« فهرست دروس

درس خارج فقه استاد سیدعبدالهادی مرتضوی

99/07/02

بسم الله الرحمن الرحیم

مقدار تاديب صبي / حدود – جلسه 13فرع ششم «السادس قيل إنه يكره أن يزاد في تأديب الصبي على عشرة أسواط،و الظاهر أن تأديبه بحسب نظر المؤدب و الولي، فربما تقتضي المصلحة أقل و ربما تقتضي الأكثر، و لا يجوز التجاوز، بل و لا التجاوز عن تعزير البالغ بل الأحوط دون تعزيره، و أحوط منه الاكتفاء بستة أو خمسة‌».[1]

موضوع: مقدار تادیب صبی / حدود – جلسه 13

فرع ششم: «السادس- قيل: إنه يكره أن يزاد في تأديب الصبي على عشرة أسواط،و الظاهر أن تأديبه بحسب نظر المؤدب و الولي، فربما تقتضي المصلحة أقل و ربما تقتضي الأكثر، و لا يجوز التجاوز، بل و لا التجاوز عن تعزير البالغ بل الأحوط دون تعزيره، و أحوط منه الاكتفاء بستة أو خمسة‌».[1]

مرحوم امام در فرع ششم که آخرین فرع از فروع خاتمه بحث حد قذف است، از مقدار ادب کردن صبی و بچه سخن گفته اند.

نکته: ادب کردن بچه بخاطر ارتکاب فحشا مثل زنا یا لواط نیست، در جای خودش بحث شده است که برای این گونه ارتکابات، مقدار تازیانه مشخص شده است، در ما نحن فیه که بحث تادیب یا تعزیر بچه می کنیم، بخاطر نافرمانی یا انجام کار زشتی غیر از فحشا، می باشد.[2]

به حسب عرف سه گروه ممکن است بچه را تادیب کنند:

1. پدر

2. معلم

3. غیر ولی

کلمات اصحاب در این زمینه مختلف است، در متن خود تحریر هم چند فتوا ذکر شده است:

فتوای اول: باید تعزیر بچه کمتر از ده تازیانه باشد.

فتوای دوم: تعزیر بچه می تواند بیشتر از ده تازیانه باشد.

فتوای سوم: به مقداری که مصلحت اقتضا می کند، می توان او را زد کرد.

فتوای چهارم: تعزیر بچه نباید بیشتر از 6 تازیانه باشد.

قول اول: تعزیر بچه باید به کمتر از ده تازیانه باشد و اگر تعزیر از این مقدار بیشتر شود، کراهت دارد.[3]

دلیل بر این قول: صبی مساوی با مملوک است و همانگونه که مملوک را نمی توان بیشتر از ده تازیانه زد، صبی را هم نمی توان بیشتر از ده تازیانه زد و در مملوک زدن بیشتر از ده تازیانه، کراهت دارد و همین را صبی گفته اند که زدن صبی به بیشتر از ده ضربه، کراهت دارد.

مضافا بر اینکه می گویند اینکه می گوئیم می شود بیشتر از ده ضربه هم به صبی تازیانه زد، بخاطر این است که شک می کنیم آیا زدن بیش از ده تازیانه، حرام است یا حرام نیست، اصل عدم حرمت است.

نتیجه این می شود که باید به صبی کمتر از ده تازیانه زد و زدن بیشتر از ده تازیانه جایز است و قیاس به مملوک شده است.

اشکال: قیاس حرام است و نمی توان بچه را به مملوک قیاس کرد و اگر بخواهیم بچه را بیشتر از ده ضربه بزنیم، باید دلیل بیاوریم که دلیلی نداریم و اینکه گفتید اصل، عدم حرمت است و می توان بیشتر زد، می گوئیم الاصل دلیل حیث لا دلیل و ما دلیل داریم که تعداد را مشخص کرده است و جای رجوع به اصل نیست.

قول دوم: ولی می تواند به مقداری که مصلحت می بیند، بچه را تازیانه بزند.[4]

دلیل این قول: عموماتی که قبلا بیان شد و در آنها آمده است تعزیر به دست حاکم است و حاکم هر مقداری که مصلحت ببیند، می تواند بزند و در ما نحن فیه، ولی، جانشین حاکم است و می تواند هر مقداری که مصلحت ببیند، بزند.

اشکال: عموماتی که این اختیار را برای حاکم قرار داده بود، ربطی به ولی و صبی ندارد. ولی نمی تواند جای حاکم بنشیند، در مورد صبی و ولی، روایات خاصه داریم و مقدار تادیب را مشخص کرده است و با این ادله، رجوع به عمومات معنا ندارد.

قول سوم: جایز نیست بیشتر از ده تازیانه بر صبی بزنند و احتیاط این است که کمتر از شش تازیانه بزنند.[5]

پس می گویند تازیانه صبی باید کمتر از ده باشد و ما این حکم یکبار نسبت به ولی باید بسنجیم و یکبار نسبت به غیر ولی و یکبار نسبت به معلم.

اما نسبت به ولی و پدر: در اینجا باید روایات ملاحظه شود:

منها: معتبره اسحاق بن عمار: «وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع رُبَّمَا ضَرَبْتُ الْغُلَامَ فِي بَعْضِ مَا يُجْرِمُ قَالَ وَ كَمْ تَضْرِبُهُ قُلْتُ رُبَّمَا ضَرَبْتُهُ مِائَةً فَقَالَ مِائَةً مِائَةً فَأَعَادَ ذَلِكَ مَرَّتَيْنِ ثُمَّ قَالَ حَدَّ الزِّنَا اتَّقِ اللَّهَ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ فَكَمْ يَنْبَغِي لِي أَنْ أَضْرِبَهُ فَقَالَ وَاحِداً فَقُلْتُ وَ اللَّهِ لَوْ عَلِمَ أَنِّي لَا أَضْرِبُهُ إِلَّا وَاحِداً مَا تَرَكَ لِي شَيْئاً إِلَّا أَفْسَدَهُ قَالَ فَاثْنَيْنِ فَقُلْتُ هَذَا هُوَ هَلَاكِي قَالَ فَلَمْ أَزَلْ أُمَاكِسُهُ حَتَّى بَلَغَ خَمْسَةً ثُمَّ غَضِبَ فَقَالَ يَا إِسْحَاقُ إِنْ كُنْتَ تَدْرِي حَدَّ مَا أَجْرَمَ فَأَقِمِ الْحَدَّ فِيهِ وَ لَا تَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ».[6]

راوی سوال می کند که بچه را در بعضی از جرایم می زنم. حضرت سوال کردند چند ضربه می زنی؟ گفت: صد ضربه، حضرت دو بار تکرار کردند که 100 ضربه می زنی؟! این حد ضربه است، تقوا پیشه کن. راوی سوال می کند که بچه را چقدر بزند که ادب شود؟ حضرت فرمودند یک تازیانه. راوی می گوید اگر بچه بفهمد من فقط یک ضربه می زنم، همه زندگی را خراب می کند. حضرت فرمودند پس دو ضربه بزن. راوی می گوید با دو تازیانه هم هلاک می شوم. راوی می گوید با امام شروع به چانه زدن کردم تا اینکه حضرت حکم به 5 ضربه کردند و بعد ناراحت شدند و فرمودند اسحاق! اگر می دانی جرمش چقدر است، به همان اندازه حد بزن (و اگر نمی دانی حدش چقدر است، بیشتر از این مقدار نزن) و از حدود الله تجاوز نکن.


[1] خمینی، سید روح الله، تحریر الوسیله، ج2، ص477.
[2] «الظاهر أنّ المراد من تأديب الصبي في هذا الفرع هو التأديب في الأمور المتعارفة التي يتعارف فيها تأديب الصبيّ، و لا يشمل مثل ارتكاب المحرّمات الشرعية مثل الزنا و اللواط، فإنّ مقدار التعزير فيها ما مرّ في الفرع السابق»؛ فاضل لنکرانی، محمد، تفصیل الشریعه، ص424.
[3] «الرابعة يكره أن يزاد في تأديب الصبي على عشرة أسواط‌»؛ حلی، نجم الدین، شرایع الاسلام، ج4، ص154.
[4] «فإنّ التأديب ينبغي أن يكون على حسب ما يراه المؤدّب، فإنّه به يحصل الأدب المطلوب منها فلا يجوز فوقه، و دونه يجوز»؛ اردبیلی، احمد بن محمد، مجمع الفائده، ج13، ص378.
[5] «و الصبي و المملوك إذا أخطأ أدّبا و ضرب ضرب أدب، و لا يزاد على عشرة أسواط، و روى انه لا يزاد على خمس ضربات الى ستّ. و روى انه ان ضرب إنسان عبده بما هو حدّ، كان عليه ان يعتقه كفارة لفعله، و ذلك على الاستحباب دون الفرض و الإيجاب»؛ حلی، ابن ادریس، السرائر، ج3، ص534.
[6] حرعاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج28، ص51، ابواب مقدمات الحدود، باب30، ح2، ط آل البیت.
logo