1404/07/07
بسم الله الرحمن الرحیم
مبنای آخوند در صحت حمل و عدم صحت سلب/كيفية استعمال المجازي /المقدمة
موضوع: المقدمة/كيفية استعمال المجازي /مبنای آخوند در صحت حمل و عدم صحت سلب
یادآوری بحث گذشته
اگفتیم صحت حمل و عدم صحت سلب دو علامت برای کشف موضوعله حقیقی است.این علامت از دو جنبه بررسی میشود:
◦ جنبهی زبانی و لغوی (کشف حقیقت لفظی)
◦ جنبهی منطقی (اتحاد موضوع و محمول در معنا)
مبنای آخوند
اکنون هدف جلسه، تحلیل فنی عبارت آخوند در کفایة الأصول است تا روشن شود موضوع، محمول و مصلوب در قضایا چگونه تعیین میشوند.
عبارت مرحوم آخوند و سه نکته کلیدی در آن
« ثم إن عدم صحة سلب اللفظ ـ بمعناه المعلوم المرتكز في الذهن إجمالاً كذلك ـ عن معنى تكون علامة كونه حقيقة فيه ، كما أن صحة سلبه عنه علامة كونه مجازاً في الجملة»[1] کفایه ج1ص19
از این عبارت سه نکته استخراج میشود:
محور اول – لفظ و معنا:
آخوند میگوید «عدم صحت سلب لفظ از معنا»، و تصریح میکند مقصود لفظ با خصوصیت معنادار است، نه صوت و نه ماده لفظ. یعنی لفظی که دارای معنای مرتکز در ذهن است؛ آن معنا معلوم اجمالی ذهنی است، نه معنای دقیق مفصل.
محور دوم – قضیهی صادقه و کاذبه:
استاد توضیح میدهند برای تحلیل این علامت باید قضیههایی از نوع موجبه و سالبه تشکیل داد:
در موجبه: حیوان ناطق، انسان است.
در سالبه: حیوان ناطق، نیست انسان.
در این ساختار، باید محمول (لفظ با معنای ارتکازی) و موضوع (معنا یا مصداقِ مورد تردید) روشن شود.
محور سوم – مراد از “كذلك” و “في الجملة”:
«کذلک» اشاره به تبادر دارد: همانگونه که تبادر نشانهی حقیقت بود، عدم صحت سلب نیز چنین است.
«فی الجمله» یعنی علامیت آن مطلق نیست، بلکه در مواردی، با قرائن یا نوع قضیه متفاوت میشود.
تعیین جایگاه موضوع و محمول در قضیهی تجربی
اگر قضیه موجبه باشد، معنا میشود موضوع و لفظ معنادار میشود محمول.
مثال:
◦ موضوع: حیوان ناطق (معنای مشکوک)
◦ محمول: لفظ «انسان» (با معنای حیوان ناطق در ذهن)
پس قضیه موجبه این است:
حیوان ناطق، انسان است.
نتیجه: اگر این حمل صحیح باشد، معنای حقیقی لفظ “انسان” همان حیوان ناطق است.
• اگر قضیه سالبه باشد، ساختار برعکس است؛ ولی باز، میان لفظ و معنا رابطهی سلبی برقرار است.
حیوان ناطق نیست انسان
اگر این سلب صحیح نباشد، یعنی معنای حقیقی همان حیوان ناطق است.
مقایسه دیدگاه آخوند با میرزای عراقی و آیتالله بروجردی
استاد سپس دیدگاه میرزای عراقی و آیتالله بروجردی را مطرح میکند:
• میرزای عراقی در قضیه، موضوع و محمول را هر دو «معنا» میداند، نه لفظ و معنا.
• اما آخوند خراسانی و پس از او آقای بروجردی تصریح دارند که یکی از طرفین باید لفظ بما هو من المعنا باشد، نه نفس معنا.
نتیجهی این اختلاف:اگر هر دو طرف معنا باشند، آزمایش صحت حمل از دایرهی الفاظ خارج میشود و به عرصهی مفاهیم میرسد؛ در آن صورت علامت حقیقت لغوی نخواهد بود.
بررسی ضابطهی حمل: اتحاد و تغایر
در هر حمل، از دو جهت باید میان موضوع و محمول رابطه برقرار باشد:
جهت اتحاد:اگر اتحاد نباشد، حمل معقول نیست؛ حمل مباین بر مباین محال است.
جهت تغایر:اگر تغایر وجود نداشته باشد، حمل بیفایده است، چون حمل شیء بر خودش معنا ندارد.
نتیجه عملی: حمل باید ترکیبی از اتحاد و تغایر باشد؛ اتحاد در اصل معنا، تغایر در لحاظ و جهت.
نتیجهگیری فلسفی و اصولی
صحت حمل و عدم صحت سلب، در واقع مربوط به باب معانی و تصورات ذهنی است، نه باب الفاظ و استعمالات.بدینجهت، این علامت برای کشف حقیقت منطقی مفید است، نه برای تعیین استعمال حقیقی یا مجازی لفظ.یعنی حقیقت و مجاز از اوصاف الفاظ و مربوط به دلالتاند؛اما حمل و سلب از اوصاف معانی و مربوط به اتحاد مفهومیاند.بنابراین:صحت حمل علامت وضع حقیقی لفظ نیست، بلکه فقط نشان میدهد دو معنا متحدند.