1404/07/13
بسم الله الرحمن الرحیم
اعتبار و عدم اعتبار/كيفية استعمال المجازي /المقدمة
موضوع: المقدمة/كيفية استعمال المجازي /اعتبار و عدم اعتبار
معنای اعتیار و عدم اعتیار
مراد از «اعتیار» در یک تفسیر، تکرر استعمالِ لفظ در یک معنا است، یعنی:
• اگر لفظی در معنایی مکرّراً و بدون قرینه استعمال شود، معنای لفظ در آن استعمال، موضوعله حقیقی خواهد بود.
• و اگر استعمالِ لفظ در معنایی فقط با قرینه واقع شود و به دفعات بدون قرینه استعمال نشود، این ملاکِ مجازی بودن معناست.
پس، در این تفسیرِ ابتدایی، «اعتیار» یعنی تکرر استعمال لفظ در معنا، و «عدم اعتیار» یعنی عدم تکرر آن.
دیدگاه مرحوم آقا ضیاءالدین اصفهانی در نهایة الدرایة،
جلد اول، حاشیه سیونهم (صفحه ۸۴)
مرحوم اصفهانی این تفسیر را ردّ کرده و تبیین جدیدی ارائه میدهد:
بخش اول: نفی تفسیرِ اعتیار به معنای تکرر استعمال
ایشان بیان میکند که مقصود از اعتیار، «تکرر استعمال لفظ در معنا» نیست و این معنا را از دو جهت نقد و ابطال میکند:
1. اشکال اول:
اگر استعمالِ لفظ در معنایی یکبار صحیح باشد، در دفعات بعد نیز به طریق صحیح واقع میشود.
بنابراین، اگر یک استعمال صحیح واقع شود، صحتِ استعمال در دفعات بعدی نیز حاصل است؛ پس تکرر استعمال نمیتواند علامتِ حقیقت باشد.
به بیان دیگر: اگر تکرر استعمال را شرط حقیقت بدانیم، لازمهاش این است که استعمالِ صحیحِ واحد نشانهی حقیقت نباشد، حال آنکه هر یک استعمال صحیح کفایت میکند.
2. اشکال دوم:
تکرر استعمال در معانی مجازی نیز واقع میشود؛ زیرا علاقهٔ وضعی (مثلاً علاقهٔ مشابهت) باعث میشود لفظ بارها در معنای مجازی استعمال گردد.
مثال: لفظ «أسد» در معنای رَجُل شجاع دربارهی افراد متعدد (ضی، عمر، بکر و دیگران) بهطور مکرر استعمال میشود و صحت دارد؛ پس تکرر استعمال اختصاصی به معنای حقیقی ندارد.
بنابراین، تفسیرِ اعتیار به معنایِ تکرر استعمال، به این دو اشکال مواجه است و اعلامیت و کاشفیت آن نسبت به معنای حقیقی مخدوش است.
بخش دوم: تفسیر ایجابی و جدید مرحوم اصفهانی
در بیان ایجابی، ایشان اعتیار را چنین تعریف میکند:
اعتیار عبارت است از “اطلاق یک لفظ بر یک فرد”، در حالیکه میدانیم این اطلاق از حیث خصوصیات فردی آن شخص نیست.
یعنی وقتی میگوییم:زیدٌ انسانٌ
لفظ «انسان» بر زید حمل میشود نه به اعتبار ویژگیهای فردی زید، چون «انسان» علم برای زید نیست، بلکه حمل از جهت ماهیت کلی انسانیت در ضمن زید است.
تحلیل فلسفی تفسیر دوم
• هنگامی که لفظ بر افراد متعدد اطلاق میشود (زید، عمرو، بکر، حیوان مفترس حاضر در قفس، حیوان مفترس در شهر دیگر)، و این اطلاق به اعتبارِ معنای کلی در ضمن افراد است، این تعددِ اطلاقات کاشف از وضع است.
یعنی تعدد اطلاق لفظ بر افراد مختلفی که جامعِ معنایی آنها یکی است، علامت آن است که لفظ برای آن معنای کلی وضع شده است.
نتیجه نهایی کلام مرحوم اصفهانی
ایشان برای صحت استعمال و اطلاق دو ریشه ممکن میبیند:
1. یا به سبب علاقه مجازیه است،
2. یا به سبب وضع حقیقی.
اگر در موردی علاقه مجازیه وجود ندارد، پس منشأ صحت استعمال و اطلاق، وضع خواهد بود.
بنابراین تعدد اطلاق لفظ بر مصادیق مختلفِ یک جامع معرفتی، علامت وضع حقیقی لفظ برای آن معنای کلی است.