1404/07/19
بسم الله الرحمن الرحیم
اعراض و عدم اعراض/كيفية استعمال المجازي /المقدمة
موضوع: المقدمة/كيفية استعمال المجازي /اعراض و عدم اعراض
اعراض و عدم اعراض
بحث ما در علائم تشخیص معنای حقیقی از معنای مجازی بود.
آخرین علامتی که مورد بحث و تفاسیر مختلفی از بزرگان علم اصول دربارهاش مطرح شده، بحث اعراض و عدم اعراض است.اعراض به معنای تکرر استعمال یا تکررِ تطبیقِ یک معنای کلی بر مصادیق مختلف است؛مثل اینکه معنای کلی و مفهوم «انسان» را بارها و به دفعات بر مصادیق گوناگون تطبیق دهیم:زید در حال ایستادن، در حال نشستن، در حال مطالعه یا در هر حالت دیگر.همچنین همین معنا دربارهی «عمر» یا «بکر» و دیگر افراد نیز صادق است.
در اینجا، این تکررِ تطبیق وقتی رخ میدهد که به لحاظ خصوصیات فردی (زید، بکر، عمرو، اسد و…) نباشد؛
یعنی خصوصیات فردیه نقشی ندارد.از سوی دیگر، هیچ یک از علائقِ مجازی (تشبیه، سببیت، کلّیت و…) نیز در صحت تطبیق نقش ایفا نمیکند. بنابر این توضیح،تکررِ تطبیق و استعمالِ یک معنا بر مصادیق مختلف بدونِ علاقه و بدون لحاظِ خصوصیاتِ فردیه،میشود علامتِ حقیقی بودنِ لفظ.یعنی وقتی لفظ «انسان» مکرراً بر مصادیق گوناگون مثل زید و بکر و عمرو به کار میرود و آن معنا — که یک معنای کلی است — در همهی این موارد صادق است،و در این میان، نه خصوصیاتِ فردی و نه علائقِ مجازی نقشی ندارد،این خود علامت وضعِ لفظِ انسان برای آن معناست که بر آن استعمال شده است و تطبیق داده میشود.
اما اگر دیدیم این تطبیقات بر اساس علائق انجام میگیرد،یعنی هر بار در تطبیق، نوعی علاقهی تشبیه، سببیت یا غیره لحاظ میشود،این استعمال میشود معنای مجازی.پس: اگر تطبیقات را منهای علاقه در نظر بگیریم معنای حقیقی حاصل میشود. اگر تطبیقات را همراهِ علاقه لحاظ کنیم → معنای مجازی خواهد بود.
در همینجا استاد میفرمایند:حضور یا عدم حضورِ علاقه در معنای حقیقی و مجازی نقش دارد.کسانی که اعراض را جزء علائم میدانند، چنین بیان میکنند:
میگویند معنایی کلی اگر به حسب مقامات مختلف صحتِ استعمال و صحتِ تطبیق داشت،به شرطی که این صحت استعمال هیچ پیششرطی نداشته باشد،چنین استعمالی علامت حقیقت است.اما در استعمالِ مجازی، تطبیق فقط در بعضی از مقامات صحیح است و آن هم با یک پیششرط.
مثال این معنا چنین است:لفظ «أسد» برای حیوانِ مفترس در همهی مقامات صحتِ استعمال دارد:چه حیوان بیدار باشد چه خواب، چه در حال حمله باشد چه آرام راه برود؛در همهی این حالات، استعمال لفظ «اسد» برای حیوان مفترس صحیح است.
پس استعمال حقیقی عبارت است از «تطبیق در همهی مقامات بدون هیچ پیششرطی.»اما در مورد «رجل شجاع» (انسان شجاع):اگر به او بگوییم «یا أسد»، این صحیح است فقط در مقام حمله و شجاعت.ولی اگر در غیر آن مقام بگوییم مثلاً:«یا أسد کُل طعامک» یعنی (ای شیر، غذایت را بخور)، این صحیح نیست.چرا؟ چون مقام، مقامِ حمله نیست و استعمال با یک پیششرطِ ذهنی (ادعا یا تنزیل) معنا پیدا میکند.پس استعمال مجازی همواره با پیششرطی پیشینی همراه است.یعنی ما باید پیش از استعمال، در ذهن نوعی ادعا و تنزیل انجام دهیم که مثلاً:«زید همان اسد (حیوان مفترس) است»،آنگاه بگوییم: «یا أسد!»
نتیجه:
• در معنای حقیقی، «ادعا و تنزیل» شرط نیست.
• در معنای مجازی، «ادعا و تنزیل» شرط صحت استعمال است.
استاد سپس میفرماید:ما مانند مشهور قائل نیستیم که در مجاز، مستعملفیه «رجل شجاع» است.بلکه مستعملفیه همان أسد است به معنای حیوان مفترس؛فقط حیوان مفترس در نظر ما تنزیلاً و ادعاءً بر زید منطبق میشود.
به تعبیر دیگر:از نظر ایشان، اعراض (تکرر استعمال) یعنی:کثرتِ تطبیقِ یک معنا بر مصادیق گوناگون به حسبِ همهی مقامات بدون نیاز به پیششرط (تنزیل یا ادعا)؛و در مقابل، عدم اعراض (کمیِ استعمال) در بعض مقامات و با پیششرط نشانهی استعمال مجازی است. در نتیجه:اعراض و عدم اعراضهر دو به نوعی علامت حقیقت و مجاز به شمار میآیند:
• اعراض (تکرر تطبیق در همه مقامات بدون پیششرط) علامت حقیقت.
• عدم اعراض (تکرر محدود همراه پیششرط) علامت مجاز.
جمعبندی:
این علامت نیز مانند علائم پیشین (تبادر، صحت حمل، عدم صحت سلب)علامت ذاتی و یقینی نیست.چون کشف آن مبتنی بر سیرهی عقلاء و نه بر برهان ذاتی است.با این حال، چون «بناء عقلاء» و عدم ردع شارع در این باب وجود دارد،ما این علامت را نیز علامت معتبر عقلایی و شرعی میدانیم.یعنی کاشفیت دارد، ولی کاشفیتش ذاتی و تکوینی نیست؛بلکه کاشفیتِ عقلایی و امضاییِ شرع است.
« چون وقت تمام شد،فردا میخواهیم ببینیم آیا میتوان از اعراض و عدم اعراض در روایات با توجه به آسیبهای تحلیلی روایات از ناحیهی مخالفین ولایت،یا تصرفهایی که توسط بعضی از خوارج در ترتیب نقلها انجام گرفته بهرهی عملی گرفت یا خیر.و اگر بشود، میزان بهرهمندی ما از این علامت در فهم نصوص چقدر است.»