« فهرست دروس
درس خارج اصول استاد رجب علی مقیسه

1405/07/04

بسم الله الرحمن الرحیم

تعریف علم اصول/علم الأصول /المقدمة

 

موضوع: المقدمة/علم الأصول /تعریف علم اصول

 

تعریف موضوع در کلام مرحوم آخوند و قیود این تعریف

قیود را توضییح دادیم :

موضوع درهرعلمی عبارت است از آن چیزی که در آن علم از عوارض ذاتی آن علم بحث می شود.عوارض ذاتی راهم با یک قیدی توضییح دادند که عرض ذاتی عبارت است از عرضی و محمولی که عروضش و حملش بر معروض و موضوع واسطه در عروض نداشته باشد.

مثال

«الماءُ حارٌ»: موضوع و معروضش عبارت است از (ماء) به معنای آب و محمول عبارت است از(حارٌ) و حرارت. حرارت و حاربودن بر آب و ماء حمل شده و عارض شده و این عروض و این حمل از باب عروض ذاتی است. از باب وصف حال به خود موصوف است یعنی خود آب حررت دارد گرچه حرارت آب منشأ ، علّت ، مبدأ وریشه داردولی آن منشأ و آن مبدأ و آن ریشه علت حدوث و پیدایش است. پیدایش حرارت به آن منشأ مربوط می شود ولی آب خودش حقیقتاً گرم است. گرمایش و حرارت حقیقتاً وصف خود آب است. واسطه در عروض در جایی نتصوّر می شود که عارض، وصف و محمول ما همانند(جالسس السفینة متحرکٌ) باشد که تحرک را به سرنشین کشتی نسبت داده ایم در حالی که تحرک وصق سرنشین نیست بلکه وصف خود کشتی است. وصف در این گونه موارد وصف به حال خود موضوع و خود معروص نیست به واسطه تحرک کشتی مجازاً به سرنشین کشتی هم تحرک نسبت داده می شود.

معنای واسطه در عروض بادقت در مثال جالسُ السفینه روشن می شود. در بحث ماهم مرحوم آخوند عرضذاتی را تعریف کرده اند به آن عروض و آن محمولی که حمل آن بر معروض از قبیل جالس السفینه نباشد و واسطه در عروض نداشته باشد.

اکنون سوال این است که سرّ این که در تعریف عرض داتی این قید در کلام مرحوم آخوند آمده است چیست و به چه نکته علمی نظر دارد؟

در پاسخ می گوییم که تعریف آخوند ناظر است به اشکالی که در تعریف مشهور مشاهده می شود؛ در تعریف مشهور عرض ذاتی عبارت است از عرضی گه عروضش برای موضوع، لذات موضوع باشد یا عروضش به دلیل جزء مساوی موضوع باشد یا عروضش به خاطر امر خاج از موضوع که مساوی با موضوع است باشد. برای روشن شدن مطلب برای هرسه مورد مثال می زنیم:

مثال اول: الانسانُ متجبٌ

تعجب عارض بر انسان می شود واین عروض منشأیی جز ذات انسانیّت ندارد. چون انسان است منشأ عروض و حمل وصف تعجب است.

مثال دوم: الانسانُ متکلمٌ لانه ناطق: منشأ عروض جزء مساوی داخلی است

وصف تکلم عرض است و عروضش بر انسان به واسطه ناطق است که فصل انسان است و فصل داخلی مساوی با انسان است. نقطه مقابل جزء مساوی داخلی اعم مثل حیوان که جنس انسان است.

مثال سوم: الانسانُ متحرکٌ لانّه حیوان: عروض و حمل محمول بر موضوع به دلیل جزء داخلی اعم است

 

هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo