1404/08/17
بسم الله الرحمن الرحیم
بررسی وضع تعیینی با استعمال/كيفية استعمال المجازي /المقدمة
موضوع: المقدمة/كيفية استعمال المجازي /بررسی وضع تعیینی با استعمال
موضوع: بررسی تحلیلی «وضع تعیینی بهواسطۀ استعمال» و حل تعارض های آن (بر اساس حاشیه ۴۱ محقق اصفهانی)
طرح مسأله اصلی: تحقق وضع بهواسطۀ استعمال
در این جلسه، ادامهی بحث امکان یا امتناع «وضع تعیینی از طریق استعمال لفظ در معنا» مورد واکاوی قرار میگیرد. محور بحث این است که آیا واضع میتواند صرفاً با یک بار استعمال کردن لفظ در یک معنا (بدون تصریح به وضع)، رابطهی وضعی (علقه وضعیه) را میان آن دو ایجاد کند یا خیر؟
اشکال «اجتماع لحاظین» (شبهه جمع ضدین)
مهمترین مانعی که در برابر این نوع وضع مطرح میشود، اشکال «اجتماع لحاظین» است. اگر قرار باشد با یک فعل (استعمال)، هم «وضع» محقق شود و هم «استعمال»، واضع باید در یک لحظه دو نگاه متضاد به لفظ داشته باشد:
• از حیث وضع، نگاه به لفظ باید «بالذات» و استقلالی باشد.
• از حیث استعمال، نگاه به لفظ باید «تبعاً» و آلی/فانی در معنا باشد.
جمع شدن این دو لحاظ در یک فعل واحد، به ظاهر محال و مصداق جمع ضدین است.
حل محذور توسط محقق اصفهانی (تحلیل حاشیه ۴۱)
مرحوم اصفهانی در حاشیه ۴۱ برای حل این بنبست، حقیقت «انشاء الوضع» را کالبدشکافی میکنند. ایشان میفرمایند:
• حقیقت وضع این است که لفظ بهگونهای جعل شود که «بِنَفسِه» (بدون نیاز به قرینه) حاکی از معنا باشد.
• بین حکایت در مقام وضع و حکایت در مقام استعمال تفاوت وجود دارد: حکایت در مقام وضع یک حکایت بالقوه است (صلاحیت دلالت)، اما حکایت در مقام استعمال یک حکایت بالفعل است.
• بنابراین، نگاه واضع به ایجاد این حکایتِ بالقوه (مقام وضع) استقلالی است، در حالی که نگاه او در مقام حکایتِ بالفعل (مقام استعمال) تبعی و آلی است و این دو در دو مرتبهی متفاوت رخ میدهند.
قاعده «انشاء لازم به جای انشاء ملزوم»
کلیدواژه اصلی استدلال مرحوم اصفهانی در اینجا، تفاوت امور اعتباری با امور تکوینی است.
• در امور تکوینی: لازم و ملزوم (مثل آتش و حرارت) ذاتیِ هم هستند و تقدم و تأخر آنها علی و معلولی است و قابل تغییر نیست.
• در امور اعتباری (قراردادی): این تلازم به دست معتبر (قراردادکننده) است. در اعتباریات، شخص میتواند مستقیماً «لازم» را جعل کند تا به تبعِ آن، «ملزوم» محقق شود. در اینجا، استعمال (لازم) جعل میشود تا وضع (ملزوم) محقق گردد.
تنظیر فقهی به «جعل سلطنت» در باب ملکیت
برای روشن شدن بحث، به یک مثال فقهی در باب بیع و ملکیت استناد میشود:
گاهی شارع یا متعاقدین مستقیماً «ملکیت» را جعل نمیکنند، بلکه «سلطنت تامه» (حق تصرف کامل) را به شخصی واگذار میکنند. از آنجا که سلطنت تامه از لوازم ملکیت است، با جعل این لازم، در عالم اعتبار، ملزوم (ملکیت) نیز محقق میشود. وضع بهواسطۀ استعمال نیز دقیقاً از همین الگو پیروی میکند.
لحاظ دوگانه در یک استعمال واحد (نتیجهگیری میانی)
با توجه به مقدمات فوق، مرحوم اصفهانی اثبات میکنند که در یک استعمال واحد، واضع میتواند دو کار انجام دهد:
1. اراده ایجاد «حکایت بالقوه» (قانونگذاری و وضع)
2. انجام «حکایت بالفعل» (استفادهی ابزاری از لفظ)
این دو لحاظ به دلیل قرار گرفتن در دو مرحله (مرحله جعل اعتبار و مرحله فعلیت)، با یکدیگر تعارض و تناقضی ندارند.
اشکال نهایی و ضعف استدلال (اشاره به نهایةالدرایة)
در پایان جلسه، به یک ضعف فنی و دقیق در بیان نهایةالدرایة اشاره میشود. اشکال باقیمانده این است که وقتی میگوییم لازم و ملزوم (استعمال و وضع) هر دو با هم ایجاد میشوند، چرا باید دو جعل و دو ایجاد جداگانه در نظر بگیریم و نه یک ایجاد واحد؟ این مسألهای است که نیازمند دقت اصولِیِ مضاعفی است که در متن مباحث به آن پرداخته میشود.