« فهرست دروس
درس خارج اصول استاد رجب علی مقیسه

1405/06/25

بسم الله الرحمن الرحیم

نظر محقق نائینی/مادة الأمر /الأوامر

 

موضوع: الأوامر/مادة الأمر /نظر محقق نائینی

 

معنای أمر

موضوع له أمر لفظ مرکب(أ-م-ر) است.

3نظر از انظاری که قائل بودند گرچه متعدد است اما به دو معنی بیشتر برنمی گردد:

نظر صاحب فصول و نظر صاحب حاشیه:

موضوع له 2معنی است: 1.طلب که معنای مصدری است2.جمودی و غیر اشتقاقی به معنای شأن و تمام معانی دیگر به شأن بر می گردد.

نظر مرحوم آخوند:

معنای طلب یک معنی است که عبارت است از شیء. همه معناهای غیر طلبی جامعش (شیء) است.

نظر آیت الله بروجردی:

علاوه بر معنای طلبی، معانی دیگر را تحت جامع فعل واقع شده می داند.

نظر چهامی هم از کسانی است که یک معنای حدوثی و اشتقاقی می دانند که در مقابلش معنای جمودی است که نظر اقای خویی است که با نظر امام خمینی (رحمة الله علیه) بعد از بیان نظر مرحوم نائینی ذکر می کنیم.

نظرمحقق نائینی

مبنایی است که همه یک معنی دارد. در فوائد الاصول ودر اجود التقریرات این نظر را مطرح کردند که بین معنای طلبی و غیرش جامعی وجود دارد که هردو شعبه را تحت پوشش قرار می دهد وآن (مفهوم واقعه ذو الاهمیة: واقعه دارای اهمیت) است که همه معانی جمودی مثل شأن، فعل عجیب و فعل همه معانی جمودی را در نظر می گیردبلکه یک معنای طلبی را هم در بر می گیرد.

(بل يمكن) أن يقال ان الأمر بمعنى الطلب أيضا من مصاديق هذا المعنى الواحد (2) فانه أيضا من الأمور التي لها أهمية فلا يكون للفظ الأمر الا معنى واحد تندرج فيه كل المعاني[1]

‌ بل مال شيخنا الأستاذ مدّ ظلّه، إلى انّ مادّة الأمر موضوعة لمعنى كلّي و مفهوم عامّ جامع للمعاني السّبعة، نحو جامعيّة الكلّي لمصاديقه[2]

اشکال( از آیت الله وحید خراسانی):

آیا این نظر نظر درستی است یا نیست؟ اگر بخواهیم ببینیم موضوع له لفظ حقیقتاً چیست؟ برای تشخیص معنای حقیقی موضوع له از غیر موضوع له شاخصه هایی تعیین کردند که در بحث های گذشته در سال پیش خواندیم:

تبادر حاقی:

یکی از معیارها تبادر حاقی است در مقابل تبادر انصرافی و اطلاقی. تبادر حاقی یعنی معنایی از یک لفظ بدون توجه به قرینه ای از قرائن به ذهن اهل لسان و به ذهن عرف عام از اهل لسان نسبت به معانی دیگر پیشی بگیرد. در بین معانی ، معنای خاصی پس از شنیدن یا دین لفظی به ذهن بیاید. مثلاً از لفظ اسد، اهل لسان به حیوان مفترس منتقل می شوند. از لفظ(ماء) به جسم سیال وارد به طبع منتقل می شوند. از لفظ نار و آتش به جسم خاصی که حرارت بالطبع دارد منتقل می شوند وهکذا. این انتقال و این انسباق و تبادر علامت این است که معنای حقیقی و موضوع له حقیقی عند العرف همین معنای پیش تاز و متبادر به ذهن است.

در مانحن فیه ایا از لفظ(أمر) اهل عرف به ( واقعه ذات اهمیت) منتقل می شوند؟جواب منفی است. چنین انتقال و تبادری محقق نمی شود. وقتی این علامت منتفی شد موضوع له بودن هم تبعاً منتفی می شود.

اشکال دوم و اشکال سوم در تهذیب الاصول که اشکال قوی تری است در جلسه بعد بررسی می شود.

 


هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo