« فهرست دروس
درس خارج اصول استاد رجب علی مقیسه

1404/08/04

بسم الله الرحمن الرحیم

وضع با استعمال/كيفية استعمال المجازي /المقدمة

 

موضوع: المقدمة/كيفية استعمال المجازي /وضع با استعمال

 

بررسی اشکال «اجتماع لحاظین» در نظریه «وضع به استعمال» و ارائه‌ی راه‌حل‌های مختلف برای رفع این محذور

اشکال «اجتماع لحاظین»

در کتاب‌های محاضرات جلد اول مطرح شده که:

اگر «وضع به استعمال» متوقف بر ابراز و اظهار لفظ باشد،و اگر «استعمال» نیز مبتنی بر نظر آلی و طریقی به لفظ باشد،در یک لحظه باید:

     لفظ را به نحو استقلالی در نظر بگیریم (برای وضع)،

     و همزمان به نحو آلی (برای استعمال).

این جمع دو لحاظ متضاد در یک آن، محال و مصداق «اجتماع لحاظین» است.

راه‌حل اول: دیدگاه مرحوم نائینی

مرحوم نائینی می‌فرمایند:

الف) ردّ دو شرط

دو شرط فوق را اساساً نمی‌پذیرند:وضع را محتاج ابراز لفظی نمی‌دانند.استعمال را نیز مقید به نگاه آلی نمی‌دانند؛بلکه ممکن است نظر استقلالی کافی باشد.

ب) پذیرش مبنای «تعهد»

اگر وضع را به معنای تعهد و التزام نفسانی بدانیم:وضع در مرحله‌ی نفس صورت می‌گیرد.لفظ در رتبه‌ی وضع اصلاً دخالتی نداردپس تنافی بین دو نگاه مستقل و آلی در زمان واحد پیش نمی‌آید.

راه‌حل دوم: دیدگاه «حقایق الاصول»

در حقایق الاصول تنها بر یک محور تکیه شده:

الف) تفسیر وضع بر مبنای «تعهد» یا «اعتبار»

در این مبانی، وضع یک نصب و اعتبار است و لفظ نقشی در مرحله‌ی ایجاد وضع ندارد.

ب) تنظیر به تابلوهای راهنمایی

مثل نصب تابلو:معنا به تابلو نصب می‌شود، اما خود تابلو در لحظه‌ی نصب، موضوعِ لحاظ استقلالی قرار نمی‌گیرد.

نتیجه: اشکال اجتماع لحاظین، از اساس وارد نیست.

تنظیر اصولی: «فسخ به فعل» در عقود خیاری

همین اشکال در باب فسخ نیز دیده می‌شود:

صورت مسئله

اگر صاحبِ خیار بدون انشای لفظی، با یک فعل جدید مالکانه (مثلاً فروش دوباره‌ی کالا) بخواهد فسخ کند، گفته می‌شود:فعل جدید خودش فسخ است،ولی برای تحقق فسخ باید مالک باشد،و مالکیت هم فقط پس از فسخ حاصل می‌شود.این دور، همان اشکال لحاظین را تداعی می‌کند.

پاسخ آیت‌الله حکیم

ایشان می‌فرمایند:آنچه فسخ را محقق می‌کند، تصرف خارجی نیست؛بلکه التزام نفسانی ذوالخیار است.پس در رتبه‌ی قبل، بیع قبلی با همین التزام منفسخ می‌شود.سپس تصرف مالکانه صورت می‌گیرد.بنابراین دور یا اجتماع لحاظین رخ نمی‌دهد.

نقد بر دیدگاه آقای حکیم

دو اشکال مهم مطرح می‌شود:

۱) مغایرت با ارتکاز انشائی

در باب انشاء (مثل فسخ)، برخلاف باب وضع، ابراز خارجی نقش اصلی را دارد.انشای صرفِ نفسانی بدون ابراز، تحقق خارجی ندارد.

۲) ناسازگاری با دلیل «لا یجوز التصرف إلا فی ملک»

این دلیل فقهی می‌گوید:تصرف مالکانه فقط در ملک جایز است.پس باید اول ملکیت ایجاد شود،و اگر تحقق ملکیت صرفاً با التزام نفسانی باشد، دلیل مزبور بی‌معنا می‌شود.

 

logo