درس خارج فقه استاد سیدحسن مرتضوی
1400/10/07
بسم الله الرحمن الرحیم
حکم ظن در اقعال نماز/شک /صلوة
موضوع: صلوة/شک /حکم ظن در اقعال نماز
حریر الوسیله: «القول في حكم الظن في أفعال الصلاة و ركعاتها»[1]
کلام در ملاحظه عناوین اربعه بود، یکی از این عناوین ما فی العروه بود که در مسئله 5 فرمودند: «المراد بالشكّ في الركعات تساوي الطرفين لا ما يشتمل الظنّ»[2]
این فرمایش دو ملاحظه دارد:
ملاحظه اول: دلالت این عنوان بر معنون چگونه است که تقدم الکلام که آیا درست است یا خیر و اگر دست است به چه حساب که گذشت.
ملاحظه دوم: ملاحظه اهم این است که مراد از شک یعنی چه؟ تساوی الطرفین است، مگر احتمال خلاف هم هست؟ چرا این فرمایش به میان آمده است؟
تا به اینجا تقدم الکلام و به این نتیجه رسیدیم که بحث ریشه ای در فقه است و لذا در حدائق می فرمایند: «و المراد به في هذا المقام عند الأصحاب- كما صرح به غير واحد- هو تساوى الاعتقادين و تكافؤهما»[3]
در چند صفحه بعد[4] باز همین بحث با نقیصه و اضافه ای به میان آمده است. در صفحه 205[5] هم این مسئله به میان آمده است.
غرض این است که در تعیین مرکز خلاف در کلمات حدائق، اموری ذکر شده است که هیچکدام مورد بحث ما نیست اما همه آنها مطالب مفیدی است، مثلا در کلام ایشان شک در امور عقلیه و یا اعتقادیات بیان شده است که اشرنا شیخ در باب انسداد دارد و در کتب اعتقادیه این را دارند. ما با این شک کاری نداریم، بحث مهم اعتقادی است و باید در جای خودش بیان شود و مجرد اینکه در امور عقلیه شک به معنای ظن است، فایده ندارد و مورد بحث ما نیست.
این کلام صاحب حدائق که در سه جا آمده است، باید کنار گذاشته شود.
من جمله از اموری که در حدائق مکررا ذکر شده است، شک در لغت است به اینکه شک در لغت چه معنا دارد؟ این هم مورد بحث نیست، البته اگر بخواهیم اساسا بحث کنیم و باید به آن هم بپردازیم.
من جمله از اموری که در حدائق اشاره شده است، شک در اصطلاح فقهاء است که این هم مورد بحث ما و سید در عروه نیست.
من جمله از اموری که در این سه مورد بلکه در شاید از سه مورد هم بیشتر باشد.
چیزی که از عبارت سید در عروه مورد بحث فقهاء است، مراد از شک در باب شکوک است، اذا شککت بین الثلاثه و الاربعه، این شک یعنی چه؟ این مورد بحث عروه است.
در نتیجه اینکه فقهاء می فرمایند الشک هو التساوی الاعتقادین او الاحتمالین، مراد چیست؟ آیا شامل ظن هم می شود یا خیر؟ اگر 70 درصد احتمال سوم می دهد، فابن علی الاکثر است یا خیر و حکم دیگری دارد؟
پس به این ملاحظه که شک به معنای تساوی الطرفین است، این دو نظریه در فقه است، بحث از اینجا شروع شد که مراد از کلمه شک در باب شکوک صلاة، چیست که می گوئیم دو نظریه است:
نظریه اول: مراد از شک، خصوص تساوی الاعتقادین است. اگر شما یقین به وجود نهار دارید و احتمال خلاف نمی دهید، اعتقاد راجح در اینجا به معنای علم است، اگر احتمال 80 درصد می دهید، ظن است چون احتمال خلاف می دهید، اگر احتمال 20 درصد می دهید، وهم یا شک است. اما احتمال 50 در 50، شک نامیده می شود.
نظریه دوم: مراد از شک، اعم از تساوی الاعتقادین و ظن است.
حدائق این قول را گفته است. مرحوم سید در رساله در بعضی از فروض، همین نظریه را دارد و می گوید مراد از شک در این روایات، اعم از تساوی الطرفین یا ظن یا وهم همه مستفاد از ظاهر روایات است. ملاحظه کنید: «و أمّا الظّنّ المطلق فلا إشكال في عدم اعتباره بمقتضى الأصل إلّا أنّ الكلام في أنّه مع فرض حصوله هل حكمه مع قطع النظر عن الأخبار الخاصة حكم الشكّ في الرّجوع إلى الأخبار الواردة من البناء على الأكثر و نحوه أو لا بل لا بدّ من الرّجوع إلى الأصول و المسألة مبنيّة على أنّ المراد من الشّك في الأخبار هل هو الأعمّ من الظّن أو خصوص متساوي الطرفين الظاهر هو الأوّل من غير فرق من الشّك في الأفعال و الأعداد»[6]
ایشان ظنون خاصه و ظنون غیر معتبره را جدا کرده است و ظنونی مطلق که دلیل بر تایید و منع را هم نداریم جدا کرده است. بعد می گویند مراد از شک، اعم است از شک و ظن.
نتیجه این می شود که در این کلام دو نظریه است، اکثر علماء می گویند به معنای تساوی است و قلیلی از علماء مثل حدائق و سید می گویند مراد از شک، اعم از تساوی الطرفین و عدمه است.
تا به اینجا در عنوان سوم دو ملاحظه شد:
1. دلالت این کلام علی المدعی.
2. مراد از اینکه شک، تساوی الطرفین است اتفاقی است یا خیر؟ اکثر علماء می گویند مراد از شک، خصوص الطرفین است و جماعتی مثل حدائق و سید در رساله می گویند اعم از تساوی الطرفین و عدمه است.
با این مباحث، باید گفته اصل مسئله ذات قولین است:
قول اول: صاحب حدائق و سید در رساله می گویند خصوص روایات شکوک که قبلا بیان شده است، این معنا را دلالت دارد، در این روایات دو کلمه است:
1. کلمه شک است: «اذا شککت».[7]
2. کلمه لا تدری است: «ان کنت لا تدری ثلاثا ام اربعا».[8]
کلمه اول یقینا تساوی الطرفین را می گوید اما کلمه دوم که تساوی الطرفین را نمی گوید، عدم علم ممکن است احتمال 50 باشد یا 20 باشد یا 80 باشد. لا تدری با وهم، شک و ظن هر سه می سازد.
بعد می گویند که این روایات اطلاق و تقیید هستند یا خیر که می گویند نیست چون هر دو مثبتین هستند.
پس ظاهر روایات شکوک این است که مراد از شک در باب شکوک، اعم از شک و غیر شک است.
یک روایت[9] هم در حدائق است که اگر یقین دارید این کار را بکن و اگر ندارید خیر، این عدم یقین امکان دارد با90 درصد باشد یا 98 درصد باشد یا 50 درصد باشد و... از این مقابله یقین با عدم یقین معلوم است که غیر از یقین همه شک است.