1404/08/10
بسم الله الرحمن الرحیم
بررسی حقیقت وضع/كيفية استعمال المجازي /المقدمة
موضوع: المقدمة/كيفية استعمال المجازي /بررسی حقیقت وضع
بررسی حقیقت «وضع» و تفاوت آن با «استعمال» از منظر مرحوم اصفهانی
حقیقت وضع؛ امری اعتباری و مباشری
در حاشیه شماره ۴۰ (صفحه ۸۵)، مرحوم اصفهانی به تبیین حقیقت «وضع» میپردازد. بر اساس دیدگاه ایشان، وضع یک امر اعتباری است که واضع در نفس خود، پیوند و ارتباطی میان لفظ و معنا برقرار میکند. این فعل، امری «قائم به مُعتبِر» و از سنخ امور مباشری است، نه امور تصویبی (انشائی).
• امور تصویبی (انشائی): افعالی هستند که نیازمند سبب و مسبباند و مستقیماً از فاعل صادر نمیشوند (مقدور بالواسطهاند). مانند عقود و ایقاعات (بیع، اجاره، طلاق) که نقل و انتقال در آنها بهواسطه صیغهای چون «بِعتُ» محقق میشود.
• امور مباشری: افعالی هستند که صدورشان از فاعل بیواسطه و مستقیم است (مقدور بلاواسطهاند)؛ مانند نوشیدن آب (حتی اگر با ابزار لیوان باشد).
بنابراین، مرحوم اصفهانی وضع را از سنخ انشائیاتِ سبب و مسببدار خارج دانسته و آن را امری مباشری میداند که بالمباشره از واضع محقق میشود. این تفکیک میان افعال تصویبی و مباشری مورد تأیید علمایی چون مرحوم خویی و مرحوم حکیم نیز قرار گرفته است.
دیدگاههای مختلف در تفسیر حقیقت وضع و «علقه وضعیه»
در مباحث اصولی، برای تبیین حقیقت ارتباط لفظ و معنا (علقه وضعیه) نظرات مختلفی مطرح شده است:
• نظریه تعهد (مرحوم خویی): وضع، تعهد و التزام نفسانیِ واضع است که هرگاه اراده تفهیم معنایی را داشت، فلان لفظ را بیاورد.
• نظریه اعتبار ملازمه: وضع، اعتبارِ تلازم میان لفظ و معنا در نفس واضع است.
• نظریه نصب نشانه (تعهد اعتباری): وضع یعنی قرار دادن اعتباری لفظ بر روی معنا؛ شبیه به نصب علائم راهنمایی در جادهها، با این تفاوت که در وضع، این نشانهگذاری کاملاً در عالم اعتبار رخ میدهد.
نتیجهگیری بخش اول: از منظر مرحوم اصفهانی، وضع صرفاً یک نحوه اعتبارِ قائِم به نفسِ معتبر و امری مباشری است که نیازی به اسباب خارجی یا ایجاب و قبول ندارد.
بررسی جایگاه «حکایت» در استعمال و وضع (حاشیه ۴۱)
مرحوم اصفهانی در حاشیه ۴۱ به مقایسه تفاوت نگاه به عنصر «حکایت» (دلالت و کاشفیت لفظ) در دو مقامِ استعمال و وضع میپردازد:
• در مقام استعمال:
• نوع نگاه (لحاظ): نگاه به لفظ و حکایت آن، نگاهی آلی (ابزاری) و تبعی است. مقصود استقلالیِ گوینده، رسیدن به خود «معنا» است و لفظ تنها آینهای (ما بهِ یُنظَر) برای دیدن معناست.
• وضعیت تحقق: حکایت در استعمال، امری بالفعل است؛ یعنی لفظ در همان لحظه در حال کشف معناست.
• در مقام وضع:
• نوع نگاه (لحاظ): نگاه واضع به حکایت و رابطه لفظ و معنا، نگاهی استقلالی است. در اینجا خودِ ایجاد این رابطه، مقصود اصلی است.
• وضعیت تحقق: حکایت در وضع، امری بالقوه است؛ یعنی واضع قانونی وضع میکند تا در آینده لفظ حاکی از معنا باشد (جعلِ قانون دلالت).
حل شبهه تناقض در نظریه «وضع بهواسطه استعمال»
برخی این اشکال را مطرح کردهاند که اگر بخواهیم قانونی به نام «وضع بهواسطه استعمال» (تعیین وضع در ضمن استفاده از کلمه) داشته باشیم، دچار تناقض میشویم؛ زیرا در یک لحظه باید نگاه به حکایت هم آلی باشد (به خاطر استعمال) و هم استقلالی (به خاطر وضع)، و همچنین حکایت هم بالفعل باشد و هم بالقوه.
مرحوم اصفهانی برای حل این تناقض از قاعده «ملازمه بین لازم و ملزوم در امور اعتباری» استفاده میکند:
• در امور تکوینی (مثل آتش و حرارت)، جعل علت (آتش) باعث جعل معلول (حرارت) میشود، اما برعکسِ آن ممکن نیست.
• اما در امور اعتباری، جعلِ لازم با جعلِ ملزوم تفاوتی ندارد و میتوان رابطه را از هر دو طرف اعتبار کرد.
در بحث وضع، «حکایت و دلالت» لازمهی وضع است. واضع میتواند به جای جعل ملزوم (قرار دادن لفظ برای معنا)، خودِ لازم یعنی «کاشفیت بالفعل» را جعل کند. او اعتبار میکند که این لفظ بنفسه دال بر معنا باشد.
با این تحلیل، در مقام استعمالِ وضعی، شخص در حال استعمال است (نگاه آلی و حکایت بالفعل)، اما از آنجا که در حال قانونگذاری است، همین استعمال حیثیت وضعی پیدا میکند و نگاه به نفس این دلالت، استقلالی و قانونگذارانه لحاظ میشود؛ لذا تناقضی در کار نخواهد بود.