1404/08/07
بسم الله الرحمن الرحیم
وضع لفظ با استعمال/كيفية استعمال المجازي /المقدمة
موضوع: المقدمة/كيفية استعمال المجازي /وضع لفظ با استعمال
در این جلسه استاد ادامه بحث پیرامون این سؤال را مطرح میکند که:
آیا شارع مقدّس در الفاظی مانند«صلاة، صوم، حج، زکات، خمس، طهارت، نجاست» میتواند صرفاً با استعمال لفظ در یک معنای جدید، همان معنا را برای لفظ وضع کند؟
به تعبیر دیگر: آیا «وضع تعیینی» میتواند به نفس یک استعمال تحقق پیدا کند؟
آیا استعمال شرعی الفاظ عبادات و معاملات در معانی جدید، وضع تعیینی شرعی است؟
اگر چنین است،آیا این نوع وضع دچار محذور ثبوتی اجتماع لحاظین میشود یا نه؟
اگر اجتماع لحاظین لازم بیاید، این محذور چیست؟آیا قابل حل است؟
پس از حلّ مبنایی اشکال، از مقام اثبات چه دلیلی داریم بر اینکه شارع واقعاً این الفاظ را برای معانی جدید وضع کرده است؟نقش تبادر، عدم وجود علائق مجاز و عدم امکان حمل بر مجاز در این تحلیل چیست؟
استاد توضیح میدهد که در جلسات پیشین تقریباً همه این مراحل اجمالاً بررسی شده و امروز تحلیل ادامه مییابد.
دیدگاه مرحوم آخوند: امکان وضع به نفس استعمال
مرحوم آخوند خراسانی اصل اشکال ثبوتی را نمیپذیرد و معتقد است: امکان وضع تعیینی با یک استعمال
به نظر آخوند:
ممکن است شارع لفظی را در یک معنای جدید استعمال کند،و همین استعمال به گونهای واقع شود که خود لفظ بدون کمک قرینه دلالت بر این معنای جدید پیدا کند،و این همان وضع تعیینی به نفس استعمال است.
دلیل آخوند: تبادر معانی شرعی
آخوند میفرماید:معانی شرعی مانند نماز، روزه، طهارت، زکات و … امروزه در عرف متشرعه تبادر دارند.تبادر علامت حقیقت است.بنابراین این معانی برای این الفاظ حقیقت شرعی شدهاند.
نتیجه:پس شارع این الفاظ را به نفس استعمال در این معانی برای آنها وضع کرده است.
مؤید آخوند: نفی مجاز بودن استعمالات شرعی
اگر استعمال شرعی مجازی بود باید یکی از علائق (بیش از ۲۰ علاقه معروف بلاغی) موجود باشد.
آخوند بیان میکند:در الفاظی مثل «صلاة»، اگر معنای لغوی «دعا» باشد، بین دعا و مجموع اعمال نماز هیچ علاقه معتبر بلاغی وجود ندارد.
رابطه جزء و کل نیز قابل تطبیق نیست؛ زیرا دعا جزء اصلی و رئیسی تمام مجموعه نیست تا مانند «رقبة» در عبد، نام جزء بر کل حمل شود.
نتیجه مؤید:استعمال شرعی الفاظ عبادات مجاز نیست.بنابراین حقیقی است.و چون حقیقت جدید است، باید وضع شرعی رخ داده باشد.و با توجه به اینکه وضع مستقلی از شارع نقل نشده، این وضع به نفس استعمال تحقق یافته است.
اشکال مرحوم نائینی: محذور ثبوتی اجتماع لحاظین
مرحوم نائینی معتقد است:استعمال چه لحاظی میخواهد؟در استعمال، نگاهِ گوینده به لفظ طریقی و آلی است:لفظ را فقط به عنوان «آینه معنا» میبیند.لفظ اصالت ندارد؛ مقصود معناست.
وضع چه لحاظی میخواهد؟
در وضع، نگاه واضع به لفظ استقلالی و موضوعلهساز است: باید به خود لفظ توجه استقلالی داشته باشد.لفظ به عنوان یک «علامت» تعیین میشود.
محذور اجتماع لحاظین
اگر بخواهیم وضع را در همان استعمال واحد تحقق دهیم:لازم میآید به یک لفظ در یک آن هم نگاه استقلالی (برای وضع) داشته باشیم هم نگاه آلی (برای استعمال).و این محال است.
پس: وضع به نفس استعمال ممتنع ثبوتاً است.
پاسخها به اشکال نائینی و مواضع علما
استاد اشاره میکند که بسیاری از بزرگان برای حل این محذور تلاش کردهاند:
مرحوم آیتالله حکیم، مرحوم آیتالله خویی، مرحوم آیتالله اصفهانی، مرحوم عراقیو دیگران.
پیشتر پاسخهای حکیم و خویی بررسی شده است.
راهحل مرحوم اصفهانی: تفکیک مقام لازم و ملزوم
اکنون استاد وارد بیان راهحل ابداعی محقق اصفهانی میشود:
تحلیل اصفهانی
در نظر ایشان:استعمال لازم وضع است.وضع ملزوم استعمال است.این دو در یک مرحله واحد تحقق نمییابند.
دو نوع لحاظ
لحاظ استقلالی مربوط به مقام جعل «ملزوم» (یعنی وضع)
لحاظ آلی و فنایی:مربوط به مقام جعل «لازم» (یعنی استعمال)
با این تفکیک:استعمال در مقام خودش فقط آلی است.وضع در مقام خودش فقط استقلالی است.در یک موطن جمع نشدهاند تا اجتماع لحاظین رخ دهد.استاد اشاره میکند که این پاسخ در حاشیه کفایه (احتمالاً ص40 یا 41) آمده و بعداً نقد خواهد شد.