درس خارج فقه استاد سیدعبدالهادی مرتضوی
99/06/23
بسم الله الرحمن الرحیم
ساحر / حدود – جلسه 6فرع سوم «الثالث من عمل بالسحر يقتل إن كان مسلما،و يؤدب إن كان كافرا و يثبت ذلك بالإقرار، و الأحوط الإقرار مرتين، و بالبينة، و لو تعلم السحر لإبطال مدعي النبوة فلا بأس به بل ربما يجب».[1]
فرع سوم: «الثالث- من عمل بالسحر يقتل إن كان مسلما،و يؤدب إن كان كافرا و يثبت ذلك بالإقرار، و الأحوط الإقرار مرتين، و بالبينة، و لو تعلم السحر لإبطال مدعي النبوة فلا بأس به بل ربما يجب».[1]
مطلب دوم: راه اثبات سحر و اینکه این شخص ساحر می باشد، چیست؟
می فرمایند دو راه برای اثبات سحر وجود دارد:
راه اول: اقرار
راه دوم: بینه، یعنی شهادت دو شاهد عادل
اینکه سحر با بینه، ثابت می شود، بحثی در آن نیست و تمام موضوعات با بینه اثبات می شود، هلال ماه، عدالت شخص و کل موضوعات با بینه ثابت می شود که یکی از آنها سحر است.
اگر دو شاهد عادل بگویند این شخص ساحر است، کافی است.
در روایت هم اینگونه داشت: «إِذَا جَاءَ رَجُلَانِ عَدْلَانِ فَشَهِدَا بِذَلِكَ فَقَدْ حَلَّ دَمُه»؛[2] اگر دو شاهد شهادت دهند که این شخص ساحر است، خون او مباح است و قتلش واجب است.
این یک راه برای اثبات سحر و ساحر که بینه بود.
راه دیگر، اقرار شخص است. خود شخص اقرار کند که من ساحر هستم، حد بر این شخص جاری می شود.
نکته: در اقرار اختلافی وجود دارد که آیا یک اقرار کافی است یا باید دو اقرار صورت بگیرد.
نظریه اول: مرحوم امام در تحریر می فرمایند احتیاط واجب این است که دو اقرار باشد، یعنی دو بار اقرار کند تا حد بر او جاری شود و با یک بار اقرار، حد جاری نمی شود.[3]
البته ایشان در سایر حدود هم همین نظریه را داده اند که دوبار باید اقرار کند تا حد جاری شود مگر زنا که چهار اقرار لازم داشتیم به دلیل خاص و ادله ایشان قبلا ذکر شد و تکرار نخواهیم کرد.
نظریه دوم: یک اقرار کفایت می کند، یعنی اگر یکبار اقرار کند حد جاری می شود و ما این نظریه را قبول کردیم و دلیل ما عمومات است مثلا اقرار العقلاء می گوید یک اقرار کافی است و نیاز به دو اقرار نیست و ادله دیگری هم قبلا ذکر شد.
بله احتیاط مستحبی برای دو اقرار خوب است.
مطلب سوم: اگر شخصی سحر را یاد بگیرد برای اینکه به مقابله ساحرها و مدعیان نبوت برود و آنها را ابطال کند، آیا یادگیری سحر به این جهت جایز است یا خیر؟
می فرمایند آنچه از ادله استفاده می شود، سحر و ساحری حرام است، اما یک مورد استثناء شده و آن تعلم سحر برای مقابله با مدعیان دروغ گو.[4]
بعضی فرموده اند یاد گرفتن سحر برای مقابله با چنین اشخاصی، واجب کفایی است.
در این رابطه مطلبی را باید توضیح بدهیم و آن مطلب این است که اگر کسی می خواهد سحر را یاد بگیرد و به آن عمل نکند، آیا حد سحر بر این شخص جاری است یا خیر؟
در روایات حکمی برای شخصی که فقط می خواهد یاد بگیرد، به دست نیامده که مثلا باید او را به قتل رساند، البته یک روایت داریم و آن معتبره اسحاق بن عمار است: «وَ عَنْهُ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُوسَى الْخَشَّابِ عَنْ غِيَاثِ بْنِ كَلُّوبِ بْنِ قَيْسٍ الْبَجَلِيِّ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ أَنَّ عَلِيّاً ع كَانَ يَقُولُ مَنْ تَعَلَّمَ شَيْئاً مِنَ السِّحْرِ كَانَ آخِرَ عَهْدِهِ بِرَبِّهِ وَ حَدُّهُ الْقَتْلُ إِلَّا أَنْ يَتُوبَ الْحَدِيثَ».[5]
حضرت می فرمایند: کسی که سحر را یاد می گیرد، پیمان خودش با پروردگارش بریده است و از ایمان خارج شده است و حد این شخص، قتل است مگر اینکه توبه کند.
نسبت به این روایت می گوئیم که روایت مطلق است و شامل یاد گرفتن سحر چه به کار ببندد یا نبندد می شود، البته بعضی گفته اند سحری حرام است که به دنبال آن، عمل به سحر باشد، یعنی سحر را به کار بگیرد و لکن ما دلیلی بر این تقیید نداریم و روایت مطلق است شامل هر کس سحر را یاد بگیرد را شامل می شود.
مرحوم صاحب جواهر در جواهر[6] فرموده این روایت ضعف سندی دارد و جابر ضعف هم ندارد چون در سند غیاث بن کلوب واقع شده که توثیق نشده است.
در مقابل مرحوم آقای خویی در تکلمه[7] می فرمایند سند روایت تمام است، چون غیاث ثقه می باشد.
مرحوم شیخ طوسی در کتاب عده او را توثیق کرده است و فرموده است: «عملت الطائفة بما رواه حفص بن غياث، و غياث بن كلوب»؛[8] یعنی فقهاء به روایات غیاث عمل کرده اند و دلیلی بر ضعف او نیست.
پس می گوئیم این بزرگان گفته اند روایت غیاث تمام است و خلاف آن هم ثابت نشده است و اصحاب مخالفت نکرده اند. بله حکمی نداده اند و سکوت کرده اند، اما بر خلاف روایت هم عمل نکرده اند و فقط فتوای نداده اند.
در نتیجه مرحوم صاحب تکلمه[9] فتوا داده و می گوید تعلم سحر حرام است اگرچه آن را به کار نگیرد، به دلیل روایت غیاث.