« فهرست دروس

درس خارج فقه استاد سیدحسن مرتضوی

1401/03/16

بسم الله الرحمن الرحیم

كتاب الصلاة/سجده سهو / تکلم نسیانی / موارد وجوب

 

موضوع: كتاب الصلاة/سجده سهو / تکلم نسیانی / موارد وجوب

مسأله 1: «يجب سجود السهو للكلام ساهيا و لو لظن الخروج‌، و نسيان السجدة الواحدة إن فات محل تداركها، و السلام في غير محله، و نسيان التشهد مع فوت محل تداركه على الأحوط فيهما، و الشك بين الأربع و الخمس، و الأحوط إتيانه لكل زيادة و نقيصة في الصلاة لم يذكرها في محلها، و إن كان الأقوى عدم وجوبه لغير ما ذكر، بل عدم وجوبه في القيام موضع القعود و بالعكس لا يخلو من قوة، و لكن لا ينبغي ترك الاحتياط، و للكلام سجدتا سهو و إن طال إن عدّ كلاما واحدا، نعم إن تعدّد كما لو تذكر في الأثناء ثم سها بعده فتكلم تعدد السجود»[1]

آخرین فصل از خلل تحریر، ما اشار الیه سیدنا الاستاد بقوله: «قول في سجود السهو»[2]

در این فصل، شش مسئله مطرح شده است.

در مسئله اول، اغلب موارد وجوب سجده سهو بیان شده است.

در موارد وجوب سجده سهو، اختلاف است:

جماعتی دو مورد ذکر می کنند: کلام و سلام بی جا.

جماعتی سه مورد ذکر می کنند.

جماعتی چهار مورد ذکر می کنند.

جماعتی پنج مورد ذکر می کنند.

سیدنا الاستاد هم پنج مورد را برای وجوب ذکر کرده است.

جماعتی شش مورد ذکر کرده است.

اگر به حدائق مراجعه شود، ایشان می گوید تا 9 مورد قائل داریم که سجده سهو واجب است.

فعلیه آنچه که در مسئله 1 عنوان شده است، شاید هفت مورد باشد که دو مورد را سیدنا الاستاد قبول ندارد و پنجم مورد را قبول دارند.

مورد اول: تکلم نسیانی

اگر سهوا در نماز بگوید بچه آنور بشین و... سجده سهو دارد.

نسبت به این مورد، مرحوم آقای نراقی فرموده است: «منها: التكلم في أثناء الصلاة ناسيا، وفاقا للعماني و علي بن بابويه و المقنعة و العزّية و الكافي، و المبسوط و النهاية و الجمل و الخلاف و الاقتصاد، و جمل السيد و الفقيه، و الديلمي و الحلبي و القاضي و ابني حمزة و زهرة و الحلّي، و المعتبر‌ و الجامع و النافع و الشرائع، و المنتهى و المختلف و الإرشاد و التبصرة بل سائر كتبه، و شرحي القواعد و الإرشاد لفخر المحققين، و الدروس و البيان و الروضة، و غير ذلك، بل هو المشهور، بل عن العماني نسبته الى آل الرسول، و عن الغنية و المنتهى الإجماع عليه»[3]

این اشمل العبارات است.

شاید نسبت به تکلم نسیانی، دو نظریه باشد:

نظریه اول: تکلم نسیانی، سجده سهو دارد و واجب است.

نظریه دوم: نسب الی مرحوم صدوق البته بعضی این نسبت را انکار می کنند، ایشان می گوید سجده سهو در تکلم نسیانی واجب نمی باشد.

کما اینکه روایت ما مختلفه هستند و اغلب آن صحیحه است. جمله ای از این روایات می گوید سجده سهو واجب است و جمله ای از این روایات می گوید سجده سهو واجب نیست.

بر این اساس آنچه که مهم است، ملاحظه روایات است. تقریبا شاید یک مورد نداشته باشیم که اختلاف باشد.

روایات، دو طائفه است:

طائفه اولی: روایاتی که می فرمایند سجده سهو در تکلم ناسیاً، واجب است:

منها: صحیحه عبدالرحمن: «مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الرَّجُلِ يَتَكَلَّمُ نَاسِياً فِي الصَّلَاةِ يَقُولُ أَقِيمُوا صُفُوفَكُمْ فَقَالَ يُتِمُّ صَلَاتَهُ ثُمَّ يَسْجُدُ سَجْدَتَيْنِ الْحَدِيثَ»[4]

معلوم است اقیموا صفوفکم از باب مثال است.

الروایة صحیحة و الدلالة واضحة که من تکلم ناسیا فی الصلاة نماز صحیح است و باید دو سجده سهو انجام شود.

منها: «وَ عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي يَعْفُورٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الرَّجُلِ لَا يَدْرِي رَكْعَتَيْنِ صَلَّى أَمْ أَرْبَعاً قَالَ يَتَشَهَّدُ وَ يُسَلِّمُ ثُمَّ يَقُومُ فَيُصَلِّي رَكْعَتَيْنِ وَ أَرْبَعَ سَجَدَاتٍ يَقْرَأُ فِيهِمَا بِفَاتِحَةِ الْكِتَابِ ثُمَّ يَتَشَهَّدُ وَ يُسَلِّمُ وَ إِنْ كَانَ صَلَّى أَرْبَعاً كَانَتْ هَاتَانِ نَافِلَةً وَ إِنْ كَانَ صَلَّى رَكْعَتَيْنِ كَانَتْ هَاتَانِ تَمَامَ الْأَرْبَعَةِ وَ إِنْ تَكَلَّمَ فَلْيَسْجُدْ سَجْدَتَيِ السَّهْو»[5]

منها: «مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مُوسَى قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ السَّهْوِ مَا تَجِبُ فِيهِ سَجْدَتَا السَّهْوِ قَالَ إِذَا أَرَدْتَ أَنْ تَقْعُدَ فَقُمْتَ أَوْ أَرَدْتَ أَنْ تَقُومَ فَقَعَدْتَ أَوْ أَرَدْتَ أَنْ تَقْرَأَ فَسَبَّحْتَ أَوْ أَرَدْتَ أَنْ تُسَبِّحَ فَقَرَأْتَ فَعَلَيْكَ سَجْدَتَا السَّهْوِ وَ لَيْسَ‌ فِي شَيْ‌ءٍ مِمَّا يَتِمُّ بِهِ الصَّلَاةُ سَهْوٌ وَ عَنِ الرَّجُلِ إِذَا أَرَادَ أَنْ يَقْعُدَ فَقَامَ ثُمَّ ذَكَرَ مِنْ قَبْلِ أَنْ يُقَدِّمَ شَيْئاً أَوْ يُحْدِثَ شَيْئاً فَقَالَ لَيْسَ عَلَيْهِ سَجْدَتَا السَّهْوِ حَتَّى يَتَكَلَّمَ بِشَيْ‌ءٍ وَ عَنِ الرَّجُلِ إِذَا سَهَا فِي الصَّلَاةِ فَيَنْسَى أَنْ يَسْجُدَ سَجْدَتَيِ السَّهْوِ قَالَ يَسْجُدُهُمَا مَتَى ذَكَرَ إِلَى أَنْ قَالَ وَ عَنِ الرَّجُلِ يَسْهُو فِي صَلَاتِهِ فَلَا يَذْكُرُ حَتَّى يُصَلِّيَ الْفَجْرَ كَيْفَ يَصْنَعُ قَالَ لَا يَسْجُدْ سَجْدَتَيِ السَّهْوِ حَتَّى تَطْلُعَ الشَّمْسُ وَ يَذْهَبَ شُعَاعُهَا الْحَدِيثَ»[6]

در آن دو روایت که کسی اختلاف نکرده است و دلالت آنها واضح است و صحیحة السند است.

کلام در موثقه عمار است که سوال این است که این فرد می خواسته بشیند و تشهد بخواند و حرکت کرده است یا می خواسته قیام کند اما نشسته است «من قبل ان یقدم علی شیء»، این کلمه مورد اختلاف واقع شده است. جماعتی که بها ین روایت استدلال کرده اند، می فرمایند این جمله کلام آبی است، بر این اساس سجده سهو واجب می شود.

جماعتی از محققین منهم مرحوم فیض در وافی[7] و مرحوم آقای حکیم در مستمسک،[8] می گویند این جمله حمد و تسبیحات را می گوید. چون اگر نسیان در رکعت دوم بوده است، حرکت کرده است و مردم در رکعت دوم حمد می خوانند، سوال این است که این حرکت کرده است و صحبت نکرده است. اگر این در رکعت سوم و چهارم بوده است، مردم بعد از حرکت، تسبیحات می خوانند، منظور از این جمله فقط مورد قیام در مورد قعود یا برعکس است و مربوط به وجوب سجده سهو در زیادی و نقیصه است و با تکلم نسیانی کار ندارد.

من هم فکر می کنم همین حرف درست است.

علی کل حال روایت عمار این اشکال را دارد که ارتباط به ما نحن فیه ندارد.

فعلیه دلالتش تمام باشد یا خیر، صحیحه اول و دوم واضحة الدلاله است که سجده سهو واجب است.

بر این اساس است که ادعای اجماع شده است و این اجماع البته فایده ندارد چون روایات است و اجماع مدرکی می شود.

طائفه دوم: روایات صحیحه ای که می گوید تکلم ناسیا در نماز سجده سهو ندارد و لا شیء است.

منها: «وَ عَنْهُ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ وَ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ جَمِيعاً عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع فِي الرَّجُلِ يَسْهُو فِي الرَّكْعَتَيْنِ وَ يَتَكَلَّمُ فَقَالَ يُتِمُّ مَا بَقِيَ مِنْ صَلَاتِهِ تَكَلَّمَ أَوْ لَمْ يَتَكَلَّمْ وَ لَا شَيْ‌ءَ عَلَيْهِ»[9]

این روایت صحیحه است. می گوید صحبت کرده یا خیر، نماز تمام است و چیزی بر گردنش نیست.

این روایت صحیحه است و دلالتش واضح است که لا شیء علیه است.

و روایات سهو النبی که نمی خواهیم وارد آن شویم و بعضی به آن استدلال برای این کرده است.

منها: «وَ عَنْهُ عَنْ فَضَالَةَ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ بُرَيْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع فِي رَجُلٍ صَلَّى رَكْعَتَيْنِ مِنَ الْمَكْتُوبَةِ فَسَلَّمَ وَ هُوَ يَرَى أَنَّهُ قَدْ أَتَمَّ الصَّلَاةَ وَ تَكَلَّمَ ثُمَّ ذَكَرَ أَنَّهُ لَمْ يُصَلِّ غَيْرَ رَكْعَتَيْنِ فَقَالَ يُتِمُّ مَا بَقِيَ مِنْ صَلَاتِهِ وَ لَا شَيْ‌ءَ عَلَيْهِ»[10]

صحبت کرده است که کرده، نماز تمام است.

الروایة صحیحة و الدلالة ظاهرة.

روایات صحیحه دیگری است که می گوید سجده سهو برای تکلم نسیانی واجب نمی باشد.

محققین در این رابطه اختلاف کرده اند، بعضی می گویند سجده سهو برای تکلم نسیانی، مستحب باشد، مثلا صاحب ذخیره که حکایت شده است که می گوید جمع بین این دو طائفه این است که بگوئیم این سجده سهو مستحب است.

اشکال: یسجد و لا یسجده، تباین هستند و جمع به حمل بر استحباب، جمع عرفی نیست. این جمعی نیست که عرف بتواند کند.

پس این جمع ناتمام است.

راه دیگر برای حل مشکله این است که روایاتی که می گوید واجب نیست، اگرچه صحیحه است اما یک مورد که همه علماء گفته باشد، واجب است، نیست، لا شیء علیه همه موارد را شامل می شود، اما همه علماء بر یکی اتفاق ندارند.

من خیال می کنم روایت وجوب اخص است، چون تمام در تکلم نسیانا است و روایات عدم وجوب، لا شیء علیه دو احتمال دارد: نماز درست است و نمی خواهد سجده سهو انجام بدهد و یک احتمال دیگر این است که این فرد گناه انجام نداده است. پس نسبت بین روایات نافیه و مثبته، عموم و خصوص است، روایات نافیه می گوید سجده سهو ندارد و گناه نکرده است و مثبته می گوید سجده سهو واجب است و اخص تقدم بر اعم دارد.

این روایت خیلی بحث در اطرافش شده است.

نتیجه ما ذکرنا این است که علی ما افاده سیدنا الاستاد، تکلم نسیانا سجده سهو دارد.

مورد دوم در جلسه بعد ذکر خواهد شد.

 


[1] تحریر الوسیله، امام خمینی، ج1، ص214.
[2] تحریر الوسیله، امام خمینی، ج1، ص214.
[3] مستند الشیعه، محقق نراقی، ج7، ص230 و 231.
[4] وسائل الشیعه، شیخ حرعاملی، ج8، ص206، ابواب الخلل فی الصلاة، باب4، ح1.
[5] وسائل الشیعه، شیخ حرعاملی، ج8، ص219، ابواب الخلل فی الصلاة، باب11، ح2.
[6] وسائل الشیعه، شیخ حرعاملی، ج8، ص250 و 251، ابواب الخلل فی الصلاة، باب32، ح2.
[7] «لعل المراد بقوله و ليس في شي‌ء مما يتم به الصلاة سهو أن لا سجدة سهو فيما يتدارك به السهو مثل أن يسهو عن سجدة فسجد أو عن تشهد فتشهد ثم ذكر يعني ذكر أنه محل القعود من قبل أن يقوم شيئا يعني قبل استتمام القيام أو يحدث شيئا يعني شيئا من القراءة أو التسبيح حتى يتكلم بشي‌ء يعني بشي‌ء منهما هل عليه سجدتا السهو يعني بعد أن كان قد تدارك ذلك حتى يصلي الفجر يعني حتى دخل وقت كراهة الصلاة»؛ فیض کاشانی، محمد محسن، الوافی، ج8، ص993.
[8] «لكن من القريب أن يكون المراد حتى يسبح أو يقرأ، مما يجب فعله في القيام»؛ مستمسک العروة الوثقی، مرحوم حکیم، ج7، ص538.
[9] وسائل الشیعه، شیخ حرعاملی، ج8، ص200، ابواب الخلل فی الصلاة، باب3، ح5.
[10] وسائل الشیعه، شیخ حرعاملی، ج8، صص200 و 201، ابواب الخلل فی الصلاة، باب3، ح9.
logo