1404/08/24
بسم الله الرحمن الرحیم
حقیقت شرعی و وضع تعیینی/كيفية استعمال المجازي /المقدمة
موضوع: المقدمة/كيفية استعمال المجازي /حقیقت شرعی و وضع تعیینی
حقیقت شرعی و امکان وضع تعیینی
الحمدلله بله… در این بود که حقیقت شرعی به معنای وضع الفاظ عبادات و معاملات در معانی جدید سراسر مثلاً از ارکان و اجزایی که در این مورد… و شرایط مخصوص در عبادات به معنای اعم، در نجاست و… آیا به وضع تعیینی از طریق استعمال ممکن است یا ممکن نیست؟
صاحب کفایه قائل به امکان شدند و دلیل بر امکان را تبادر آوردند و گفتند که این معانی از این الفاظ متبادر و منسبق به ذهن است. چون انشاء وضع محتمل نیست، پس استعمال اول قرینه نداشته؛ منظورم این است که این مجاز نیست. معنا به نفس استعمال چه کار میکند؟ احراز کردیم که در مقام وضع بودن را.
بعد در امکان استعمال آوردند که استعمال این الفاظ در معانی دلیل هیچ یک از علاقهها و قرائن دال بر استعمال مجازی وجود ندارد. در مقابل، بعضی از اعلام قائل به عدم امکان در دو منظور شدند که در کلام محقق اصفهانی و محقق عراقی این تقریب نقل شده است.
تفسیر استعمار (استعمال لفظ در معنا)
ما در تفسیر استعمال باید ببینیم آیا استعمال را به معنای علامت بودن لفظ برای معنا و اماریت آن بر معنا میدانیم یا در استعمال واقع به فانی شدن لفظ در معنا تفسیر میکنیم؟
صاحب محاضرات (آیتالله خویی) در جلد یکم صفحه ۲۷۰ و صفحه ۹۸ آورده است که مشهور استعمال را افنا و فانی شدن در معنا میدانند؛ گویا لفظ به مخاطب القا نمیشود بلکه خود معنا القا میشود. مبنای دوم را که طبیعتاً مبنای غیر مشهور است، اینطور تعبیر میکند که لفظ علامتی برای معناست.
اما در متن کفایه (شرح آقای حکیم)، صاحب کفایه میفرماید استعمال صرف علامت بودن لفظ برای معنا نیست، بلکه لفظ عنوان و صورت معناست؛ بلکه اصلاً خود معناست. لذا مخاطب معنا را میبیند نه لفظ را. اگر معنا زیبا یا زشت باشد، این زیبایی یا زشتی در لفظ منعکس میشود.
بررسی دیدگاه میرزای نائینی و بحث واجب مشروط
کسی که اشکال میکند آقای نائینی است. حالا ما میخواهیم بگوییم که آقای نائینی و صاحب کفایه هر دوشان قائلاند که استعمال افنا میکند. میرزای نائینی میگوید ممکن نیست وضع به استناد… و ما در بررسیها به این نتیجه رسیدیم که اگر افنایی شدیم ممکن نیست.
استاد میگوید که هر دو از این مبنا برداشت کردهاند تا استفاده کنند. این بحث افنایی و فنایی در باب رجوع قید به هیئت (یعنی قید به ماده برگردد یا هیئت) که بحث واجب مشروط است، از همین مبنا استفاده شده است (توسط مرحوم شیخ).
در ادامه بحث مفاهیم مستقله و جزئیه مطرح میشود که قابل اطلاق و تقیید نیستند و تضییق قهری دارند. کلمات درباره استعمال را دو جور تفسیر کردهاند و طبق تفسیر افنا، این اشکال در اینجا قابل ارتفاع نیست.