1404/07/08
بسم الله الرحمن الرحیم
صحت حمل و عدم صحت سلب/كيفية استعمال المجازي /المقدمة
موضوع: المقدمة/كيفية استعمال المجازي /صحت حمل و عدم صحت سلب
صحت حمل و عدم صحت سلب
• در حمل اولی ذاتی، موضوع و محمول اتحاد حقیقی در معنا و مفهوم دارند (مثل: الانسان حیوان ناطق).
• تغایرِ لازم در حمل، تغایر اعتباری است، نه واقعی.
• در این حمل، لفظ از آن جهت که دارای معناست (لفظ بما هو فانٍ فی المعنی) با معنا متحد میشود، نه از آن حیث که صرف صوت و لفظ است.
از این اتحاد و عدم صحت سلب، نتیجه گرفته میشود که معنای مشکوکْ (مثل حیوان ناطق) همان موضوعله لفظ است.
اشکال اصلی: تفکیک دو ساحتِ معنا و لفظ
حمل، ناظر به اتحاد دو معناست، نه رابطهی وضع میان لفظ و معنا.یعنی:
• حمل مربوط به عالم مفاهیم است؛
• وضع و استعمال (حقیقت و مجاز) مربوط به عالم الفاظ.
شاهد عقلی:
انسانِ اخرس (لال)، که نمیتواند سخن بگوید، باز هم میتواند با اشاره و ذهن، مفهومی را بر مفهوم دیگر حمل کند و حکم به اتحاد دهد؛ در حالی که هیچ لفظی استعمال نکرده است. بنابراین، حمل بدون لفظ ممکن است، پس نمیتواند علامتی برای «حقیقت در لفظ» باشد.
استناد به «محاضرات فی اصول الفقه» آیتالله خوئی
«إنّ الحمل الذاتی لا یکشف إلاّ عن اتحاد الموضوع و المحمول ذاتاً و مغایرتهما اعتباراً، و لا نظر فی ذلک إلی حال الاستعمال.»[1] محاضرات ج1ص117
نتیجه از کلام آیتالله خوئی:
• حمل اولی ذاتی تنها دلالت بر اتحاد ذاتی دو مفهوم دارد،
• هیچ «نگاهی به حال استعمال» ندارد،
• پس دلالتی بر حقیقی یا مجازی بودن لفظ ندارد.
استعمال، اَعمّ از حقیقی و مجازی است؛ بنابراین از صرف استعمال نمیتوان حقیقت را کشف کرد.
جمعبندی و پاسخ به شبهه تبادر در ضمن حمل
ممکن است گفته شود:اگر در مقام حمل، معنای ارتکازی از لفظ بدون قرینه فهمیده شد، پس حمل کاشف از وضع است.
استاد پاسخ میدهد:
• در این حالت اگر چیزی کاشف از وضع باشد، تبادر است نه حمل.
• ما از خودِ لفظ معنا را بدون قرینه فهمیدهایم، نه از فرایند حمل.
• تبادر دلالت بر وضع دارد، حمل فقط اثبات اتحاد معنایی میکند.
نتیجه:«صحت حمل» فینفسه علامت وضع لفظ برای معنا نیست؛و «عدم صحت حمل» هم علامت مجاز بودن نیست.این دو صرفاً علامت اتحاد یا عدم اتحاد مفهومیاند.
بیان دیدگاه آخوند و نقد آن
مرحوم آخوند خراسانی در کفایه ظاهر عبارتشان به پذیرش «علامیت صحت حمل» تمایل دارد.ولی پس از تحلیل دقیق روشن میشود:
• صحت حمل فقط در سطح مفهومی علامت است.
• حجیت و علامیت آن در باب وضع و حقیقت لغوی قابل قبول نیست.
آیتالله مروج نیز به تبع همین تحلیل، توضیح میدهد که علمیت این علامت مردود است.
اطراد
اکنون از مرحلهی «صحت حمل و عدم صحت سلب» عبور کردیم و وارد علامت سوم حقیقت میشویم، یعنی اطراد و شیوع استعمال.
تعریف:
اطراد یعنی رواج و تکرار استعمال لفظ در معنایی خاص بدون قرینه در جملهها و ترکیبهای مختلف.
مثال:
• لفظ «زید» در همهی ترکیبها مثل قال زیدٌ، ضرب زیدٌ، أکل زیدٌ به همان شخص خاص دلالت دارد.
• لفظ «انسان» نیز در همهی استعمالات به همان معنای حیوان ناطق اشاره میکند.
بنابراین:اطراد و استمرار استعمالِ لفظ در معنایی واحد (بدون قرینه) یکی از علائم حقیقت است،
و قرار شد در جلسهی بعد علمیت و نقد اطراد بررسی شود.