« فهرست دروس
درس کتاب المکاسب استاد سید مهدی میرمعزی

1405/02/05

بسم الله الرحمن الرحیم

تبعّض الصفقة الناشی من تعدّد المشتری/ تبعّض الصفقة المانعة من الردّ /مسقطات الردّ فی خیار العیب خاصّةً

 

 

موضوع: مسقطات الردّ فی خیار العیب خاصّةً/ تبعّض الصفقة المانعة من الردّ /تبعّض الصفقة الناشی من تعدّد المشتری

 

متن کتاب: و أمّا الثانی (1) و هو تعدّد المشتری (2) بأن اشتریا شیئاً واحداً فظهر فیه عیبٌ، فإنّ الأقوى فیه (3) عدم جواز انفراد أحدهما (4) على المشهور كما عن جماعةٍ.

و استدلّ علیه (4) فی التذكرة و غیرها (5) بأنّ التشقیص (6) عیبٌ‌ مانعٌ من الردّ (7).

خلافاً للمحكی عن الشیخ فی باب الشركة و الإسكافی و القاضی و الحلّی (8) و صاحب البشرى (9)، فجوّزوا الافتراق (10).

و فی التذكرة: لیس عندی فیه (11) بُعدٌ؛ إذ البائع، أخرج العبد إلیهما )12) مشقّصاً، فالشركة حصلت بإیجابه (13) (14).

ای الثانی من اقسام تبعّص الصفقة علی البائع اللازم من ردّ المشتری بالعیب القدیم.

ای التبعّض الناشی من تعدّد المشتری.

در این مسأله، مرحوم مصنّف به چهار قول اشاره می نمایند: عدم جواز انفراد یکی از دو مشتری در ردّ، جواز انفراد، تفصیل بین صورت علم بائع به تعدّد مشتریین و جهل بائع و قول به جواز انفراد در صورت اوّل و عدم جواز انفراد در صورت دوّم و تفصیل بین تعدّد قبول و اتّحاد قبول و و قول به جواز انفراد در صورت اوّل و تردید میان جواز انفراد و عدم جواز انفراد در صورت دوّم.

ای عدم نفوذ انفراد احد المشتریین بردّ حصته من المعیب.

ای و غیر التذکرة و المراد منه هو المسالک.

شقص به معنای بخش و تکّه بوده و تشقیص در اینجا به معنای تکّه تکّه کردن مال بائع می باشد که از ردّ احد المشتریین لازم می آید، زیرا با ردّ احد المشتریین، بایع صرفاً مالک سهم مشتری رادّ از مبیع می گردد، نه آنکه مثل قبل از بیع، مالک کلّ مبیع باشد.

و قد تقدم ان العيب لا يفرق فيه بين ما حصل قبل الرد او ما حصل بنفس الرد.

ای ابن ادریس الحلّی.

 

صاحب بُشری، جناب جمال الدین أحمد بن موسى بن جعفر، برادر سید ابن طاوس «رحمة الله علیهما» می باشد؛

البتّه کتاب بشرای ایشان از بین رفته و به دست ما نرسیده است و این مطلب را مرحوم فاضل آبی در کشف الرموز از کتاب بشرای ایشان نقل نموده اند.

مرحوم جمال الدین احمد بن موسی بن جعفر از فقهاء عصر خود بوده و در رشته حدیث و رجال صاحب ابداع و ابتکار بودند و تقسیم معروف احادیث به «صحیح، حسن، موثّق و ضعیف» از ابتکارات ایشان بوده و توسّط شاگرد ایشان مرحوم علّامه حلّی مورد ترویج قرار گرفته و پس از ایشان تا کنون در حوزه های شیعی مورد پذیرش علماء قرار گرفته است.

در دوران حکومت مغولان بر اساس مصالحی در منصب حکومتی داخل شد و نقابت سادات علوی را پذیرفت. پذیرش این منصب و تدبیر و اقدام ایشان باعث در امان ماندن شیعیان حله از هجوم خانمان سوز مغول گردید. وی در مقام نقابت به انجام وظیفه خطیر رسیدگی به امور شیعیان حله و عراق پرداخته و خدمات ارزشمندی از خود به یادگار گذاشت و پس از ایشان نیز این مقام به برادر ایشان مرحوم سیّد بن طاووس منتقل گردید و پس از ایشان نیز سالها در خانواده علمای ابن طاووس تا چند نسل ادامه یافت.

ایشان در شهر حلّه وفات نموده و مزار ایشان در همین شهر می باشد.

ای افتراق المشتریین فی ردّ حصتهم من المعیب.

ای فی جواز افتراق المشتریین فی ردّ حصتهم من المعیب.

ای المشتریین.

ای فشرکة البائع مع المشتری المُسِک لسهمه بعد ردّ المشتری الآخر حصلت فی الأصل بایجاب البائع.

دو تقریر برای استدلال مرحوم علّامه حلّی به ذهن می رسد:

اوّل آنکه بایع این مبیع را به صورت شراکتی فروخته است و این بیع، منحلّ به دو بیع می شود: یکی بیع نصف مبیع به مشتری اوّل و دیگری بیع نصف دیگر مبیع به مشتری دوّم و لذا برای هر یک از دو مشتری در بیع مخصوص به آنها، خیار مستقلّی ثابت می گردد؛

و دوّم آنکه به هنگام ردّ یکی از دو مشتری، شرکت بائع با مشتری دیگر مباشرتاً به واسطه ردّ یکی از دو مشتری حاصل شده است، ولی تسبیباً و در اصل، نتیجه اقدام خود بایع می باشد، زیرا این بایع بوده که اقدام به ایجاد شرکت میان دو مشتری نسبت به مبیع کرده و زمینه ساز اعمال خیار یکی از دو مشتری به تنهایی و شراکت خود با مشتری دیگر بعد از اعمال خیار یکی از دو مشتری گردیده است؛ در نتیجه اگرچه شراکت مبیع با مشتری دیگر، عیب به حساب می آید، ولی مانع از ردّ نیست، چرا که قاعده اقدام، حاکم بر قاعده نفی ضرر می باشد و قاعده نفی ضرر نمی تواند مثل ضرر شرکتی را که خود بایع مسبِّب آن بوده است، نفی نماید.

 

متن کتاب: و قوّاه (1) فی الإیضاح لما تقدّم من التذكرة (2).

و ظاهر هذا الوجه (3)، اختصاص جواز التفریق (4) بصورة علم البائع بتعدّد المشتری (5) (6). و استجوده (7) فی التحریر و قوّاه (7) جامع المقاصد و صاحب المسالك.

ای و قوّی فخر المحقّقین، القول بجواز افتراق المشتریین فی ردّ حصتهم من المعیب.

ای من أنّ الشرکة حصلت بایجاب البائع، لأنّه اخرج العبد الیهما مشقّصاً.

ای هذا الوجه الذی ذکره فی التذکرة لدفع البعد عن القول بجواز التشقیص و فی الایضاح للاستدلال علیه من أنّ البائع هو الذی اخرج المبیع الی المشتریین مشقّصاً، فالشرکة حصلت بایجابه.

ای جواز انفراد احد المشتریین بردّ حصته من المبیع.

زیرا نسبت ایجاد شراکت میان دو مشتری به بایع در تعبیر «اذ البائع اخرج العبد الیهما مشقّصاً»، ظهور در علم بائع به وجود دو مشتری دارد، زیرا ظهور انتساب افعال به اشخاص در آن است که شخص، آن فعل را عامدانه و عالمانه انجام داده است و اینکه شخص، آن فعل را از روی جهالت و نادانی انجام داده باشد خلاف ظاهر از انتساب فعل به شخص می باشد.

مثال برای جهل بائع به تعدّد مشتری آن است که دو نفر، وکیل مشترک خود را برای خرید مبیع به نزد بائع بفرستند یا یکی از این دو نفر که وکیل از دیگری می باشد، با بایع معامله نماید و بایع اساساً نمی دانسته که در حال انتقال مبیع به دو فرد به صورت شراکتی می باشد تا آن را قصد نموده و بر آن اقدام کرده باشد.

ای جواز انفراد احد المشتریین بردّ حصته من المبیع اذا علم البائع بتعدّد هما و عدم جوازه اذا لم یعلم به.

logo