقال جنین به رحم جایگزین شرایطی را فراهم کرد که فرزند والدینی در رحم دیگری رشد یابد.
با استفاده از این روش، آرزوی دیرینه خانوادههای فاقد فرزند و ناباروری، به واقعیت تبدیل شده و موجب بقای خانواده و نسل آنها میگردد.
قانون اهدای جنین در تیرماه 1382 در کشور اسلامی ایران نیز مصوب و جهت اجراء به مراکز ناباروری ابلاغ شده است.
در ماده 1 این قانون آمده است:کلیه مراکز تخصصی درمان ناباروری ذی صلاح مجاز خواهند بود با رعایت ضوابط شرعی و شرائط مندرج در این قانون، نسبت به انتقال جنینهای حاصله از تلقیح خارج از رحم زوجهای قانونی و شرعی پس از موافقت کتبی زوجین، صاحب جنین به رحم زنانی که پس از ازدواج و انجام اقدامات پزشکی ناباروری آنها به اثبات رسیده اقدام نمایند از مراجع معظم تقلید حضرات آیات سیستانی، مکارم شیرازی، خامنهای، صافی گلپایگانی، سبحانی، موسوی اردبیلی تاکنون روش رحم جایگزین را برای درمان ناباروری زوجین به رسمیت شمرده و آن را مشروع دانسته و حکم بر جواز آن دادهاند.البته در کشورهای اسلامی که تعدّد زوجات را قانونی و مشروع دانسته و در کشورهای شیعه که ازدواج موقت را مشروع میدانند میتوان از رحم همسر دیگر مرد برای رحم جایگزین استفاده نمود.
تاریخچه مختصر روش رحم جایگزین: در سال 1977م اولین قرارداد رحم جایگزین توسط یک وکیل حقوقی در آمریکا تدوین گشت، ضمن توافق انجام شده میان زوج نابارور و بانوی صاحب رحم، نطفه همسر زوج نابارور پس از شستشو و آماده سازی به رحم بانوی صاحب رحم تزریق میشود و نوزاد حاصل پس از تولد به زوجین نابارور مسترد میگردد و اولین نوزاد به روش رحم جایگزین در سال 1978م در آمریکا متولد شد. در سال 1996م دادگاه دیوان عالی کالیفرنیای آمریکا، قراردادهای جایگزینی را در این ایالت قانونی اعلام کرد.
آمارها نشان میدهد از سال 1977م تا 1988م حدود 600 کودک به این روش به دنیا آمدهاند و از سال 1988م به بعد بیش از 5000 کودک به روش رحم جایگزین متولد شدهاند. انواع جایگزینی رحم به سه صورت قابل تصور است، جایگزینی رحم بانوی دیگر، جایگزینی رحم مصنوعی و جایگزینی رحم حیوان، که نوع دوم و سوم در حد تئوری و مطالعاتی است.در کشور ایران این روش بعد از قانونی شدن آن در سال 1382 بیش از یک دهه است که در مراکز ناباروری در حال انجام است و با اصطلاحاتی نظیر مادر سفارشی، رحم اجارهای، مادر اجارهای، مادر جایگزین، رحم میانجی، رحم جایگزین، حامل بارداری، رحم جانشین، بارداری میانجی استعمال میشود.
حکم تکلیفی استفاده از رحم جایگزین: در رابطه با استفاده از رحم جایگزین برای باروری دو نظریه بین فقهای معاصر وجود دارد و در حقیقت این بحث نیز همانند بحث اهدای تخمک، مبتنی بر بحث نسب و ملاک مادری می باشد چون ضابطه جواز لقاح مصنوعی به نظر ما این شد که باید تولید نسل از مجرای علقه زوجیّت باشد و فرزند متولد شده از طریق لقاح مصنوعی بین چپدر و مادر شرعی و حقیقی او، علقه زوجیّت برقرار باشد، لذا با توجه به ملاک مادری که آیا مادر زن صاحب رحم می باشد یا زن صاحب تخمک؟ طبعا دو نظریه نسبت به حکم جواز استفاده از رحم جایگزین به وجود خواهد آمد:
نظریه اول: جواز استفاده از رحم جایگزین به این تقریب که ملاک مادری به صاحب تخمک بودن است و در این صورت فرزند از اسپرم شوهر و تخمک همسر او به وجود آمده که بین پدر و مادر حقیقی طفل، علقه زوجیّت برقرار است و جنین از نطفه زن و شوهر منعقد شده است و زن صاحب رحم به عنوان ظرف عاریه ای برای دوران حمل و بارداری خواهد بود ولذا در این صورت عنوان و فعل حرامی محقق نشده است چون موضوع حرمت در روایات، افراغ منی در رحم زن اجنبی بود ولی در این صورت منی مرد وارد رحم زن نمیشود بلکه جنین و سلول تلقیح یافته شده وارد رحم زن(مادر جانشین) میشود که عنوان جدیدی غیر از منی مرد میباشد، لذا افراغ منی صادق نیست و ادله حفظ فرج هم میگوید بر زن مسلمان لازم است از هر فعل مرتبط با فرج در ارتباط با غیر زوج، خودش را حفظ نماید و در این صورت عنوان حفظ فرج بر زن صاحب رحم صادق است چون موجب صدق عنوان استیلاد از غیر همسر و تحقق نسب مادری حسب الفرض نشده است. لذا با عدم شمول ادله حرمت، به اصول ترخیصیه مثل اصالة البرائه و اصالة الحلیة رجوع میشود و حکم به جواز این صورت میشود.
نظریه دوم: حرمت استفاده از رحم جایگزین. به این تقریب که ملاک مادری به صاحب رحم بودن است و در نتیجه در تلقیح خارج رحمی،مادر شرعی و حقیقی زن اجنبیه که صاحب رحم است می باشد و در نتیجه فرزندی که از طریق لقاح مصنوعی متولد می شود بین پدر و مادر او علقه زوجیّت وجود ندارد و لذا استفاده از رحم جایگزین جایز نمی باشد به تعبیر دیگر دلیل حرمت افراغ منی در رحم زن اجنبی اطلاق دارد و شامل منی تلقیح یافته با تخمک نیز میشود، منی مرد چون که منشأ تولد فرزند است نباید در رحم زن اجنبی که با او علقه زوجیت ندارد قرار بگیرد و به عبارت دیگر بین تولید نسل و رابطه زوجیت در شریعت مقدس اسلام ملازمه وجود دارد، لذا شخص مسلمان نمیتواند از کسی که با او علقه زوجیت ندارد و اجنبی است بچهدار شود.و موضع مقرر شرعی برای اسپرم مرد منحصر در رحم همسرش میباشد. لذا در این صورت که سلول تلقیحی وارد رحم زن میشود صدق میکند که اسپرم و منی مرد داخل رحم شده است و خصوص منی بودن موضوعیت و خصوصیت ندارد بلکه منشأ ولد و آنچه که قابلیت برای تشکیل فرزند از طرف مرد را دارد، نباید در رحم زن اجنبی قرار بگیرد لذا شامل اسپرم، نطفه، علقه، مضغه نیز خواهد شد.
همچنین دلیل لزوم حفظ فرج بر زن مسلمان هم این صورت را میگیرد، زن مسلمان باید از هر فعل مرتبط با فرج مثل استیلاد از غیر همسرش اجتناب کند، لذا زن مسلمان حق باردار شدن از مردی که با او رابطه زوجیت ندارد نخواهد داشت لذا حق ندارد رحم خود را منبت و جایگاه برای نطفه تلقیح یافته مرد اجنبی قرار دهد و از او بچهدار شود. بسیاری از فقها همچون حضرات آیات امام خمینی، خویی، تبریزی فاضل لنکرانی تصریح به حرمت این صورت نمودهاند.
نظر برگزیده: چون ما ملاک مادری را به صاحب تخمک بودن می دانیم لذا تلقیح خارج رحمی و استفاده از رحم جایگزین محذوری ندارد و زن صاحب رحم نقش ظرف و جایگاه عاریه ای ی برای رشد جنین را ایفا می کند.