1405/07/19
بسم الله الرحمن الرحیم
دلالت أمر بر وجوب/مادة الأمر /الأوامر
موضوع: الأوامر/مادة الأمر /دلالت أمر بر وجوب
مفاد و معنای أمر؛ الجهة الثالثه
از نظر لغت و عرف و همچنین از نظر اصطاح در علم اصول مطرح شد. مرحوم آخوند در (الجهة الثانیة) می فرماید بحث در این است که آیا مفاد أمر وجوب است؟مادةً واز نظر صیغه هیأت و دلالتی بر وجوب ندارد؟ اگر دلالت بر وجوب دارد آیا آیا این دلالت به وضع است؟ واضع أمر را مادةً و هیئتاً برای وجوب وضع کرده است .چرا؟ یا دلالت أمر بر وجوب به وضع نیست بلکه به اطلاق است و برای ظهور اطلاقی چه بیان و توجیهی می توان اراده داد؟ این بحث انشاالله به مرور خواهد آمد.
متن عبارت صاحب کفایه این است: الجهة الثالثة : لا يبعد كون لفظ الأمر حقيقة في الوجوب ، لأنسباقه عنه عند إطلاقه[1]
جهت اول در این بود که لغتاً و عرفاً آمر به چه معنی است؟ اقوال و آرا گذشت. معنای اصطلاحی چیست؟ بحثش گذشت. امادر جهت دوم بحث در این بود که آیا علو و استعلا در آمر مأخوذ است یا خیر؟
تبادر
در جهت سوم بحث دلالت أمر بر وجوب مدنظر است که آخوند ادعای دلالت بر وجوب دارد وبرای اثبات دلالت بر وجوب و این که این دلالت مجازی نیست تمسک کردند به انسباق که در مباحث أمر مقدماتی در أمر هفتم گذشت که یکی از علامت های کشف معنای حقیقی از مجازی تبادر حاقی است ودر مقابل، تبادر ناشی از قرینه حالیه و مقالیه است: اگر معنایی از لفظ یا کمک قرینه استناد شده این معنای حقیقی نیست. معنای حقیقی معنایی است که پس از استعمال لفظ آن به ذهن مخاطبی که اهل لسان است و با زبان آشنا است این معنی انسباق و تبادر پیدا کند. درأمر هفتم نخستین علامت از علامت های کشف معنای حقیقی از معنای مجازی تبادر بود که گذشت از همان ضابطه استفاده می کنند و می گویند : لا يبعد كون لفظ الأمر حقيقة في الوجوب. چرا أمر حقیقت در وجوب است لأنسباقه عنه عند إطلاقه[2]
استدلال به آیه
چون وجوب ازآمر استفاده می شود، وقتی أمر اطلاق بشود و استعمال شود. مرحوم آخوند بعد از این که به تبادر تمسک می کنند برای اثبات معنای حقیقی به یک ایه هم تمسک می کنند: ﴿لَا تَجْعَلُوا دُعَاءَ الرَّسُولِ بَيْنَكُمْ كَدُعَاءِ بَعْضِكُمْ بَعْضًا قَدْ يَعْلَمُ اللَّهُ الَّذِينَ يَتَسَلَّلُونَ مِنْكُمْ لِوَاذًا فَلْيَحْذَرِ الَّذِينَ يُخَالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَنْ تُصِيبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ يُصِيبَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ﴾[3]
این آیه مذمت می کند منافقین را وقتی که مقام مقدس رسول خدا صلی الله علیه و آله به عنوان فرمانده کل قوا آنها را فرامی خواند و منافقین سعی می کردند در این فراخوانی ها نباشند و فرار می کردند. فراخوانی ها گاهی برای اتخاذ تصمیمات مهم و گاهی برای مراسمات مهم مذهبی مثل نماز جمعه مهم بوده است. فراخوانی ها اهداف متعددی را تأمین می کرد و مومنین سراپا نشناخته از فرصت استفاده می کردند و أمر پیامبر صلی الله علیه وآله را امثال می کردتد لذا درآیه قبل افرادی را که پیش قدم بودند را ستایش می کند ولی در این آیه مذمت می کند: دعوت های پیامبر صلی الله علیه وآله را مثل دعوت های خودتان قرار ندهید ﴿بَعْضًا قَدْ يَعْلَمُ اللَّهُ﴾ [4]
از این جا صراحتاً کلام را به منافقین سوق می دهد ﴿الَّذِينَ يَتَسَلَّلُونَ مِنْكُمْ لِوَاذًا﴾[5] مخفی می شوند واز دیگران به عنوان سپر استفاده می کنند خدا این هارا می داند. بحث دراین جا است: ﴿فَلْيَحْذَرِ الَّذِينَ يُخَالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ﴾[6]
باید بترسند کسانی که مخالف أمر خدا هستند از این که گرفتاری دنیا برای آن ها به و جود بیاید، بلا پیدا شود. دستورات خدارا تمرّد کردن ممکن است فتنه ایی به وجود آورد. فکر می کنند در مملکت قانون و نظارت نیست. یادر قیامت دچار عذاب می شوند. آیه نهی می کند کسانی را که مخالف أمر رهبر می کنند که عذاب دنیوی و اخروی نصیب آنها می شود .
بحث اصوللین
اصوللین بحث می ﴿کنندکه فَلْيَحْذَرِ الَّذِينَ يُخَالِفُونَ عَنْ أَمْرِه﴾[7] آیا دلالت می کند که أمر رسول خدا صلی الله علیه وآله واجب است یا نیست؟ این آیه درمورد امر امر پیامبر صلی الله علیه و آله و اولیای معصومین علیهم السلام بحث می کند.اگر اثبات کنیم »ر رسول خدا صلی الله علیه و آله و امر اوصیای پیامبر صلی اللله علیه وآله واجب الاتباع است آیا این کافی است؟ یا باید اثبات کنیم مطلق أمر دال بر وجوب است؟ آیه شریف دلالت می کند که امر رسول خدا و اصویای پیامبر واجب است منتهی بیان و کیقیت آن را بیان خواهیم کرد.
نکته تفسیری
مرحوم شیخ طوسی در تبیان فرموده اند و في ذلک دلالة علي أن أوامر النبي (ص) علي الإيجاب، لأنها لو لم تكن كذلك لما حذر من مخالفته[8] .
هرکس از امر رسول خدا صلی الله علیه و آله سرپیچی کرد باید بپرسد این که بر حذر داشته و به او هشدار می دهد دلالت می کند که امر دلالت بر وجوب دارد.
همین مطلب را صاحب مجمع البیان در ج7 ص249 گفته است و مرحوم علامه طباطبایی در المیزان ج15 ص 166 این مطلب را بیان کردند.
کیفیت دلالت این آیه بر وجوب در جلسه بعد تبیین خواهد شد.انشا الله.