هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
1405/03/09
بسم الله الرحمن الرحیم
المخصِّص اللبّی فی الشبهة المصداقیّة/سرایة اجمال الخاصّ مصداقاً الی العامّ و عدم سرایته /المقصد الرابع: العامّ و الخاصّ
موضوع: المقصد الرابع: العامّ و الخاصّ/سرایة اجمال الخاصّ مصداقاً الی العامّ و عدم سرایته / المخصِّص اللبّی فی الشبهة المصداقیّة
متن کتاب: هذا (1) إذا كان المخصص لفظیا و أما إذا كان (2) لبيا (3)، فإن كان (4) مما يصح أن يتكل عليه المتكلم إذا كان (5) بصدد البيان في مقام التخاطب (6)، فهو (7) كالمتصل حيث لا يكاد ينعقد معه (7) ظهور للعام إلا في الخصوص و إن لم يكن (4) كذلك (8)، فالظاهر بقاء العام في المصداق المشتبه (9) على حجيته كظهوره فيه (10).
1. ای کلّ ما ذکرنا من حکم ما اذا کان المخصِّص متّصلاً أو منفصلاً عند اجمال المخصِّص مصداقاً.
2. ای و اما اذا کان المخصّص المجمل مصداقاً لبّیاً کالاجماع أو الضرورة أو السیرة العقلائیّة أو المشترّعة الغیر المردوع عنها أو حکم العقل.
3. ای لا لفظیّاً متّصلاً و لا لفظیّاً منفصلاً.
4. ای ذلک المخصّص اللبّی.
5. ای المتکلّم.
6. بأن کان واضحاً علی درجةٍ یمرّ علی ذهن المخاطب فی مقام التخاطب.
7. ای المخصّص اللبّی الذی یصح ان یتّکل علیه المتکلّم اذا کان بصدد البیان فی مقام التخاطب.
8. ای و ان لم یکن المخصِّص اللبّی ممّا یصحّ ان یتّکل علیه المتکلّم اذا کان بصدد البیان فی مقام التخاطب، بل کان ممّا یصحّ ان یتّکلّ علی المتکلّم اذا کان بصدد البیان بعد مقام التخاطب بأن لم یکن وضوحه علی درجةٍ یمرّ علی ذهن المخاطب فی مقام التخاطب، بل یتّضح بعد التأمّل بعد مقام التخاطب؛ فیکون فی حکم المخصِّص المنفصل فی عدم المنع عن الظهور الاستعمالی للعامّ فی العموم بالنسبة الی المصادیق المشتبهة دخولها تحت الخاصّ، لا فی المنع عن حجّیّة العامّ بالنسبة الیها.
9. ای فی المصداق المشتبه دخوله تحت المخصِّص اللبّی.
10. ای کظهور العامّ استعمالاً فی المصداق المشتبه دخوله تحت المخصِّص اللبّی.
متن کتاب: و السر في ذلك (1) أن الكلام الملقى من السيد حجةً (2)، ليس إلا ما اشتمل على العام الكاشف بظهوره (3) عن إرادته للعموم (4)، فلا بد من اتباعه (5) ما لم يقطع بخلافه (6)؛ مثلا إذا قال المولى: «أكرم جيراني» و قطع بأنه لا يريد إكرام من كان عدوا له (7) منهم (8)، كان أصالة العموم باقية على الحجية بالنسبة إلى من لم يعلم بخروجه عن عموم الكلام للعلم بعداوته (9) (10) (11)، لعدم حجة أخرى بدون ذلك (12) على خلافه (13)، بخلاف ما إذا كان المخصص لفظيا،
1. ای و السرّ فی عدم کون المخصِّص اللبّی کالمخصِّص المتّصل اللفظی فی المنع عن انعقاد الظهور الاستعمالی للعامّ فی العموم و لا کالمخصِّص المنفصل اللفظی فی المنع عن حجّیّة الظهور الاستعمالی للعامّ فی العموم فی خصوص ما اذا کان المخصِّص اللبّی ممّا لا یصحّ ان یتّکل علیه المتکلّم اذا کان بصدد البیان فی مقام التخاطب.
2. ای بعنوان الحجّة.
3. ای بظهور الاستعمالی فی العموم.
4. ای ارادة المتکلّم للعموم جدّاً.
5. ای اتّباع الظهور الاستعمالی للکلام فی العموم.
6. لأصالة العموم و هو اصلٌ عقلائیٌّ
7. ای للمولی.
8. ای من جیران المولی.
9. ای بعداوته للمولی.
10. عبارت «للعلم بعداوته»، علّت برای منفیّ یعنی «یعلم بخروجه عن عموم الکلام» و به عبارتی علّت برای علم به خروج یک فرد از عموم کلام می باشد، نه علّت برای نفی یعنی «لم یعلم بخروجه عن عموم الکلام» و به عبارتی عدم علم به خروج یک فرد از عموم کلام.
11. فیشمل عموم الکلام بما هو حجّةٌ، لمن یعلم بعدم عداوته للمولی من الجیران و لمن لم یعلم بعداوته للمولی.
12. ای بدون العلم بصدق المخصّص اللبّی کعداوة الجار للمولی فی قول المولی «أکرم الجیران».
13. ای علی خلاف الظهور الاستعمالی للعامّ فی العموم المحکوم بحجّیّته و مطابقته للمراد الجدّی بأصالة العموم.
متن کتاب: فإن قضية تقديمه (1) عليه (2) هو كون الملقى إليه (3) كأنه كان من رأس لا يعم الخاص (4) كما كان (5) كذلك (6) حقيقة فيما كان الخاص متصلا (7) و القطع بعدم إرادة العدو (8) لا يوجب انقطاع حجيته (9) إلا فيما قطع أنه عدوه (10)، لا فيما شك فيه (11) (12)
1. ای تقدیم المخصِّص المنفصل اللفظی.
2. ای العامّ.
3. و هو العامّ الوارد بعد الخاصّ اللفظی.
4. وجه ذکر تعبیر «کأنّه» به خاطر آن است که در فرض تقدیم مخصِّص منفصل لفظی، حقیقةً عامّ در عموم استعمال شده است، ولی به جهت تقدیم مخصِّص منفصل لفظی بر آن، حکماً همچون صورتی است که حقیقةً در خاصّ استعمال شده باشد و اگرچه در عموم استعمال شده است، ولی به هر حال، نسبت به موارد مخصِّص منفصل لفظی، حجّیّت نخواهد داشت.
5. ای کما کان الملقی الیه.
6. ای کان من رأسٍ لا یعمّ الخاصّ.
7. زیرا همانطور که گذشت، مخصِّص متّصل، مانع از انعقاد ظهور استعمالی عامّ در عموم شده و حقیقةً موجب می شود عامّ، ظهور استعمالی در خصوص پیدا نماید.
8. ای من الجیران الذی امر المولی باکرامهم فی قوله: «اکرم جیرانی».
9. ای حجّیّة العامّ فی العموم.
10. ای عدوّ المولی.
11. ای لا فیما شکّ فی کونه عدوّاً للمولی.
12. به نظر می رسد این فرمایش مرحوم مصنّف یعنی تفصیل بین مخصِّص لبّی که در مقام تخاطب واضح نمی باشد و وضوح آن نیازمند تأمّل بعد از تخاطب است با مخصِّص لفظی منفصل متقدّم بر عامّ، صحیح نیست.
برای اینکه وجه عدم صحّت فرمایش ایشان روشن شود لازم است ابتدا وجه تفاوت مخصِّص لبّی با مخصِّص منفصل لفظی مقدّم بر عامّ دانسته شود و آن اینکه از نظر مرحوم مصنّف، مخصِّص لفظی، اطلاق دارد، به خلاف مخصِّص لبّی که چون دلیل لفظی نمی باشد، لسان نداشته و اطلاق نخواهد داشت و باید به قدر متیقَّن از آن اکتفا شود، لذا در «اکرم جیرانی»، مخصِّص لبّی که در مقام تخاطب، واضح نمی باشد یعنی قطع به عدم جواز اکرام اعداء مولی، دلیل لبّی بوده و قدر متیقَّن از آن، خصوص کسانی است که یقین به عداوت آنها با مولی وجود دارد، در نتیجه در جیرانی که شکّ در عداوت آنها با مولی وجود دارد، مخصِّص لبّی صدق ننموده و عامّ بلا معارض، حجّت خواهد بود.
با توجّه به این مقدّمه در نقد کلام ایشان گفته می شود آنچه در میان فقهاء مبنی بر قدر متیقَّن گیری از دلیل لبّی مشهور شده است، مربوط به شبهه مفهومیّه است، مثل اینکه در «اکرم الجیران»، بر اساس آشنایی که با اخلاق مولی داریم احتمال می دهیم با اکرام جیرانی که از روی نادانی عداوت می نمایند، مشکلی نداشته باشد و در نتیجه علم اجمالی داشته باشیم به اینکه از نظر مولی یا مطلق اعداء مولی جواز اکرام ندارند یا خصوص اعدائی که عالماً عامداً با مولی عداوت می نمایند، در اینجا از دلیل لبّی قدر متیقَّن گیری شده و شامل اعدائی که از روی جهل، با مولی در عداوت هستند نشده و عموم «اکرم جیرانی» نسبت به آنها حجّت خواهد بود، امّا در صورتی که در مخصِّص لبّی، هیچ شبهه مفهومیّه ای وجود نداشته باشد یعنی همین موردی که مرحوم مصنّف مطرح کرده اند که علم تفصیلی به عدم جواز اکرام مطلق اعداء مولی داریم و شکّ ما در اصل دامنه مفهومی مخصِّص لبّی نیست، بلکه شکّ ما در صدق عنوان مخصِّص لبّی یعنی اصل عداوت بر فردی خاصّ بوده و از قبیل شبهه مصداقیّه است، قدر متیقَّن گیری از دلیل لبّی راه نداشته و دلیل لبّی که بعد از مقام تخاطب با اندکی تأمّل واضح می شود همچون مخصِّص منفصل لفظی بوده و بعد از تخاطب یقین حاصل می شود که موضوع عامّ مثل «اکرم جیرانی» بما هو حجّةٌ، عموم جیران نیست، بلکه خصوص جیران غیر عدوّ می باشد و با شکّ در عداوت، همانطور که در صدق خاصّ لبّی یعنی عدوّ بودن این جار شکّ وجود دارد، در صدق موضوع عامّ «اکرم الجیران» بما هو حجّة یعنی جیران غیر عدوّ نیز شکّ حاصل شده و عامّ در چنین مواردی حجّت نیست تا به عموم عامّ برای اثبات حکم وجوب اکرام در جیرانی که شکّ در عداوت آنها وجود دارد تمسّک شود[1] .