1404/07/16
بسم الله الرحمن الرحیم
شیوع استعمال/كيفية استعمال المجازي /المقدمة
موضوع: المقدمة/كيفية استعمال المجازي /شیوع استعمال
شیوع استعمال؛ مرور مباحث جلسه قبل
مبنای مرحوم اصفهانی و بروجردی
بحث ما در این بود که مرحوم اصفهانی و مرحوم آیتالله العظمی بروجردی هر دوی این بزرگواران از اطراد به عنوان نشانه و علامت حقیقت تفسیری داشتند.
تفسیر این دو بزرگوار از اضطراد به معنای تکرّر استعمال با قید اینکه این تکرر استعمال در موارد بسیاری بدون پشتوانهی قرینه باشد، این علامت حقیقت است.و اگر شیوع استعمال به لحاظ قرینه باشد، اضطراد بهلحاظ قرینه باشد، این علامت مجاز است.
یا به تعبیر مرحوم آیتالله العظمی بروجردی، اگر استعمال در تمام مقامات و لحظات و مراکز باشد، علامت حقیقت است، ولی اگر به بعضی از مراتب اختصاص دارد، نشانهی مجاز است.
مثلاً لفظ اسد در حیوان مفترس در تمامش صحت استعمال دارد، ولی در رجل شجاع، آن صحت استعمالش به آن لحظه و به آن حالتی اختصاص دارد که زید شجاع در حالت هجوم به دشمن باشد.
اشکالات
یک اشکال بر کلام محقق اصفهانی وارد کردیم در درس گذشته.گفتیم این معیار شما در مجاز مشهور نقض میشود.
مجاز مشهور عبارت است از آن لفظی که در معنای مجازی آنقدر استعمال شده که هر وقت بدون قرینه لفظ استعمال میشود، همان معنای مجازیاش به ذهن میآید.معنای مجازی به ذهن انسباق پیدا میکند.
لفظ مثلاً نسبت به غسل و وضو و تیمم — این سه معنا — معنای مجازی طهارت است.
طهارت حقیقی به معنای پاکی در برابر آلودگی است، ولی معنای مجازیش نهایت در غسل و وضو است.
این لفظ در معنای مجازی با اینکه معنای مجازیش تکرر استعمال دارد بدون قرینه، بدون قرینه این معنا میآید، تکرر دارد، شیوع استعمال دارد، در حالی که مستعملفیه معنای مجازی است.
بیان شما که مرحوم اصفهانی هستید، اینجا منقوض است و مورد اشکال.
همینطور تفسیر شما از معنای مشهور در باب استعمال مجازی بالجمله مقبول است، و مبنای مشهور این است که محدودهی استعمالات در علاقهی مجاز خلاصه میشود. گفتیم بعضیها استعمالات مجازی را به بیست موردی که طبق گفتهی صاحب حاشیه در هدایة المسترشدین ذکر شده، محدود میدانند.
یعنی بیست نوع علاقهی مجازی وجود دارد:علاقهی سببیت، مسبّبیت، کلیت، جزئیت، لازمیه، ملزومیّه، ابزاریت، و مانند آن.اگر کسی مجاز را از حیث صحت استعمال به همین موارد منحصر کرد، فرمایش شما (مرحوم اصفهانی) بالجمله مقبول است؛که بگوییم اگر تکرر استعمال بدون علاقه بود نشانهی حقیقت، و با لحاظ قرینه نشانهی مجاز است.
اما اگر کسی معیاری دیگر انتخاب کند برای تفکیک بین استعمال حقیقی و مجازی، مثل معیار مرحوم آخوند که قرینه را معیار ندانستند، بلکه معیار را ذوق سلیم و طبع صحیح دانستند، آنگاه دیگر این معیار شما کاربرد ندارد.
بر مرحوم آیتالله بروجردی علاوه بر اشکالی که بر مرحوم اصفهانی وارد است، اشکال دیگری هم متوجه میشود، و آن اینکه:
عدم اضطراد در استعمالات مجازی، همانطور که میتواند ناشی از خود معنای مجازی باشد، ممکن است ناشی از قید واضع باشد.مثلاً واضع کلمهی اسد را چنین وضع کرده باشد که در معانی مجازی فقط در حالت خاصی (مثلاً حالت هجوم) استعمال شود.پس اگر خود واضع معنا را مقیّد کرد، این محدودیت محصول کار واضع است، نه نشانهی مجاز بودن.در این صورت «عدم اضطراد» به واضع برمیگردد، نه به ماهیت استعمال.بنابراین، اطراد و عدم اطراد با این تفسیر هم مورد خدشه است.
حاصل بحث: با توجه به ایرادهایی که بر اضطراد به تفسیرهای مختلفش وارد شد، تنها علامت قطعی برای معنای حقیقی و تمایز آن از معنای مجازی، تبادر عرفی است.
به چه دلیل؟ به دلیل بنای عقلاء، که پشتوانهی این بنای عقلاء، امضاء و امضای شارع است.
دیگر علائمی مثل صحت استعمال یا اطراد، در واقع علامت حقیقت نیستند؛
اما ممکن است علامتِ علامت باشند، یعنی نشانهای از تبادر باشند، نه مستقلاً علامت حقیقت.
نکتهی پایانی در بحث علائم:
گاهی لفظی داریم که معنای حقیقی و معنای مجازیش هر دو روشن است، مثلاً در یک دلیل شرعی، یا وصیتنامه، یا اقرارنامه، یا استفتاء میآید، ولی نمیدانیم کدام معنا مراد است.
در چنین حالتی سؤال مطرح میشود که:
آیا میتوان به اصالةالحقیقه (اصل حمل بر معنای حقیقی) تمسک کرد یا نه؟
برای پاسخ به این سؤال، باید شعب و شاخههای مسئله را طرح کنیم تا در هر شاخه، پاسخ مناسب داده شود.
آنچه گفتیم علائم حقیقت و مجاز بهطور کلی نشانههای مستقلی نیستند، ولی میتوانند نشانهی تبادر باشند؛ یعنی علامتِ علامت.در پایان بحث، مسئلهای کاربردی باقی میماند: در جایی که معنای حقیقی و مجازیِ لفظ شناخته شده، اما در مقام استعمال شرعی یا حقوقی (مثل وصیت، اقرار، یا روایت) تردید داریم که کدام معنا مراد است،
آیا مجاز جایز است و یا باید اصل را بر حقیقت بگذاریم؟پاسخ این پرسش منوط به بررسی فروض مختلف آن است و در جلسات آینده بدان پرداخته میشود.