« فهرست دروس

درس خارج فقه استاد سیدحسن مرتضوی

1401/09/20

بسم الله الرحمن الرحیم

خواندن نماز جمعه و عصر به جماعت/نماز جمعه /كتاب الصلاة

 

موضوع: كتاب الصلاة/نماز جمعه /خواندن نماز جمعه و عصر به جماعت

مسأله 2: «من ائتم بإمام في الجمعة جاز الاقتداء به في العصر، لكن لو أراد الاحتياط أعاد الظهرين بعد الائتمام إلا إذا احتاط الامام بعد صلاة الجمعة قبل العصر بأداء الظهر و كذا المأموم، فيجوز الاقتداء به في العصر و يحصل به الاحتياط»[1]

در مسئله 1 سه مرتبه کلمه و الاحوط ذکر شده است:

1. و الظهر احوط.

2. و الاحوط من ذلک الجمع بینهما.

3. لکن الاحوط الاتیان بالظهر بعدها.

این سومین احتیاط، شاید توضیح اولی باشد، هر سه احتیاط، مستحب است.

احتیاط دوم، این بود که اگر انسان هم نماز ظهر بخواند و هم نماز جمعه بخواند، بهتر است. بخاطر دلیلی که ذکر شد.

فعلا کلام در این است که این احوط دوم، توضیح بیشتر آن در مسئله 2 و 3 خواهد آمد. یعنی مسئله 2 و 3، شقوق این احوط دوم را بیان می کند، کجا می شود و کجا نمی شود، چگونه می شود و چگونه نمی شود. گفتیم احوط دوم جمع بین واقعی و ظاهری شده است، من حیثٍ حکم ظاهری را یقین داریم و من حیثٍ حکم واقعی را یقین داریم.

اگر این مطلب خوب روشن شده باشد، در مسئله دوم، سه فرض این احوط بیان شده است:

فرض اول: زید نماز جمعه خوانده است و نمی خواهد احتیاط کند و عمرو هم که امام جمعه است نماز جمعه خوانده است و یا قائل به احتیاط نیست و یا نمی خواهد احتیاط کند کما هو المتعارف. بعد از تمام شدن نماز جمعه، زید در نماز عصر، اقتدا به امام جمعه کرد، امام جمعه بعد از نماز جمعه، نماز عصر می خواند.

در این فرض سیدنا الاستاد می فرمایند هم نماز زید و هم نماز عمرو و هم نماز جمعه و هم نماز عصر، همه درست است، این نماز هم برای امام و هم برای ماموم درست است.

نماز جمعه برای هر دو درست است، زیرا احد واجبین تخییری است، یقین به فراغ ذمه ظاهرا پیدا می شود، بر این اساس نماز جمعه زید و عمرو درست است و نماز عصر هر دو هم که انجام شده است و درست است، احتیاط هم که هیچکدام نمی خواهند انجام بدهند.

و إلیه اشار به قوله: «من ائتم بإمام في الجمعة جاز الاقتداء به في العصر»[2] نماز جمعه درست است بخاطر احد الوجوبین التخییرین و نماز عصر درست است بخاطر ادله نماز جماعت عصر در صلات یومیه مثل صحیحه فضیل و...

فرض دوم: سیدنا الاستاد می فرمایند: «لكن لو أراد الاحتياط أعاد الظهرين بعد الائتمام»[3]

این را خوب دقت کنید، عمرو امام جمعه بود، زید هم که ماموم بود، نماز جمعه تمام شد، نماز عصر را شروع به خواندن کردند، نماز عصر که تمام شد، زید گفت کاش ما احتیاط می کردیم و نماز ظهر را می خواندیم. ماموم بعد از نماز عصر تصمیم گرفت که احتیاطی که نکرده است را انجام بدهد، در اینجا می فرمایند ماموم باید دو نماز احتیاطی انجام بدهد: 1. نماز ظهر؛ 2. نماز عصر.

در اینجا در واقع یک نماز جمعه یک نماز ظهر و دو نماز عصر خوانده شده است.

دلیل بر این نحو احتیاط، ارتباط به ادله ترتیب دارد. من المعلوم نماز عصر مترتب بر نماز ظهر است، اگر نماز عصر قبل از نماز ظهر عمدا انجام شود، باطل است، نماز عصر قبل از ظهر باطل است، زیرا ترتیب بینهما یا شرط واقعی است یا شرط ذُکری است کما تقدم فی محله.

حال این فرد می خواهد یقین به فراغ حاصل کند، اگر فقط نماز ظهر را اعاده کند، یقین به فراغ نمی آید، چون عندالله اگر واجب، نماز ظهر بوده است، این فرد عصر را قبل از ظهر عمدا آورده است، نماز عصر قبل از ظهر، باطل است، این فرد یقین به فراغ حاصل نمی کند. فرد می خواهد کاری کند که یقین به فراغ ذمه پیدا کند، اگر عصر باطل بوده، یقین به فراغ ذمه حاصل نمی شود.

ادله ترتیب می گوید عصر قبل از ظهر باطل است، اگر در واقع این فرد نماز ظهر بر او واجب بوده است و عصر را قبل از ظهر آورده است، باطل است و باید اعاد الظهرین باشد، یعنی هم نماز ظهر و هم نماز عصر را دو مرتبه بخواند، زیرا یقین به فراغ بدون این حاصل نمی شود.

مقتضای احتیاط دوم که جمع بین واقعی و ظاهری است، این است که در این فرض گفته شود زید باید نماز ظهر و عصر را باید دو مرتبه بخواند.

اگر فرد می خواهد احتیاط مستحبی انجام بدهد، به حکم قاعده اشتغال، با اعاده ظهرین، یقین به فراغ حاصل می شود، اگر در واقع نماز جمعه واجب بوده است، عصر سر جایش آمده است و اگر نماز ظهر واجب بوده است، عصر دوباره انجام شده و سر جایش آمده است.

فرض سوم: سیدنا الاستاد می فرمایند: «إلا إذا احتاط الامام بعد صلاة الجمعة قبل العصر بأداء الظهر و كذا المأموم، فيجوز الاقتداء به في العصر و يحصل به الاحتياط»[4]

نماز جمعه را خواندند، امام احتیاطا ظهر را خواند، بعد از آن، نماز عصر را خواند، ماموم هم همین کار را کرد، بعد از نماز جمعه، نماز ظهر احتیاطی را خواند، در اینجا امام و ماموم، قبل از عصر نماز ظهر احتیاطی را انجام دادند، بعد از اینکه امام ظهر احتیاطی را انجام داد، ماموم ظهر احتیاطی را انجام داد، ماموم با این امام نماز عصر را اقتدا کرد، این چه حکمی دارد؟

در اینجا می فرمایند هیچ مشکله ای ندارد، احتیاط ظهر برای این است که هر دو آمده است، هم این و هم آن هر دو ظهر احتیاطی را انجام داده اند، بعد از آن، نماز عصر خوانده شده است و اگر در واقع نماز ظهر واجب بوده است، ترتیب حفظ شده است و اگر نماز جمعه واجب بوده است در واقع، ترتیب حفظ شده است.

نتیجه ما ذکرنا در فرض سوم این است که اگر نماز ظهر را بعد از نماز جمعه بخواند و بعد نماز عصر را بخواند، احتیاط واقعی و ظاهری انجام شده است و ادله ترتیب بین ظهر و عصر هم کاملا رعایت شده است، اول نماز جمعه و بعد نماز ظهر خوانده شده است و بعد نماز عصر مترتبا خوانده شده است.

فعلیه در فرض سوم بعد از نماز عصر، نه ظهر احتیاط دارد نه عصر احتیاط دارد.

فعلیه نتیجه ما ذکرنا این شد احتیاط دوم در مسئله اول، چند فرض دارد که سه فرض آن در مسئله دوم بیان شد.

مسأله 3: «يجوز الاقتداء في الظهر الاحتياطي، فإذا صلوا الجمعة جاز لهم صلاة الظهر جماعة احتياطا، و لو ائتم بمن يصليها احتياطا من لم يصل الجمعة لا يجوز له الاكتفاء بها، بل تجب عليه إعادة الظهر»[5]

این مسئله هم مربوط به احتیاط دوم مسئله اول است که ان شاء الله تعالی در جلسه بعد خواهد آمد.

 


[1] تحریر الوسیله، امام خمینی، ج1، ص231.
[2] تحریر الوسیله، امام خمینی، ج1، ص231.
[3] تحریر الوسیله، امام خمینی، ج1، ص231.
[4] تحریر الوسیله، امام خمینی، ج1، ص231.
[5] تحریر الوسیله، امام خمینی، ج1، ص231.
logo