« فهرست دروس
درس خارج اصول استاد رجب علی مقیسه

1404/08/12

بسم الله الرحمن الرحیم

حقیقت وضع تعیینی/كيفية استعمال المجازي /المقدمة

 

موضوع: المقدمة/كيفية استعمال المجازي /حقیقت وضع تعیینی

 

موضوع: تحلیل حقیقت وضع تعیینی و حل تعارض در وضع به واسطه استعمال

تبیین محل نزاع: اشکال در وضع به واسطه استعمال

بحث اصلی در این جلسه، پیرامون صورت دوم از وضع تعیینی است؛ یعنی جایی که واضع بدون تصریح به عبارت «وضعتُ هذا لهذا»، از طریق استعمال لفظ در معنا، علقه وضعیه را ایجاد می‌کند.

اشکال معروفی که در اینجا مطرح می‌شود این است که «استعمال» فرع بر «وضع» است. به عبارت دیگر، تا وضعی نباشد، استعمال (به نحو حقیقت) معنا ندارد. پس چگونه می‌توان با خودِ استعمال، وضع را ایجاد کرد؟ همچنین اشکال «لحاظ آلی و استقلالی» مطرح است؛ چرا که در وضع، لفظ باید به صورت استقلالی لحاظ شود، اما در استعمال، لفظ آلت و فانی در معناست.

پاسخ مبنایی مرحوم اصفهانی به اشکال «تلازم»

مرحوم اصفهانی برای حل این گره، میان امور تکوینی و امور اعتباری تفکیک قائل می‌شوند:

     در امور تکوینی: تلازم بین «لازم و ملزوم» (مانند آتش و حرارت) ذاتی و غیرقابل انفکاک است. در اینجا محال است که انسان با ایجاد «لازم»، قصد ایجاد «ملزوم» را داشته باشد؛ چون لازم معلول است و ملزوم علت.

     در امور اعتباری: ملازمه بین دو امر، تابع اراده و اعتبارِ معتبر است. وضع یک امر اعتباری است. ایشان معتقدند همان‌طور که در باب «بیع»، با انشای یک فعل (مانند معاطات یا صیغه)، ملکیت (که یک امر اعتباری است) حاصل می‌شود، در اینجا نیز «استعمال» می‌تواند آلت و ابزاری برای انشای «علقه وضعیه» باشد.

قاعده «ملازمه بین لازم و ملزوم در اعتبار»

مرحوم اصفهانی استدلال می‌کنند که واضع در مقام استعمال، در واقع دارد «ملازمه» را ایجاد می‌کند. ایشان می‌فرمایند:

«انشاء اللازم، انشاءٌ للملزوم بالتبع؛ اذ لا تفکیک بینهما فی عالم الاعتبار.»

یعنی وقتی واضع لفظ را در معنا استعمال می‌کند به قصد اینکه این لفظ از این به بعد حاکی از این معنا باشد، او در حقیقت ملزوم (وضع) را در ضمن لازم (استعمال) ایجاد کرده است. در امور اعتباری، اعتبارِ یکی عین اعتبار دیگری در ظرف تلازم است.

حل تعارض «لحاظ آلی و استقلالی»

یکی از مهم‌ترین بخش‌های این فایل، پاسخ به این شبهه است که چگونه واضع در حین استعمال (که نگاهش به لفظ آلی است)، می‌تواند وضع (که نیاز به نگاه استقلالی دارد) را انجام دهد؟

مرحوم اصفهانی می‌فرمایند:

     این دو لحاظ در دو مرتبه هستند.

     واضع در مرتبه «استعمال»، به لفظ نگاه آلی دارد تا معنا را بفهماند.

     اما در مرتبه «ایجاد علقه»، همین فعلِ استعمال را به عنوان قالبی برای تحقق بخشیدن به آن امر اعتباری (وضع) قرار می‌دهد.

در واقع، «آلیت» در استعمال، منافاتی با «استقلال» در مقام اصلِ اعتبار و جعلِ قانونِ وضع ندارد.

تفاوت دیدگاه مرحوم اصفهانی با مرحوم آخوند خراسانی

در این بخش اشاره می‌شود که مرحوم آخوند وضع را به نحو «تصویری» (تصور لفظ و معنا و ایجاد علقه) می‌بیند، اما مرحوم اصفهانی بر جنبه «مباشری» و «ایقاعی» بودن وضع تأکید دارد. از نظر اصفهانی، وضع یک «فعل» است (فعلِ ایجادِ پیوند) و این فعل می‌تواند در ضمن فعل دیگری به نام استعمال محقق شود، همان‌گونه که تملیک در ضمنِ دادنِ کالا (معاطات) محقق می‌شود.

نتیجه‌گیری

حاصل بحث این است که از نظر محقق اصفهانی، «وضع تعیینی به واسطه استعمال» کاملاً معقول و فاقد اشکال فنی است. ایشان با استفاده از مبانی خاص خود در باب اعتباریات، ثابت می‌کنند که اراده واضع می‌تواند به گونه‌ای باشد که یک عمل (استعمال)، همزمان هم کارکردِ «انتقال معنا» را داشته باشد و هم کارکردِ «جعل قانون و علقه دائمی» را؛ و این ناشی از سعه‌ی عالم اعتبار است که در آن، ایجادِ لازم می‌تواند به منزله ایجادِ ملزوم باشد.

 

logo