1404/06/24
بسم الله الرحمن الرحیم
علامت حقیقت و مجاز/الوضع /المقدمة
موضوع: المقدمة/الوضع /علامت حقیقت و مجاز
دلالت الفاظ بر معانی، ذاتی نیست؛ بلکه اعتباری و قراردادی است.
یعنی الفاظ خود به خود معنا را نمیفهمانند، بلکه این ارتباط میان لفظ و معنا بهواسطهی وضع و قرارداد برقرار شده است.
رابطهی لفظ و معنا
اگر دلالت الفاظ ذاتی بود، هر کسی – حتی جاهل به زبان – باید معنای هر لفظ را بفهمد؛ در حالیکه چنین نیست.
پس دلالت الفاظ بر معانی، جعل و قرارداد است، نه ویژگی ذاتی.بنابراین برای کشف معنای حقیقی الفاظ،باید در علم اصول راهی برای شناخت علامات و نشانههای حقیقت و وضع جستوجو کرد.
علامت اول: تَبَادُر
مرحوم آخوند در کفایه اولین علامت را تبادر معنا از لفظ معرفی کرده است.
تبادر یعنی وقتی لفظی شنیده میشود، از میان معانی مختلفی که در ذهن انسان وجود دارد، یک معنا به ذهن سبقت بگیرد و به آن انس پیدا شود.مثلاً:
• وقتی میگوییم «سعید»، ذهن بیشتر به معنای «خوشبخت» یا «فرخنده» میرود.
• وقتی میگوییم «أثر»، ذهن به معناى «نشان» یا «علامت» منتقل میشود.
این سبقت و انس ذهنی با معنا، همان تبادر است.
تعریف دقیق تبادر
استاد بر اساس عبارت مرحوم آخوند فرمودند:تبادر یعنی انسباغ معنا از بین معانی ذهنی انسان، پس از شنیدن یک لفظ.
شرط آن:
1. این انتقال معنا باید از ذات لفظ باشد، نه از قرینهی بیرونی.
2. منشأ تبادر باید خود لفظ باشد، نه «تعیین قبلی» یا «توضیح خارجی».
اگر ذهن تنها با کمک قرینه به معنا منتقل شود، این تبادر معتبر نیست.
تقسیم تبادر
استاد ادامه دادند: تبادر دو قسم دارد:
1. تبادر کافی:که از لفظ به نحو روشن و کامل حاصل میشود و سبب کشف معنای حقیقی میگردد.
2. تبادر غیرکافی:که از لفظ، معنا بهصورت مبهم یا اجمالی درک میشود؛ چنین تبادری دلالت بر معنای حقیقی ندارد.
اگر تبادر ناقص باشد (یعنی معنا از مقدمات اجمالی به ذهن بیاید)، دیگر علامت حقیقت نیست.
مثالهای فقهی و اصولی
در مباحث فقهی مانند لفظ «عقد» در باب معاملات یا «عهد» در قرآن،ما استظهار میکنیم که این الفاظ چه معنایی دارند.در این تحلیل، تبادر میتواند در شبهات موضوعیه (مانند معنای یک عنوان در روایات یا آیات)به کار رود تا به معنای حقیقی لفظ دست یابیم.
در مقام استدلال فقهی، این بحث بسیار مهم است؛زیرا ما با بررسی تبادر در الفاظ آیات و روایات،میتوانیم حقیقت معنای الفاظ شرعی را کشف کنیم.مثلاً برای درک مفاهیمی چون «بیع»، «نکاح»، یا «رضایت» در قرآن و سنت،ابتدا باید دید نزد اهل لسان چه معنایی از این الفاظ تبادر مییابد.
نتیجهی نظری
تبادر یعنی سبقت یک معنا از میان معانی ذهنی بر اثر شنیدن لفظ،و اگر این تبادر از ذات لفظ بدون قرینه حاصل شود، علامت حقیقت و وضع است.و اگر از قرینه یا ذهنیات اجمالی نشأت بگیرد، نمیتواند حقیقت را نشان دهد.