1405/06/22
بسم الله الرحمن الرحیم
ثمره موسع یا مضیق بودن تعریف علم اصول/مادة الأمر /الأوامر
موضوع: الأوامر/مادة الأمر /ثمره موسع یا مضیق بودن تعریف علم اصول
مقصد اول: اوامر
از هشت مقصد از مقاصد هشت گانه ای که پیرامون مسائل علم اصول است در معنای امر است مرحوم آخوندچهار مطلب را مورد بحث قرار داده اند یعنی چهار جهت را در مبحث امرمحوربحث و گفت و گو قرار داده اند.
جهت اول: معنای امر؛ ماده امر و هيأت امر.
جهت دوم: بعد از اینکه روشن شد معنای امر از نظر لغت و عرف و همچنين از نظر اصطلاح چیست؟در جهت دوم بحث می شود که امر حقیقت در وجوب.
جهت سوم: بحث می کند که در معنای امر علوم معتبراست.
موسع ومضیق بودن تعریف علم اصول
منتها الان در بحث فعلی که جهت اولی است در معنای امر به لحاظ ماده بحث می کند لازم به ذکر است که بحث در امرو تلاش در دستیابی به معنای امر از نظر لغت و از نظر عرف است.با توجه به مباحثی که قبلا گفتیم در تعریف علم اصول انظار را و دیدگاه های متفاوتی را نقل کردیم.چون دیدگاهها در تعریف علم اصول و ضابطه اصولی بودن یا نبودن متفاوت بود.
بعضی از دیدگاهها دیدگاه موسعی بودو ملاک علم اصول را خیلی فراخ و گسترده در نظر میگرفت.بر طبق دیدگاهی که تعریف را و همچنین ملاک علم اصول را فراخ و گسترده می گرفت می گفت هر چیزی که در تحصیل حجت بر حکم شرعی موثر باشد میشود مساله اصولی.
اگر ما نگاهمان این نگاه موسع باشد که بگوییم علم اصول، علم تحصیل حجت است، علم فقه، علم اقامه حجت است.این دیدگاه در بحث فعلی موثر است. و تاثیرش هم به این جهت است که ما گرچه میگوییم ماده امر و هیأت امر لغتاً و عرفاً به چند معناست؟
این بحث سیاق لغوی دارد.سبک و سیاق ادبی و لغوی دارد اما در عین حال جزء مسائل علم اصول است چون در تحصیل حجت موثر است.پس اگر نگاه ما نگاه موسع باشد در تعریف علم اصول و در ملاک اصولی بودن صرف موثر بودن در تحصیل حجت را کافی دانستیم.بحث فعلی هم گرچه بحث لغوی است و سیاق لغوی دارد و ادبی ولی در عین حال به لحاظ اثرگذاری در تحصیل حجت میشود جزء مباحث علم اصول لذا نمی توانیم بر مرحوم آخوند خرده بگیریم که چرا در مقصد اول بحث از ماده و از هیئت کردند.خود ما هم ما هم در مباحث قبلی اومدیم گفتیم هر مبحثی و یا هر مساله ای که در طریق استنباط و استکشفاف و احراز مساله فقهی قرار بگیرد.
استنباط دو تا تفسیر داره یکی به معنای استکشفاف و احراز و یکی به معنای اثبات هر مسئله ای که در طریق استکشفاف احراز احراز حکم کلی فرعی قرار بگیرد می شود مسئله اصولی و هر چیزی که در طریقه احراز در طریق احراز استکشفاف مسئله اصولی قرار نگرفت مسئله ممکن است مسئله ادبی باشد وممکن است مسئله لغوی باشد.
در مقابل اون کسانی که دیدگاهشون دیدگاه موسع نبود، دیدگاه محدود داشتند، دیدگاه بستهای داشتند، میگفتند که ملاک اصولی بودن این است که کبرای قیاس استنباط قرار بگیرد.
مثلا شما میگویید که الأمر ظاهراً لغتاً و عرفاً فی الوجوب کل ظاهرٍ حجة.میگفت هر مسئلهای که در کبرای استنباط قرار بگیره و کبرای قیاس استنباط راتشکیل بدهد، مسأله اصولی است.
بعد شما این دونظررا ببینید این چه بازتابی دارد و چه بازخوردی دارد شما از اول بحث اوامر اوامر تا آخر بحث اوامر در نظر بگیرید.بحث اطلاق و تقیید، بحث عام و بحث خاص.تمام این مباحث طبق نظر بسته و محدود و غیر موسع موثرند.طبق نظر محدود مباحث امروز جزءمباحث لغوی هستند اما طبق نظر ما همه این مباحث جزء مباحث اصولی است.
اگر ما نظرمون نظر محدود باشه همه این مباحث جزء ادبیاته است. اما اگر نظر ما نظر موسع باشد، همه اینها در حریم نظام داخل است و دیگر نیاز به پالایش و ویراستاری و ویرایش و پاکسازی به این مباحث نیست.پس این
بالاخره میخواهم عرض بکنم که ما تا حدودی در مباحث قبلی بحث تمایز علوم آمدیم مطرح کردیم که ممکن است کسی نظرش، نظر محدودی نباشد، نظر موسع باشد ولی در توسعه اکتفا بکند به یک واسطه یا حداکثر به دو واسطه.
یا اینکه نه از این جهت مثلا قائل به محدود نشود مساله غرض رااینجا مطرح کند.به هر حال بخشی از این مباحث در مباحث قبلی گذشت که اونهایی که میخوان به اصولیون از اصولیون این اشکال را دفع بکنند.
اشکالی که در حقیقت در کلمات آمده مخصوصاً آقای خویی پررنگ کردند که بسیاری از مباحث علم اصول که در علم اصول مطرحه اینها میشوند استقلالی دو تا جواب دادند یکی اینکه اینها در یک با یک واسطه جزء مباحث علم اصول هستند، استدلالی نیستند.عرض کردم که بر اساس نظر محدود یا موسع این اشکال را باید پاسخ بدهیم.
معانی امر
مساله بعدی این است که در ارتباط با معنای ماده امر به حسب عرف و لغت مرحوم آخوند معانی عدیده ای را نقل میکند:
طلب:
می فرمایند که یکی معانی عرفی و لغوی گفته اندطلب امر مادتاً یعنی الف میم را به معنای طلب امر بکذا یعنی طلب از او خواست.امر به معنای خواستن.
شأن:
معنای دومی که مرحوم آخوند ذکر کرده اندامر به معنای شأن و حال و منزلت است. مثلا گفت.شغله امر کذا.
کسی وعده داده سر ساعت کاری رو انجام بده، سر ساعت کذایی در جلسهای حاضر بشود ولی نیامد.
بعد در مقام اعتذار میگوید شغله.در یک موقعیتی قرار گرفتم.
فعل و کار:
اند آیه از سوره مبارکه هود.که خداوند متعال فرموده ﴿وَمَا أَمْرُ فِرْعَوْنَ بِرَشِيدٍ﴾ [1]
خب اینجا یعنی کار ترامپ.فرعون کار سفیهانه است.رشید را شجاعانه نیست.کلمه امر در اینجا به معنای فعل و کار است.
فعل عجیب:
یک معنا دیگر که باز ذکر کردهاند اینه که فعل عجیب معنی میدهد. مثل ﴿حَتَّى إِذَا جَاء أَمْرُنَا وَفَارَ التَّنُّورُ﴾[2] .
اینجا می فرماید کار ما و فعل اون طوفان نوح را دارد میگوید .یعنی اون طوفانی که اون بارش.برندگی که آمد و امر عجیبی بودکار عجیبی بود.بعد به معنای حادثه امروز کربلا مثلاً گفتند من اعظم القضا یا یعنی حادثه.
حالا آنچه در کلام مرحوم آخونداست هفت معناست ولی شما به کلمات اصولیون که مراجعه کنید میبینید از منابع لغوی چون باید این معانی را از کتابهای لغوی پیدا کنیم.اینها از کتابهای لغوی 15 تا 20 تا 30 تا 70 تا معنا ذکر کردهاند.
این اسمش به اصطلاح اشتراک لفظی است
احتمال دوم این است که ما بیاییم بگوییم که بالاخره این ها همه به یک معنا برمی گردند.کمااینکه دو تا از بزرگان، از بزرگان علم اصول، مثل مرحوم اصفهانی، مثل مرحوم نائینی این کار را کرده اند.همه معانی را به یک چیز برگشتند برگردانده اند.
احتمال سوم این است که ما بیاییم بگوییم که. این هادر همه جهات مشترک لفظی نیستند یا مشترک معنوی در همه نیستن در یکی به خصوص در یکی به خصوص حقیقی و در مابقی مجازی.
احتمال چهارم: آخرین نظر این شد که نه در یک معنا حقیقی و در بقيه مجازی، بلکه در دو تا حقیقی.
و بقیه مجازی که خود این باز دو نظر صاحب فصول و صاحب کفایه است. ان شاء الله به امید خدا فردا یه مقدار بیشتر راجع به این بحث می کنیم.