1405/06/21
بسم الله الرحمن الرحیم
طرح بحث/مادة الأمر /الأوامر
موضوع: الأوامر/مادة الأمر /طرح بحث
توضییح متن کفایه
بحثماندر روزهایشنبه توضیحمتنکفایه است ازابتدا وازشنبهبهبعد موضوعبحثمان درادامهی بحثسالگذشته ابتدایبحثاوامراست پسبحث شنبهها توضیحمتنکفایه ازاول عبارتمرحومآخونداولعرضکنم
«امّاالمقدّمه ففی بیانامورٍ الاوّل انّموضوع اکلّعلمٍ وهوالّذی یبحثفیه عنعوارضه الذاتیه ایبلاواسطهٍ فیالعروض» [1]
مرحومآخوند مجموعهی مباحث کفایه رادرسهبخش تنظیمفرمودهاند بخشاوّل عبارتاست از مباحث مقدّماتی بخشدوّم عبارتاستاز مباحثاصلیعلماصول وبخشسوّم بخشیستکهخارجازمباحثاست کهبهعنوان خاتمهیمباحث مطرحکردهاند
بخش اول
امّادر بخشاوّلکهمباحثمقدّماتیست ۱۳امررا مورد گفتگو ومباحثهقراردادهاند کهاین۱۳مورد گرچهخارجازمباحث علماصولست امّایا درتحدید ومرزبندی مسایلعلماصول نقشدارد گرچهخارجازازمباحث اصلی وگرچهفهممباحث اصولی بهآنهامربوطنیست امّادرحدومرز مباحثاصولی نقشدارد ودخالتدارد مثل تعریف علماصول درکفایه درامراوّلآمده ماتعریفعلماصولرابدانیم یاندانیم مباحثاصولی فهمشمتوقّفبر فهمتعریفنیست امّابعضازمباحثهست دراینامور ودراینمقدّمات کهدراصلفهم مباحثاصولی دخالتدارد ونقشایفامیکند مثلاً شمااگر درمباحثمقدّماتی معنایوضع ومعنای حرفیرا بهدقتمورد مطالعهقراردهید بسیاریازمباحثالفاظ ازنظرمعناومفهوم روشنمیشود درمباحث مفاهیم درمبحثواجبمشروط درخیلیازاینمباحث فهم حقیقتآنمباحث درگروایناستکهما معنایوضعرا ووضعمعنایحرفیرا دراینجابهدقت موردمطالعهقراردهیم و بهآنواقفبشویم تابعدآنمباحثروشنبشود.
امّا شمادر تعریفعلماصول مطالعهبکنید یامطالعهنداشتهباشید هیچنقشی دراینمباحثندارد امّا اگرما تعریفعلماصولرابفهمیم ضابطهیاصولیبودنرا کهیکیازدوامر ضابطهیاصولیبودن ازنظرمرحومآخوند یااینستکه آنمسئلهیاصولی نتیجهاش درطریقاستنباطقراربگیرد یااگرچنانچه درطریقهیاستنباط قرارنگرفت منتها الیه مستنبط فاحص ومجتهد جستجوگر کهازدلیلجستجوکرده ولی ازظفریافتن ودسترسیپیداکردن بهدلیلمایوسشده اگرچنانچه مسئلهیاصولی نتیجهاش برایاینمجتهد کهازدلیلدستشکوتاه است نتیجهاشمرجعباشد وملجاءباشدبرایفقیه فاحص ولییائس فحصکرده امّاازظفریافتنبهدلیلمایوساست نتیجهیمسئلهیاصولی اگر در این موقعیّت کاربرد داشته باشد بازآنمسئله مسئلهیاصولیست.
ما درتعریفعلماصول میفهمیم یابایددرطریقاستنباطقراربگیردیک مسئله تابشود مسئلهیاصولی یااگر درطریقهاستنباطنیست منتهاالیه اش بایدباشدمثلمباحث اصولعملیه . وقتیکهتعریفعلماصولرا وضابطهی اصولیبودنرا مافهمیدیم درهمینمقدّمات میفهمیمدربحثمثلاً حجیّتخبرواحد اوّلاًاصولیست وثانیاً چهمباحثیازمباحث مربوطبهحجیّتخبرواحد جزءمباحثاصلیعلماصوله وچهمیزانوچهمقدارازآن خارجازحدست پسما دراین اموردوازدهگانه میبینیمکهاینها گرچه خارجازعلماصولنداوندوضابطه راندارند یایکیازاوندوضابطه راندارند ولیبینقشهمنیستند یاتعیینضابطهمیکنند یامارانسبتبه اصلمعناومفهوم وکیفیّتوضع دربابحروف ماراآاشنامیکنند ازاینجهت تعرّضبهاینمباحث وذکراینمباحث بهعنوانمقدّمهروشنی میخواستم اعرضکنم کهمرحومآخوند درسهبخش بخشامور ۱۳گانهایکهبهنحویازآنها دخالتدارند درمباحثعلماصولی جزءمباحثعلماصولنیستند امّابیگانههمنیستند دخالتدارند.
مقاصد 8گانه
یکیهم بعداز پرداختن بهاینامور ۱۳گانه بهمباحثاصلیعلماصول یعنیبهبخشدوّم دربخشدوّم ۸امررا بهعنوان مقصد ذکرکرده یعنیمباحث اصلیعلماصول ۸قسم اختصاصپیداکرده بهمقصد این۸قسم راقبلازمباحثقطع ذکرکرده و سهقسمراهم ازبحثقطع بهبعد مطرحنموده.
خاتمه
بعدازاینکه ۵قسمجلّداوّل و سهقسمجلّددوّمرا مطرحکردند وارد خاتمهمیشوند واردبحثاجتهادوتقلید بحثاجتهادوتقلید باز گرچهخارجاز ازمباحث اصلیعلماصول نیست امّابازبیگانه بامباحثاصلینیست ثمرهی متمرّتببر قواعداصولیست یعنیکسی کهاین۸امررا مورد دقتوبررسی قرارداد وصاحبنظرشد ومستنبطشد حالااینمستنبط بایدازاینقواعد بهرهبرداریبکنه نتیجهی بهکارگرفتناینقواعد میشه اجتهادمقدّمه مقاصد وخاتمه
اینمطلبیکهماداریممیگوییم ممکن است کسی ازماسوالبکن کهاینکهکفایه برامور ۱۳گانهی مقدّماتی وامور ۸گانهبهعنوانمقاصد وامرخاتمه برایناساستنظیمشده ایننظامبحث بهاینمهندسی بحثاینخریت علماصول آیاتوجیهیداره آیامنطقیداره یامنطقینداره بااونبیانیکهعرضکردم مباحثمقدّماتی نقشداره واقعاًمقدّمهست چون باشناختن اینها ما متوجّه میشیمکهضابطهی علماصولیچیئه یکیازدوامر بعددرمقاصد وبعدهمدرخاتمه واینکار مرحومآخوند علیالقاعده وکاریستفنّی و واقعاً ناشیازخبرویّتایشانست حالا بعدازاینکه تنظیممباحثرا بهاینشکل توجیه کردیم حالامیخواهیمببینیمکه مرحوماخوند درامراوّل کهبهتعریفعلم پرداختهست اینتعریفرا چگونه ارائهداده وباچهمنطقیباز اینواژههارا مرحومآخوند درمقامتعریف انتخابکرده
فرمودهاستکه «انّ موضوع کلّعلمٍ وهوالّذییبحثفیه عنعوارضه الذاتیه»[2] قبلازاینکه بهموضوععلماصولبپردازد کهعلمخاصّه یکیازعلومه بهمطلقعلوم بلکه بهجمیععلوم آمده پرداخته موضوعکلّعلمه .کلّعلم اعماز ازعلوماعتباری وازعلومحقیقی دریکدستهبندی علومرا بهعلومحقیقی وبهعلوماعتباریتقسیممیکنند.