« فهرست دروس
درس کفایة الاصول استاد سید مهدی میرمعزی

1405/01/19

بسم الله الرحمن الرحیم

التنبیه التاسع:/تنبیهات الاستصحاب /استصحاب

 

 

موضوع: استصحاب/تنبیهات الاستصحاب /التنبیه التاسع:

 

متن کتاب: التاسع (1) أنه لا یذهب علیك‌ أن‌ عدم‌ ترتب‌ الأثر الغیر الشرعی‌ و لا الشرعی‌ بوساطة غیره (2) من العادی أو العقلی (3)‌ بالاستصحاب إنما هو بالنسبة إلى ما للمستصحب‌ واقعا، فلا یكاد یثبت به (4)‌ من آثاره (5)‌ إلا أثره (5) الشرعی‌ الذی كان له‌ (5) بلا واسطة أو بوساطة أثر شرعی‌ آخر (6) حسب ما عرفت فیما مرّ،

حاصل تنبیه نهم آن است که آن لوازم عقلیّه و عادیّه ای که در تنبیه هفتم یعنی عدم حجّیّت اصل مُثبِت بیان گردید استصحاب نمی تواند آنها را اثبات نماید، خصوص لوزم عقلیّه و عادیّه مُستصحَب است که لازمه وجود واقعی مُستَصحَب باشند مثل استصحاب حیات زید برای ترتّب لازمه عادی آن یعنی انبات لحیه، نه لوازم عقلیّه و عادیّه ای که لازمه وجود واقعی مُستَصحَب نیستند، بلکه لازمه اثبات مُستَصحَب و لو در ظاهر باشند مثل وجوب اطاعت، حرمت معصیت، استحقاق ثواب در صورت اطاعت و استحقاق عقاب در صورت معصیت زیرا این امور، لازمه عقلی وجود واقعی حکم شرعی مُستََصحَب نیستند، بلکه لازمه عقلی اثبات حکم شرعی هستند، چه حکم شرعی به واسطه امارت کاشف از واقع اثبات شود و چه به واسطه استصحاب که هیچ کاشفیّتی از واقع ندارد.

ای بوساطة غیر الأثر الشرعی.

«مِن» در عبارت «من العادی أو العقلی»، «مِن» بیانیّه بوده و هم بیان برای «الأثر الغیر الشرعی» می باشد و هم برای «غیره» ای: «عدم ترتّب الأثر الغیر الشرعی من اللازم العادی للمُستَصحَب أو اللازم العقلی له و کذلک عدم ترتّب الأثر الشرعی بوساطة غیر الأثر الشرعی من اللازم العادی للمُستَصحَب أو اللازم العقلی له».

ای بالاستصحاب.

ای المُستَصحَب.

مثل استصحاب عدم ذبح معروف به استصحاب عدم تذکیه برای ترتیب اثر شرعی نجاست و به تبع آن، اثر شرعی حرمت اکل که اثر شرعی نجاست می باشد، یعنی شارع مقدّس اکل نجس را حرام اعلام کرده و حرمت اکل را اثر شرعی نجاست می داند و نجاست نیز خود اثر شرعی عدم تذکیه است، بنا بر این، استصحاب عدم تذکیه می تواند حرمت اکل را که اثر شرعی اثر شرعی عدم تذکیه یعنی نجاست می باشد را مترتّب نماید.

 

متن کتاب: لا بالنسبة (1) إلى ما كان‌ للأثر الشرعی (2) (3) مطلقا (4)، كان‌ (5) بخطاب الاستصحاب‌ أو بغیره‌ (6) من أنحاء الخطاب (7)، فإنّ آثاره‌ (8) (9) شرعیة كانت‌ أو غیرها (10) یترتب علیه (11) إذا ثبت (11)‌ و لو بأن یُستَصحَب (11)‌ (12) أو كان‌ (13) من آثار المستصحب‌ (14)

عبارت «لا بالنسبة الی ما کان للأثر الشرعی الخ»، عطف بر عبارت «بالنسبة الی ما للمستصحَب واقعاً» می باشد ای: «و لا یکون عدم ترتّب الأثر الغیر الشرعی و لا الشرعی بوساطة غیره من العادی أو العقلی بالاستصحاب بالنسبة الی ما کان للأثر الشرعی مطلقاً، کان بخطاب الاستصحاب أو بغیره من انحاء الخطاب».

ای من اللوازم العادیّة أو العقلیّة.

بهتر این بود که به جای «ما کان للأثر الشرعی» می فرمودند: «ما کان للمُستَصحَب من الأثر الشرعی فی الشبهات الحکمیّة أو الموضوع للأثر الشرعی فی الشبهات الموضوعیّة».

ای و لو ظاهراً.

عبارت «کان بخطاب الاستصحاب الخ»، تفسیر برای «مطلقاً» می باشد ای: «کان الأثر الشرعی مبیَّناً بخطاب الاستصحاب المفید للحکم الظاهری أو بغیره من انحاء الخطاب مثل الأمارات و سائر الأدلّة الاجتهادیّة المفید للحکم الواقعی».

ای بغیر خطاب الاستصحاب.

مراد از آثاری که مطلقاً بر اثر شرعی مُستَصحَب بار می شود، چه با خطاب استصحاب بیان شده باشد و چه با خطابات اجتهادیّه ای مثل امارات و ادلّه قطعیّه، آثار عقلی مثل وجوب اطاعت و حرمت معصیت و استحقاق ثواب در فرض اطاعت و استحقاق عقاب در فرض معصیت می باشد.

ای آثار الأثر الشرعی.

بهتر بود به جای «فإنّ آثاره» که با توجّه به مرجع ضمیر به معنای «فإنّ آثار الأثر الشرعی» می باشد می فرمودند: «فإنّ آثار المُستَصحَب من الأثر الشرعی فی الشبهات الحکمیّة أو الموضوع للأثر الشرعی فی الشبهات الموضوعیّة».

ای غیر شرعیّة و هو الآثار و اللوازم العقلیّة أو العادیة للمُستَصحَب.

ای الأثر الشرعی.

ای فی استصحاب نفس الأثر الشرعی فی الشبهات الحکمیّة.

ای الأثر الشرعی.

ای فی استصحاب موضوع الحکم فی الشبهات الموضوعیّة.

 

متن کتاب: و ذلك (1) لتحقق‌ موضوعها (2) حینئذ (3) حقیقة، فما للوجوب عقلا (4) یترتب على الوجوب‌ الثابت شرعا باستصحابه (5)‌ أو استصحاب موضوعه (6) (7) من‌ وجوب الموافقة (8) و حرمة المخالفة و استحقاق العقوبة إلى غیر ذلك كما یترتب‌ على‌ الثابت (9) بغیر الاستصحاب‌ بلا شبهة و لا ارتیاب فلا تغفل.

ای ترتّب آثار المُستَصحَب مطلقاً، شرعیّةً کانت أو غیرها اذا ثبت المُستَصحَب و لو بالاستصحاب.

ای موضوع آثار المُستَصحَب شرعیّةً کانت أو غیرها.

ای حین إذ کانت آثار المُستَصحَب، من آثاره مطلقاً، سواءٌ کانت بخطاب الاستصحاب أو بغیره من الخطابات الاجتهادیّة الکاشفة عن الواقع کالأمارات.

ای فما للوجوب من اللازم العقلی المطلق و هو اللازم العقلی للوجوب مطلقاً و لو ثبت الوجوب ظاهراً.

ای باستصحاب الوجوب.

ای استصحاب موضوع الوجوب.

مثل اینکه نهار ماه رمضان استصحاب شود و وجوب صوم و امساک به عنوان اثر شرعی مُستَصحَب بر آن بار شود.

«مِن» در عبارت «من وجوب الموافقة الخ»، «مِن» بیانیّه بوده و بیان «ما للوجوب عقلاً» می باشد.

ای الوجوب الثابت.

logo