« فهرست دروس
درس خارج اصول استاد رجب علی مقیسه

1405/07/07

بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع له لغوی و عرفی امر: نظر محقق اصفهانی/مادة الأمر /الأوامر

 

موضوع: الأوامر/مادة الأمر /موضوع له لغوی و عرفی امر: نظر محقق اصفهانی

 

موضوع له عرفی و لغوی ماده أمر

معانی مختلفی برای ماده امر ذکر شده بود. هفت معنا در کفایه که مرحوم آخوندگفته بودند.

مشترک لفظی بین دو معنا راتأیید کرده اند. واشتراک لفظی بین بیش از دو معنا از معانی ذکر شده را نپذیرفتند. مرحوم صاحب حاشیه و صاحب فصول اشتراک لفظی بین دو معنا را با اندک تفاوتی که با کلام مرحوم آخون. داشتند پذیرفتندو اشتراک معنوی را. نفی کردند کما این که اشتراک لفظی بین بیش از دو معنا را قبول نکردند.

مرحوم نائینی و مرحوم اصفهانی اشتراک معنوی را هم مثل اشتراک لفظی. نپذیرفتند. نائینی همه معانی را به یک معنا برگرداندو آن معنای واحدواقعه دارای اهمیت بود.گفتند در همه موارد استعمال لفظ امر همین معنا رعایت شده: الامور التی لها اهمیت. همه معانی درهمین معنای امر ظل اهمیت جمع است حتی امر به معنای طلبی هم از مصادیق همین معناست

کلام مرحوم اصفهانی

ایشون هم اشتراک لفظی و هم اشتراک معنوی را نفی می کنند و امر را در همه موارد طلب به یک معنا می دانند آن معنای واحد عبارت است. از امر به معنای.مامور ازطلب به معنای مطلوب از قصد به معنای مقصود که همه‌ی موارد امر به معنای طلبی و امر به معنای جمودی و غیره طلبی یک معنا بیشتر ندارد و آن یک معنا هم هست امر به معنای معمول یعنی مصدربه معنای اسم مفعول و طلب به معنای مطلوب.

قوله [ قدّس سره ] : ( ولا يبعد دعوى كونه حقيقة في الطلب في الجملة والشيء ... الخ )

كونه حقيقة في هذين الأمرين ، وإن كان مختار جملة من المحقّقين ، على ما حكي ، إلا أنّ استعمال الأمر في الشيء مطلقا لا يخلو عن شيء ؛ إذ الشيء يطلق على الأعيان والأفعال ، مع أن الأمر لا يحسن إطلاقه على العين الخارجية ، فلا يقال : رأيت أمرا عجيبا إذا رأى فرسا عجيبا ، ولكن يحسن ذلك إذا رأى فعلا عجيبا من الأفعال ، ولم أقف على مورد يتعين فيه إرادة الشيء ، حتى مثل قوله تعالى : ( أَلا إِلَى اللهِ تَصِيرُ الْأُمُورُ )لإمكان إرادة المصنوعات ، فإن الموجودات كلها ـ باعتبار ـ صنعه وفعله تعالى ، وكذلك قوله تعالى : ( بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ ) ، فإنه لا يتعين فيه إرادة كلّ شيء ، بل كلّ ما تعلقت به إرادته التكوينية والتشريعية[1] .

مرحوم اصفهانی می فرماید ما این ادعا را قبول نداریم چون این امر اگر بخواهد دو معنای حقیقی داشته باشد

یک معنا طلب و یک معنای شی.هر چند عده ای از محققین این ایده را پذیرفته اند الا ما حکی خودم ندیدم

حکایت کرده اند ولیکن این ادعا ناتمام است. چرا؟ به دلیل اینکه. استعمال در ناحیه امر همان امری که مورد بحث ماست اگر ما بتوانیم امر را در شیء مطلقا استعمال کنیم چه اعیان و چه افعال شیء یک مفهومی است که هم بر اعیان مثل فرس است و هم در افعال شیء قابل اطلاق است.اگر بتوانیم در همان گستره و سطح یک شیء اگر توانستیم در مورد اعیان و جمادات مثل شیء امر بگذاریم که نمیشود

شما یک فرس عجیبی را ببینید می توانید گزارش بدیدرأیت امرا عجیب. یکی از نشانه های یکی بودن اینه که هر جا شی استعمال شد عمرا بتونه استعمال بشودا گر در حسن استعمال یکسان بودند برابر بودندمعلوم می‌شود امر دو معنا دارد.

من هرچی میخواهم بگویم من قرینه معنوی با قرینه اون معنای حقیقی است پس ما از کجا کشف کردیم که نم شود امر به معنای شیء باشد؟چون شیء وسعت کاربردش بیشتر است از وسعت کاربرد است.

پس ما در مورد شیء می بینیم هرجا بگیم رأیت امرا عجیبا فعل باشد یعنی شیئا عجیبا اما در کل در مورد امر مثل شیء نیست. یکی حسن اطلاق و استعمالش وسیع است وکی هم محدود است

ایشون می گویند ما یه تفحص تام کردیم جایی نداریم که امر استعمال بشود واز امر اراده شی بشود.

( أَلا إِلَى اللهِ تَصِيرُ الْأُمُورُ ) لإمكان إرادة المصنوعات ، فإن الموجودات كلها ـ باعتبار ـ صنعه وفعله تعالى ، وكذلك قوله تعالى : ( بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ ) ، فإنه لا يتعين فيه إرادة كلّ شيء ، بل كلّ ما تعلقت به إرادته التكوينية[2]

بعد توضیح میده چرا شما امور رو به معنای اشیا نگرفتید.وبه معنای مخلوقات گرفتید و اصلا دست. اگر به ما گفتید یک جایی اگر به ما میگفتید یک نمونه بیارید که امر استعمال شده باشد و اراده شیء باشه اینجا نمی آوردیم ولی شما اومدید اینجا گفتید که نه، امر به معنای مصنوعات به معنای اشیاء نیست، امور به معنای جمادات نیز اشیاء نیز به معنای چه به معنای مصنوعات است.

چرا می گویید عالم به سمت خدا بر می گردد؟ نمی گویید اشیاء می گوید لامکان اراده مصنوعات.موجودات کلها به اعتبار صنع هو و فعل تا حالا همه عالم بر می گردد نه اینکه همه اشیاء بر می گردند یعنی همه مصنوعات به خدا برمی گردند.می گوید چون همه عالم فعل خداست چون مخلوق خداست دیگه وقتی مخلوق خدا بودن خدا میشه خالق خدا میشه.خلق کردن موجودات موجودات مخلوق خدا هستند. اشیاء نیستند.

پس بنابراین حتی در آیه شریفه تصیر الأمور نه تصیر اشیاء بلکه تصیر مخلوقات و مصنوعات و موجودات.

پس حتی در اینجا ما می بینیم که امور به معنای اشیا نیست بلکه مصنوعات. مصنوعات. مصنوعات و مخلوقات با اشیاء فرق می کند.اشیاء یعنی همان اجسام یعنی جمادات در مقابل افعال. ولی وقتی ما اشیاء را به مصنوع برگردانیم، برگرداندیم به مخلوق برگرداندیم معنای جمادی دیگر شیء دیگر نمی شود.

و کذلک از قول او که حالا به اسم ربهم من کل امر اینجا میگوید این کل امر در آیه شریفه معنا نکنید من کل شیء من کل امر فی الله این فیه اراده کل شیء کل عمر به معنای کل شیء نیست، متعین نیست، متعین نیست، کل شیء باشد، بل کل متعلق به اراده و تکلیفی نیست و تشریعی در شب قدر ملائکه نازل میشوند نازل میشوند یعنی تمام انچه اراده تکوینی و اراده تشریعی خدا به آن تعلق گرفته است.

مراد تکوینی: یکی می خواهد بمیرد، یکی می خواهد مریض بشود، می خوهاد سعادت پیدا کند، یکی می خواهد شقاوت پیدا کند، یکی می خوهاد به سن بلوغ برسد.ببینید همه اینها باز اشیاء نیستند، اینها مراودات خدا هستند.

پس ما هم در این آیه ودر آیه قبل می گوییم ممکن است شما بیایید بگویید که امر در این جا به معنای شیء اما نه متعین است نه ما احتمال می دهیم که حتی در همین دو مورد هم امر به معنای امر به معنای مصنوع باشد، مخلوق باشد، اجسام نباشد، اشیاء و جمادات نباشد.

مثال

وبالجملة : النازل على ولّى الأمر ـ في ليلة القدر ـ دفتر قضاء الله التكويني والتشريعي ، وأوضح من ذلك قوله تعالى : ( قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي )وقوله تعالى : ( لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ ) ، فإنّ المراد من الأمر معناه المعروف ؛ لأنّ عالم الأمر هو العالم الموجود بلا مادّة ولا مدّة ، بل بمجرّد توجّه الإرادة التكوينية المعبّر عنها بكلمة كن ، مع أنه لا يستقيم إرادة الشيء في مثل : أمر فلان مستقيم[3] .

در شب قدر آنچه نازل می‌شود دفتر قضا و قدر تکوینی و تشریعی است. آن مراد خداست، مصنوع خداست، شیء نیست.امر در اینجا به معنی شیء نیست. کل روح من امر ربی له الخلق و الأمر.

کسی نگوید آقای اصفهانی ما جایی داریم که امر استعمال شده ولی مقصود از امر در اینجا شیء.شما گفتید جایی امر داریم که شیء اطلاق نمیشود.

در اینجا شیء مراد نیست.

فان مراد من الامر معنی المعروف معنای معروف همان معنای معروف امر و فرمان. امر.یعنی فرمان.توضیح میدهد عالم ما یک عالم خلق داریم.عالم خلق، عالم زمان. عالم ماده و مادیات موجودات مادی هم ماده دارند و هم جهان هیأت.

انسان اول بذر بدمیشود طفل بد میشود نوجوان بد ميشود جوون بد می شود به سر حد. رجولیت درست شد ماده شد بذر این تطورات پیدا کرد هم ماده دارد و هم زمان دارد این در عالم مادیات اما در عالم مجردات اینطور نیست عالم مجردات نه ماده است پس ما مواردی رو پیدا کردیم که این شائبه بود که امر در اینجا به معنای شیء ولی معلوم شد که نه در اینجا به معنای شیء نیست.

 


هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود یا روی لینک کلیک نمایید به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d

جستجو
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo