« فهرست دروس
درس خارج اصول استاد رجب علی مقیسه

1404/07/05

بسم الله الرحمن الرحیم

صحت حمل و عدم صحت سلب/كيفية استعمال المجازي /المقدمة

 

موضوع: المقدمة/كيفية استعمال المجازي / صحت حمل و عدم صحت سلب

 

بررسی علامت دوم حقیقت – «صحت حمل و عدم صحت سلب

۱. مقدمه و یادآوری بحث قبلی (تبادر)

استاد ابتدا خلاصه‌ای از نتیجه‌ی بحث تبادر را بیان می‌کند:

     تبادر زمانی علامت حقیقت است که علم داشته باشیم معنا از ذات لفظ و بدون قرینه به ذهن متبادر شده است.

     اگر احتمال بدهیم معنا ناشی از قرینه است، اصل عدم قرینه نمی‌تواند ما را به کشف موضوع‌له برساند، چون اصل عدم قرینه اصل عقلایی است، اما عقلاء در موارد شک در منشأ معنا آن را جاری نمی‌کنند.

     در نتیجه، تبادر فقط وقتی علامت حقیقت است که علم به صدور معنا از لفظ داشته باشیم، و این علامیت قطعیه نیست بلکه به سیره‌ی عقلاء حجیت دارد.

ورود به علامت دوم حقیقت

استاد بر اساس ترتیب کتاب کفایة الأصول به علامت دوم کشف معنای حقیقی می‌پردازد، که دو عنوان دارد:

صحت حمل

اگر لفظی را بر معنایی که در موضوع‌له بودن آن شک داریم حمل کنیم و حمل نزد اهل لسان صحیح باشد، این صحت حمل علامت آن است که معنا موضوع‌له حقیقی آن لفظ است.

مثال:حیوان مفترس، اسد.

یعنی اگر جمله‌ی «الحیوان المفترس أسد» نزد اهل زبان صحیح باشد، کشف می‌کنیم که موضوع‌له اسد همان حیوان مفترس است.

عدم صحت سلب

اگر همین قضیه را به صورت منفی بگوییم و اهل زبان عدم صحت سلب را تشخیص دهند، مثلاً:

الحیوان المفترس لیس بأسد،

و ببینیم که این جمله غلط است، این عدم صحت سلب نیز علامت حقیقی بودن معناست.

پس:

     صحت حمل + عدم صحت سلب → علامت حقیقت

     عدم صحت حمل + صحت سلب → علامت مجاز

در مثال مجازی: الرجل الشجاع أسد

اهل زبان حمل را صحیح نمی‌دانند (چون زید واقعاً حیوان مفترس نیست)، ولی جمله‌ی منفی

الرجل الشجاع لیس بأسد

صحیح است؛ پس این استعمال مجازی است.

بررسی عبارت صاحب کفایه

استاد به عبارت صاحب کفایه در بحث علامت دوم اشاره می‌کند:

« ثم إن عدم صحة سلب اللفظ ـ بمعناه المعلوم المرتكز في الذهن إجمالاً كذلك ـ عن معنى تكون علامة كونه حقيقة فيه ، كما أن صحة سلبه عنه علامة كونه مجازاً في الجملة.»[1]

از این عبارت چهار نکته استخراج می‌شود:

الف) معنای «کذلک»

واژه‌ی «کذلک» اشاره به تبادر دارد؛ یعنی همان‌طور که تبادر علامت حقیقت بود، عدم صحت سلب نیز همان نقش را دارد و علامت بر حقیقت است.

ب) معنای «فی الجمله»

دو تفسیر ذکر می‌شود:

    1. اشاره به اینکه عدم صحت حمل و صحت سلب، در مجاز فی‌الجمله علامت مجازند — یعنی نه همیشه، بلکه غالباً.

    2. اشاره به تفکیک حمل اولی ذاتی و حمل شایع صناعی؛

        3. حمل اولی ذاتی مبتنی بر اتحاد ماهوی یا مفهومی است.

        4. حمل شایع صناعی بر اتحاد خارجی و وجودی مبتنی است.

بنابراین، صحت و سلب باید در نوع حمل مناسب خود سنجیده شود.

ج) اقسام حمل

استاد توضیح می‌دهد که حمل چند نوع دارد و معیار صحت حمل باید بر اساس نوع حمل (ذاتی یا صناعی) تنظیم شود تا مغالطه در فهم علامت رخ ندهد.

د) بررسی اشکال دور

همان‌طور که در تبادر مطرح شد، این سؤال هم مطرح است که:

آیا در صحت حمل و عدم صحت سلب نیز دور وجود دارد؟

یعنی برای تشخیص صحت حمل باید معنای حقیقی را بدانیم، و در عین حال می‌خواهیم همین صحت حمل را علامت حقیقت بدانیم — پس دور ایجاد می‌شود؟

استاد وعده می‌دهد در جلسه‌ی آینده این اشکال و نحوه‌ی دفع آن را با مثال توضیح دهد.

۴. جمع‌بندی موقت

     صحت حمل و عدم صحت سلب علامت دوم حقیقت‌اند.

     عدم صحت حمل و صحت سلب علامت مجازند.

     کذلک اشاره به تبادر دارد و فی‌الجمله یا تعدیل دامنه‌ی علامیت مجاز را بیان می‌کند یا تفکیک بین دو نوع حمل را.

     اشکال دور هنوز باید بررسی شود.

 


logo