1404/08/06
بسم الله الرحمن الرحیم
وضع لفظ با استعمال/كيفية استعمال المجازي /المقدمة
موضوع: المقدمة/كيفية استعمال المجازي /وضع لفظ با استعمال
بررسی اشکال «اجتماع لحاظین» در نظریه «وضع تأییدی به استعمال» و تحلیل راهحلهای مختلف
اشکال «اجتماع لحاظین»
مرحوم نائینی در فوائد و محاضرات میگوید:
اگر وضع به استعمال متوقف بر دو امر باشد:
1. نیازمند بودن وضع به ابراز و اظهار خارجی؛
2. مشروط بودن استعمال به اینکه نگاه ما به لفظ طریقی و آلی باشد،
در این صورت، اشکال «اجتماع لحاظین» پیش میآید. چون:در مرحله وضع باید به لفظ نگاه استقلالی داشته باشیم؛در مرحله استعمال همان لفظ نگاه باید آلی و فانی در معنا باشد؛و اگر این دو نگاه در «یک استعمال واحد» جمع شوند، تناقض و اجتماع لحاظین رخ میدهد.پس اگر وضع وابسته به اظهار و استعمال وابسته به نگاه آلی باشد، وضع تأییدی به استعمال محال خواهد شد.
پاسخ مرحوم نائینی: مبنای «تعهد» و رفع نیاز به ابراز
مرحوم نائینی دو شرط فوق را رد میکند:
الف) وضع نیازی به ابراز خارجی ندارد
بر مبنای «تعهد» حقیقت وضع یک التزام نفسانی است، نه یک قرارداد ابرازی بیرونی.یعنی واضع در نفس خود ملتزم میشود که هنگام افاده معنای X، لفظ Y را به کار ببرد.پس «ابراز» مرحلهای متأخر از خود وضع است، نه مقوّم آن.
ب) استعمال مشروط به نگاه طریقی نیست
در استعمال، لزوماً نگاه ما به لفظ آلی نیست. بلکه: مستعمِل به لفظ نگاه استقلالی هم دارد؛زیرا باید الفاظ مناسب، صحیح و رسایی را انتخاب کند؛ و فقط نسبت به «معنا» نگاه فنایی دارد، نه نسبت به خود لفظ.
نتیجه:وقتی نه وضع متوقف بر ابراز است و نه استعمال متوقف بر نگاه آلی، اساساً موردی برای اجتماع لحاظین باقی نمیماند.
راهحل «حقایق الأصول»: وضع اعتباری شبیه «نصب تابلو»
صاحب حقایق الأصول راهحلی دیگر پیشنهاد میکند:
الف) وضع «اعتبار» است، نه قراردادی لفظمحور
در مرحله وضع، لفظ هیچ نقشی ندارد.وضع یعنی:اعتبار کردنِ «این لفظ برای آن معنا»مانند نصب تابلوهای راهنمایی که نشانهها بر مکانها نصب میشود.
در این دیدگاه:
وضع یک عمل نفسانی اعتباری است. لفظ در این مرحله ابداً «ملحوظ استقلالی» نیست پس تعدد لحاظی در کار نیست.
ب) نقد مقدمه دوم (نگاه استقلالی در استعمال)
صاحب حقایق الأصول میگوید:در استعمال، نگاه استقلالی به لفظ لازم نیست. این ادعا در محاضرات مطرح شده، نه در حقایق الأصول.بنابراین:
• مقدمه اول (نیاز وضع به ابراز) باطل شد
• مقدمه دوم (استقلالی بودن نگاه به لفظ در استعمال) نیز ناتمام است
و اشکال اجتماع لحاظین خودبهخود رفع میشود.
تنظیر بحث به «فسخ فعلی» در عقود خیاری
در فقه، مسئلهای مشابه مطرح است:صاحب خیار بدون انشاء لفظی، با یک تصرف مالکانه عقد را فسخ میکند.
مثال:عبد را به بیع خیاری فروخته، سپس بدون انشاء لفظی، او را به دیگری میفروشد. آیا این تصرف جدید: فسخ بیع اول است؟یا تصرف مالکانه پس از فسخ؟و آیا این اجتماع دو لحاظ نیست؟
دیدگاه آیتالله حکیم در حقایق الأصول:
فسخ به عمل خارجی نیست، بلکه:«الأمر الإنشائی» یعنی التزام نفسانی به انحلال. فعل خارجی فقط کاشف از این التزام است
پس:فسخ با «نیت» تحقق مییابد. تصرف خارجی بعد از فسخ است. و اجتماع لحاظین پیش نمیآید
دو اشکال مهم بر دیدگاه آیتالله حکیم
اشکال نخست:
در باب انشائیات، برخلاف وضع، ابراز خارجی شرط است.نمیتوان التزام نفسانی را جایگزین انشاء دانست.
اشکال دوم:
قاعده «لا یجوز التصرّف إلا فی ملک» میگوید: تا ملکیت محقق نشود، تصرف صحیح نیست تصرف کاشف از ملکیت است، نه مؤثر در آنپس نمیتوان گفت تصرف هم فسخ است و هم موقوف بر فسخ.
دیدگاه محقق اصفهانی (مرحوم آقا ضیاء): راهحلی دقیقتر
مرحوم اصفهانی در نهایة الدرایة و الأصول على نهج الحدیث راه دیگری پیشنهاد میکند:
ایده اصلی:استعمال، لازمِ وضع است. وضع، «ملزوم» استعمال است
پس دو نوع لحاظ داریم: لحاظ در مقام جعل لازم (استعمال)نگاه به لفظ «طریقی و فنایی» است. لحاظ در مقام جعل ملزوم (وضع)نگاه به لفظ «استقلالی» است
اما نکته:
این دو لحاظ در «یک مرحله» نیستند، بلکه: یکی در «مقام لازم» دیگری در «مقام ملزوم» و چون این دو مقام متفاوتاند، اجتماع لحاظین در یک موطن رخ نمیدهد.
نتیجه مهم نظریه اصفهانی: وضع به استعمال ممکن است. بدون وقوع اجتماع لحاظین. زیرا هر لحاظ در مقامی مستقل تحقق مییابد